آموزش درک خطر ترافیکی

آموزش درک خطر ترافیکی

تصادفات این روزا یکی از عاقبتای زندگی ماشینیه و چیزی گریزناپذیری حساب می­شه، هرچند با اقدامات بازدارنده و آموزش درست ترافیکی می­توان این آسیب رو تا حد زیادی کم کرد ولی به‌طور به صفر نمی رسه (عبدالرحمانی، 1388). آزمون و آموزش درک خطر در چندین کشور، یکی از وسایل دخالت­ای واسه کاهش تعداد تصادفات میان گروه رانندگان تازه­کار بیش‌ازپیش اهمیت پیدا کرده (سکستون[1]، 2001؛ فرگوسن[2]، 2003؛ به نقل از یونال، 2006). در خیلی از تحقیق­ها خطرپذیری به­عنوان پدیده آموزش داده‌شده موردمطالعه قرار گرفته (به‌عنوان‌مثال، گرینه[3] و همکاران، 2000). به این معنا که افراد چگونگی رفتارشون رو از راه آشنایان و همسالان خود می­آموزند.

با در نظر گرفتن تصادفات، سطوح رفتاری رانندگان از اهمیت ویژه­ای برخورداره و لازمه که رانندگان علاوه علم و مهارت­های رانندگی، سطوح چندگانه مهارت­های باخبر شدن از خطر و خود-آزمایش رو هم داشته باشن (هاتاکا، کسکینن، گریگرسن، گلد و هرنتکوسکی[4]، 2002؛ به نقل از رولوفز، ویسرز، اونا و ناگل، 2009). الان در بیشتر کشورهای اروپایی، برنامه­های آموزش رانندگی در هردو مرحله­ی قبل و بعد از دادن گواهی­نامه­ی رانندگی در حال اجراست. علاوه این، برنامه­های ابتدایی­ی آموزش رانندگان بیشتر به­عنوان یه طرح درس با به کار گیری آموزش­دهندگان حرفه­ای رانندگی باهدف آموزش نظام‌ان تکالیف رانندگی، بهبود پیدا کرده. علاوه تموم این موارد، ابتکاراتی (در حال اجراست) واسه آموزش دائمی ایمنی جاده ظاهر پیدا کرده. درواقع تلاش بر اینه تا مراحل آموزش رانندگی، یه مراحل درازمدت یا بهتر گفته شه فرایندی که واسه تموم طول دوره­ی زندگی ادامه­دار باشه (ویسرز، ون­بتیوو، ناگل، کوایزترا، و هارتولد[5]، 2007؛ به نقل از رولوفز و همکاران، 2009). تا همین آخرای، و در دیدگاه­های سنتی آموزش رانندگی، وسایل رانندگی به شکل آزمون­های جداگونه یعنی آزمون­هایی درباره­ی علم قوانین رانندگی به‌صورت تئوری (آئین­نامه) و جدای از آن، آزمون­های مهارت­های فنی رانندگی که معمولاً در جاده (تو شهری) صورت می­گرفت (طوری که حالا در ایران اجرا می­شه). آموزش­های الان رانندگی که فقط چیجوری کار کردن با وسیله نقلیه رو به افراد آموزش بدن، به‌طورکلی فاکتورهایی رو که به تصادف منجر می­شه رو مشخص نمی­کنن و نمی­تونن رانندگی ایمن­تر رو تضمین کنن. درواقع، فرض بر اینه که این­گونه آموزش­ها، احساس متورم شده اعتمادبه‌نفس در توانایی رانندگی رو القا می­کنن، ممکنه دلیل شن تا اون‌ها با دقت کمتری رانندگی کنن و با خطراتی که می­شد پیشگیری کرد، بر بخورن (کریستی[6]، 2001؛ لانگفورد[7]، 2003؛ به نقل از رافتری و واندرسیتز[8]، 2011). به‌طور بین­المللی، آزمایش جنبه­های بیشتری از رانندگی به‌طور رو به رشد ساپورت می­شه که عبا سریع از: تحمل خطر[9]، درخشش رفتار رانندگی فرد بر خودش[10]، و درک خطر (رولوفز و همکاران، 2009).

دیری و فیلدز (1999) هم به‌طور خلاصه بیان می­کنه که تلاش­های زیادی رو جهت افزایش و بهبود درک خطرات ترافیکی داشته که شامل به کار گیری عکس­ها، کلیپ­های ویدئویی و رانندگی مثل­سازی­شده می­شه. اون هم اینکه پس از بررسی دیداری[11] هم به‌طور موفقیت­آمیزی واسه آموزش درک خطر به کار گیری کرده. به همین خاطر، پولاتسک و همکارانش (2006) تونستن با به کار گیری آموزش درک خطر در محیط مثل‌سازی‌شده، حرکات چشمی افراد رو در جستجوی خطرات بالقوه بهبود بخشن (کروندال و همکاران، 2006). در همون منبع آمده که، چاپمن و همکارانش (2002) نشون دادن که بهبود حرکات چشمی درزمان روند آموزش درک خطر در مطالعه­ی پیگیری سه ماهه بازم قابل‌تشخیص بوده و در رانندگی واقعی افراد دیده می­شه.

پول-نام-تصویر

فرض برنامه­های دخالت­ای بر این بوده که آگاه شدن بر اینکه رفتارای خاص، خطری رو در برداره باعث می شه که ادما از آن رفتارها دوری کنه. درسته که نباید درباره­ی این فرض زیاد ساده­انگار و خوش­بین بود (میلستین و هاپرن-فلشر، 2002). دلایلی هست که بیان می­کنن، دوره­های آموزش رانندگی می­تونه مهارت­ها و علم مربوط به رانندگی رو بهبود می­بخشه، ولی این افزایش سطح علم و مهارت، ً بیان‌کننده‌ی کاهش رفتار پرخطر و اندازه تصادفات کمتر، نیس (مای­هوی و سیمسون، 1996؛ به نقل از ماستن، 2004). بااین‌وجود، آزمایش روش­های آموزشی بیرون از جاده واسه رانندگان تازه­کار و آموزش درک خطر به اون‌ها بدون اینکه اون‌ها در برابر جاده واقعی و موقعیت­های واقعی مثل تصادفات قرار بگیرن، مثل آموزش از راه تفسیر رانندگی (به‌عنوان‌مثال گریگرسن[13]،1993، 1994؛ مارک و استن، 1997؛ اسپولاندر، 1990)، آموزش غیرمستقیم و باواسطه (به‌عنوان‌مثال رگان، دیری، و تراگز، 1998)، آموزش درک خطر (به‌عنوان‌مثال مک­کنا و کریک، 1991)، و آموزش اولویت قابل­تغییر از راه کنترل توجه (به‌عنوان‌مثال رگان، دیری، تراگز، 1998) و رانندگی به‌وسیله‌ی مثل­ساز رانندگی، یافته های مفید نتیجه ای رو نشون دادن (دیری، 1999؛ به نقل از مانسن، 2004).

پول-نام-تصویر

مک­کنا، هورسویل و الکساندر (2006) پیشنهاد دادن که با آموزش پیش­بینی کردن، کارکرد درک خطر در رانندگان تازه­کار بهبود می­یابد. بااین‌حال، سومر، یونال و بیردال (2007) پیشنهاد می­کنن که پیش­بینی تخلفات دور از انتظار دیگه کاربران (با در نظر گرفتن اینکه در ترکیه بسیار رایجه) رانندگان تازه­کار رو نسبت به خطر تصادف آسیب­پذیر می­کنه اون‌ها به این نتیجه رسیدن که آموزش رانندگان تازه­کار باید طبق خطرات عادی در محیط رانندگی که نشون دهنده الگوهای رفتاری خاص اون فرهنگ و موقعیت­های ترافیکی آنجاست، صورت بگیره تا بتونه مثرثمر باشه. به همین خاطر فیشر، پولاتسک و پرادهن[17] (2006) و پولاتسک، دیوکار و فیشر[18] (2012) در تحقیق­های خود بیان می­کنن که تمرین دادن به رانندگان جوون از راه نشون دادن اسلاید و یا فیلم­های آموزشی می­تونه درک خطر اون‌ها رو به‌طور معناداری زیاد کنه. مک­کنا و کریک (1994) تونستن درک خطر گروهی از افراد بی‌تجربه رو از راه کلیپ­هایی زیاد کنن، به‌این‌ترتیب که اون‌ها کلیپ­هایی رو نشون دادن و در موقعیت­هایی فیلم رو نگه‌داشته و از آزمودنی­ها پرسیده می­شه تا اتفاق احتمالی پیشرو رو پیش­بینی کنن. این آموزش، نمرات آزمون­های درک خطر بعدی رو بهتر کرد (مشابه یافته های هاورث و میول­ویهیل، 2006؛ به نقل از کروندال و همکاران[19]، 2006). آلبرتی و همکاران[20] (2012) در تحقیق خود پیشنهاد می­بدن که مثل­سازی طبق فیلم­هایی از موقعیت­های واقعی ترافیکی نه­تنها وسیله با ارزشی واسه بهبود هماهنگی و مهارت­های حرکتیه بلکه واسه بهبود بخشیدن به درک خطر در رانندگان جوون یه وسیله قاطع به­حساب می­آید (بدون اینکه به افراد آموزش مشخصی داده شه). رگان، دیری و تریجز (1998) نشون دادن که درک خطر در رانندگان تازه­کار به‌طور غیرمستقیم با آموزش کنترل توجه افزایش می­یابد.

پول-نام-تصویر

کریک و مک­کنا (1991) مهارت درک خطر رانندگان باتجربه قبل و بعد از دوره­ی آموزشی پیشرفته رو آزمایش کردن. درک خطر از راه زمان عکس العمل خطراتی ویدئویی نشون داده شده که از دید راننده گرفته بودن اندازه­گیری شد. واسه راننده­هایی که تازه­کار نبودن، بیشترین زمان پنهون شدگی خطر ثبت‌شده بود. پس­آزمون پس از هشت-نه ماه بعد از آموزش انجام شد. یافته ها نشون داد که در افراد آموزش ندیده تغییر معناداری در زمان عکس العمل آزمودنی­ها دیده نشد، درحالی‌که افراد آموزش­دیده به‌طور معناداری به خطرات سریع­تر جواب دادن روشی دیگه واسه بهبود درک خطر می­تونه افزایش ساده اطلاعات درباره­ی خطرات باشه، اطلاعاتی مثل شناسایی لحظه­ی قبل از تصادف یا تهیه­ی آمارهایی از افزایش خطر رانندگی در شب (هاورث، سیمنز و کووالدو، 2000).

مک­کنا (2006) در تحقیق خود بیان می­کنه که انتخاب سرعت بالای در رانندگی با درک خطر پایین رابطه­ی با معنی دارن و ثابت می­کنه، آدمایی که در طیف سرعت، تمایل دارن بالاترین سرعت رو انتخاب کنن، در پیوستار رفتارای ، بیشترین شاخص رو نشون می­بدن و بیشتر تمایل دارن به وسایل نقلیه دیگه نزدیک شن، در انتهای طیف درک خطر هستن و احتمال تخلفات رانندگی در اون‌ها بیشتره. ایشون در تحقیق دیگه خود به این مورد اشاره داره، آدمایی که به اون‌ها آموزش درک خطر داده شده بود نسبت به گروه دلیل که این آموزش به اون‌ها نشده بود، در بین آزمون انتخاب سرعت، سرعت کمتری رو انتخاب می­کردن.

گریفین، بوتوین و نیکولز (2004) برنامه آموزشی مهارت­های زندگی رو در ایالات‌متحده آمریکا اجرا کردن، که از مهم‌ترین یافته­هاش که در رابطه به رانندگی بود، اینه که این برنامه روی خطرات ترافیکی درواقع روی رانندگی خطر­آمیز (مثلاً رانندگی در حال مستی) اثر مثبتی داشته (به نقل از رافتری و واندرسیتز، 2011). کروندال و همکاران (2006)، در تحقیق خود دیدن بعضی از رفتارای خاص رانندگان با دخالت این آموزش بر اساس مثل­ساز، کم شده.

کروندال، چاپمن، فلپس و آندروود (2003) در تحقیق خود بیان می­کنن که بخش کلی­ای از اطلاعاتی که یه راننده ممکنه در بین رانندگی با اون‌ها مواجه بشه، بیشترً به‌واسطه‌ی دیداری هستش. کسب اطلاعات دیداری به تحت اثر تجربه و آموزش قرار می­گیرد. پولاتسک، ناریانان، پرادهان و فیشر[22] (2006) در تحقیق خود نشون دادن که توانایی دقیق شدن و فوکوس کردن واثبات کردن روی منطقه­ی خطر در بازه­ی زمانی مناسب رو می­توان از راه برنامه­های آموزشی بر اساس کامپیوتر تعلیم داد که طبق اون مربیان آموزشی به افراد می­گفتن که واسه کاهش خطر باید به کدوم قسمت نگاه کنن.

پول-نام-تصویر

آموزش درک خطر به دو روش امکان­پذیره: الف) داخل-جاده که در اون، آموزش­دهنده همراه با آزمودنی در جاده حرکت می­کنن و توجهشون رو به‌طرف خطرات احتمالی جهت می­بدن و درباره­ی راهبردهای دوری­کننده­ی احتمالی با یکدیگر گفتگو می­کنن. ب) روش آموزشی بیرون-جاده در موقعیت کلاسی که آموزش­دهنده از فیلم و عکس به کار گیری می­کنه، تشکیل می­شه. البته یه گزینه­ی دیگه آموزش از راه مثل­سازه که هم تقریباً گران و هم اینکه تو یه زمان فقط یه آزمودنی می­تونه در آموزش شرکت کنه (رگان، دیری و تریجز، 1998). در آموزش داخل-جاده[23]، افراد در مسیرهای محلی مشخص‌شده‌ای در جلسات یه‌ساعته به مدت یه هفته رانندگی می­کنن. اون‌ها به وسیله یه مربی همراهی می‌شن که به‌طور همیشگی شرایط جاده رو توضیح می­کنه. این روش به راننده­ها کمک می­کنه تا یاد بگیرن خطرات بالقوه جاده رو شناسایی کنن. بعدازآن جلسات ابتدایی مربی درباره­ی مناطقی که نیازه آزمودنی در اون‌ها پیشرفت کنه، توضیح می­بده و اهداف جلسات بعدی رو تعیین می­کنه (میلز و همکاران، 1998). میلز و همکاران (1998) دریافت که ترکیب دو روش داخل-جاده و بیرون-جاده (آموزش کلاسی) به بیشترین کاهش در زمان عکس العمل درک خطرات منجر شد و بعدازآن روش داخل-جاده بوده و آخر سرً اثرات روش بیرون-جاده در زمان عکس العمل درک خطره (هاورث، سیمنز و کووالدو، 2000).

[1]. Sexton, E.

[2]. Ferguson, S. A.

[3]. Greene, A.

[4]. Hatakka, N., Keskinen, E., Gregersen, N.P., Glad, A., & Hernetkoski, K.

[5]. Vissers, J.A.M.M., Van Betuw, A.M., Nägele, R.C., Kooistra, A. & Harteveld, M

[6]. Christie, N.

[7]. Langford, D.

[8]. Raftery, S.J. & Wundersitz, L.N.

[9]. risk tolerance

[10]. reflection on one’s own driving behavior

[11]. visual scanning

[12]. off-road

[13]. Gregersen, N. P.

[14]. Marek, J., & Sten, T.

[15]. Spolander, K.

[16]. Regan, M., Deery, H. A., & Triggs, T. J.

[17]. Fisher D.L.  Pollatsek, A.P. &, Pradhan, A.

[18]. Pollatsek, A., Divekar, G., & Fisher, D. L.

[19]. Crundall, D., Chapman, P., Underwood, G., van Loon, E., & Chapman, G.

[20]. Alberti, C. F., Gamberini, L., Spagnolli, A., Varotto, D., & Semenzato, L.

[21]. Griffin, K. W., Botvin, G. J., & Nichols, T.R.

[22]. Pollatsek, A., Narayanaan, V., Pradhan, A., & Fisher, D. L.

[23]. on-road

این نوشته در آموزشی ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.