بررسي فراواني دو كفه اي ها و شكم پايان در سواحل صخره اي طيس، واقع در خليج چابهار

بررسي فراواني دو كفه اي ها و شكم پايان در سواحل صخره اي طيس، واقع در خليج چابهار

محمد كاظميان1، پيمان دلفيه2، مژگان خدادادي3

1- عضوهيت علمي دانشگاه ازاداسلامي واحد علوم وتحقيقات تهران ( گروه شيلات )
2- دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي شيلات دانشگاه آزاداسلامي واحد علوم و تحقيقات خوزستان
3- عضو هيت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز
peyman_delfieh@yahoo.co.uk

چكيده
در اين بررسي، نمونه هاي فصلي از دوكفه اي ها و شكم پايان در مدت يكسال از فروردين تا اسفند 1387 از سواحل صخره اي طيس، واقع در خليج چابهار جمع آوري گرديد. نمونه ها از سه ايستگاه بالاي جزر ومدي، ميان جزر و مدي و پايين جزر و مدي جمع آوري شد. بر اساس نتايج 34 گونه از دوكفه اي ها و شكم پايان مورد شناسايي قرار گرفتند و فراواني آنها در جمعيت به ترتيب 6/23 درصد براي دوكفه اي ها و 9/39 درصد براي شكم پايان محاسبه گرديد.

كلمات كليدي : شكم پايان، دوكفه اي ها، سواحل صخره اي، طيس، چابهار و درياي عمان

مقدمه
بيش از 70 درصد سطح كره زمين را اكوسيستم هاي مختلف آبي شامل اقيانوس ها، درياها، درياچه ها و خليج ها تشكيل مي دهند. اين پيكره هاي آبي كه به طرق مختلف با يكديگر در ارتباط مي باشند نقش عمده اي در نظام جهاني محيط زيست ايفا مي كنند (Welch, 1992). بسياري از موجودات بنتيك مانند دوكفه اي ها و شكم پايان غذاي اصلي ماهيان كفزي و يا حتي ماهيان پلاژيك را شامل مي شوند و بنابراين حلقه ارتباطي بسيار مهمي در انتشار انرژي و تجديد مواد غذايي در آبهاي جهان به حساب مي آيند.
از لحاظ جغرافيايي منطقه طيس در فاصله 6 كيلومتري جاده چابهار- كنارك، در ساحل خليج چابهار و در مجاورت پاسگاه ژاندارمري طيس، خوري كوچك، با يك دهانه اصلي و يك دهانه فرعي قرار دارد، كه به خور طيس يا خور پاسگاه موسوم است. صيادان محلي به هنگام مد كامل، شناورهاي خود را به منظور تعمير، به پشت حوضچه انتقال مي دهند، بخش شمالي خور كه توسط موج شكن سنگي در حال احداث، از بخش جنوبي ان مجزا شده است، به دليل اينكه محل تعمير شناورهاست، داراي آلودگي هاي نفتي و روغني نسبتا زيادي مي باشد. جنس بستر در اين قسمت بيشتر شني- ماسه اي تا گلي-لجني مي باشد. در حاليكه بخش جنوبي ان داراي مناطق سنگي مي باشد. اين خور به دليل شرايط خاصي كه دارد، يكي از پرتنوع ترين و جالبترين مناطق مورد بررسي از نظر دارا بودن انوع آبزيان زنده ناحيه بين جزرو مدي مي باشد.
سواحل صخره اي به دليل ثبات بستر و وجود زيستگاه هاي متنوع از جمله پوشش جلبكي، وجود درز و شكاف در صخره ها، فضاهاي موجود در بين قطعات سنگ و وجود حوضچه هاي پر آب موجود در ناحيه جزر ومدي اين سواحل داراي تنوع بالايي از دوكفه اي ها و شكم پايان نسبت به سواحل گلي – ماسه اي مي باشند (Meadows and Campell, 1986).
اگر چه مطالعاتي در رابطه با توزيع اجتماعات بنيتك در حوزه آبهاي خليج فارس و درياي عمان صورت گرفته اما در مورد سواحل صخره اي تحقيقات بسيار اندك صورت گرفته است بر اين اساس، بررسي حاضر مي تواند ما را از پخش و پراكنش دوكفه اي ها و شكم پايان و تغييرات آنها در محدوده منطقه جزر ومدي و فصول مختلف و تاثير فاكتورهاي زيست محيطي بر روي آنها آگاه سازد.
اين مطالعه با هدف بررسي تعيين ناحيه بندي زيستي دوكفه اي ها و شكم پايان در سواحل صخره اي طيس، بررسي ميزان پراكنش دوكفه اي ها و شكم پايان در فصول مختلف و تعيين ميزان پراكنش، معرفي گونه هاي شناسايي شده منطقه مورد مطالعه و تغييرات فصلي دوكفه اي ها و شكم پايان انجام گرفته است.
سابقه ي مطالعات كمي در سواحل صخره اي در منطقه طيس وجود دارد و با انجام اين مطالعه وضعيت تراكم و پراكنش دوكفه اي ها و شكم پايان سواحل صخره اي منطقه طيس مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روش ها
اين بررسي بر روي دو كفه اي ها و شكم پايان از فروردين سال 1387 تا اسفند سال 1387 به مدت يكسال انجام شد. نمونه برداري به طور فصلي و يك بار در يك فصل صورت گرفت و نتايج آن ثبت شد.
با توجه به مساحت سواحل صخره اي منطقه طيس، تعداد 5 ترانسكت طوري انتخاب گرديد كه تمام منطقه جزر و مدي طيس را پوشش دهند و هر يك از اين 5 ترانسكت را در 3 ايستگاه بالاي منطقه جزر ومدي، پايين منطقه جزر و مدي و ميان منطقه جزر ومدي مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونه برداري يك نوبت در هر فصل انجام شد.

جدول1: موقعيت جغرافيايي ايستگاه هاي نمونه برداري با استفاده از GPS منطقه طيس در سال 1387
موقعيت جغرافيايي شماره ايستگاه
N E
25o21′11.36′′ 60o36′20.08′′ ايستگاه اول
25o30 12′ ′′ 60o44 11′ ′′ ايستگاه دوم
25o39 33′ ′′ 60o47 15′ ′′ ايستگاه سوم
25o33 96′ ′′ 60o56′12.10′′ ايستگاه چهارم
25o45 8′ ′′ 60o55 23′ ′′ ايستگاه پنجم

بدين ترتيب كه ابتدا بر اساس جداول جزر و مدي (tide table)، ساعت نمونه برداري در هر شبانه روز كه در واقع در زمان جزر كامل بود مشخص مي گرديد. لازم به توضيح است كه بهترين زمان نمونه برداري در اوايل و اواسط هر ماه قمري مي باشد زيرا كه بيشترين دامنه كشند دراين زمان مي باشد.
جمع آوري نمونه ها و شمارش آنها در 5 ترانسكت كه هر يك شــامل 3 ايستگاه، بالاي منطقــه جزر ومدي، پايين منطقه جزر و مدي و ميان منطقه جزر ومدي مي باشند صورت مي پذيرفت.
بدين نحوه كه در هر ايستگاه 3 نمونه با پرتاب 3 كوادرات يك متر در يك متر به طور تصادفي جمع آوري وشمارش موجودات درون هر كوادرات انجام مي شد. اين كوادرات يك متر در يك متر به صورت مشبك داراي 16 خانه بود، تعداد 5 خانه تصادفي انتخاب و تعداد موجودات مورد نظر در آنها شمارش و در كل كوادرات محاسبه شد.
بعد از صيد و جمع آوري نمونه ها، با استفاده از پنس فلزي و كاردك تعدادي از آنها به ظروف پلاستيكي مخصوص نمونه برداري منتقل كرده و بعد با ريختن فرمالين 4 درصد و يا الكل اتيليك بر روي آنها، تثبيت و به آزمايشگاه منتقل گرديدند. سپس نمونه ها با استفاده از كليد هاي شناسايي نظير Fauna and Flora of Bermuda ،
.شناسائي شدند Sea shore of Kuwait Persian Gulf

نتايج
در بررسي هاي انجام شده در مجموع 23 گونه از گروه دوكفه اي ها مورد بررسي و شناسايي قرار گرفت (جدول ،1) كه بر اين اساس دوكفه اي ها با ميانگين 5705 عدد، 6/23 از كل جمعيت ماكروبنتوزها را شا مل مي شوند.
تراكم دوكفه اي ها در ايستگاه هاي مختلف و در فصول مختلف در منطقه طيس بررسي شد. حداكثر فراواني دو كفه اي ها در ايستگاه بالاي جزر و مدي با 2060 عدد، معادل 1/36 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها در تمام سال و ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 1843 عدد، معادل 3/32 درصد و ايستگاه ميان جزر و مدي با تعداد 1802 عدد، معادل 5/31 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها مي باشد(شكل1).
ميزان تراكم دو كفه اي ها از بهار تا تابستان رو به كاهش است و درصد فراواني دو كفه اي ها نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها از بهار تا زمستان عبارت است از 9/31، 1/18، 5/30 و 2/19 (شكل 2).
بيشترين فراواني دو كفه اي ها در كل سال به ترتيب مربوط به گونه هاي Sacostera cucullata با تعداد 4553 عدد در تمام ايستگاه هاAmiantis umbonella باتعداد 55 عدد و Arca plicata با تعداد 33 عدد به ترتيب 8/79، و 9/0 5/0 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها مي باشد كه گونه هاي غالب دوكفه اي ها را شامل مي گردند و بقيه گونه هاي دو كفه اي ها در مجموع 8/18 درصد از كل جمعيت دوكفه اي ها را در بر مي گيرند (نمودار3).
بيشترين فراواني دو كفه اي ها در هر سه ايستگاه مربوط به گونه Sacostera cucullata به ترتيب بـا ميانگيـــن 2001، 1251 و 1301 عدد معادل با 35، 9/21 و 8/22 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها مي باشد.
كمترين فراواني دوكفه اي ها در ايستگاه بالاي جزر و مدي مربوط به گونه Cardiata bicolor با 3/0 درصد و در ايستگاه ميان جزر و مدي و پايين جزر و مدي مربوط به گونه Semele sinensisبا و 1/0 2/0 درصد به ترتيب نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها درايستگاه ها ي سه گانه مي باشد.
حداكثر تراكم دو كفه اي ها در فصول مختلف سال مربوط به گونهSacostera cucullata فصل بهار با تعداد 1477 عدد 8/25 درصد، فصل تابستان با تعداد 791 عدد 8/13 درصد، فصل پاييز با تعداد 1330 عدد 5/28 درصد و فصل زمستان با تعداد 955 عدد 7/16 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها در تمام سال مي باشد.
جدول 2: فهرست گونه هاي دوكفه اي شناسايي شده در منطقه طيس (7831)
نام علمي گونه رديف
Calista erycina 1
Amiantis umbonella 2
Calista pectinatum 3
Circe corrugata 4
Circenita callipyga 5
Timoclea mbricata 6
Paphia.gallus 7
Sunetta effossa 8
Apolymetis angulata 9
Semele sinensis 10
Sanguinolaria cumingana 11
Trachycardium asiaticum 12
Trachycardium laconosum 13
Lavicardiumpapyraceum 14
Cardita bicolor 15
Ctena divergenus 16
Chama pacifica 17
Corbula modesta 18
Anadara rufescens 19
Arca plicata 20
Arca ventricola 21
Spondylus exilis 22
Saccostera cucullata 23

شكل 1: مقايسه ميانگين فراواني دوكفه اي ها در ايستگاه هاي نمونه برداري در منطقه طيس در سال1387

نمودار2: مقايسه درصد فراواني دوكفه اي ها در فصول مختلف نمونه برداري منطقه طيس در سال 1387

شكل 3: مقايسه درصد فراواني گونه هاي غالب دوكفه اي ها در منطقه طيس در سال 1387

شكم پايان در تمامي ايستگاه ها و فصول از تراكم بيشتري برخوردار بودند. در بررسي هاي انجام شده در مجموع 11 گونه شناسايي و بررسي شد. تعداد شكم پايان در بررسي هاي انجام شده در طول سال 9522 عدد معادل 3/39 درصد كل ماكروبنتوزها را در بر مي گيرند (جدول 2).
بيشترين فراواني شكم پايان در ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 3364 عدد معادل 3/35 درصد و حداقل آن در ايستگاه هاي بالاي جزر و مدي و پايين جزر و مدي با ميانگين 2985 و 3173 عدد معادل3/31 و 3/33 درصد به ترتيب نسبت به كل جمعيت شكم پايان ايستگاه هاي مختلف مي باشد.(شكل 4). حداكثر فراواني شكم پايان مربوط به گونه Patella euust apica با ميانگين2250 ،Ficus licus با ميانگين 1920 و گونه Turritella terbera با ميانگين 1174 عدد به ترتيب معادل با 6/23، 1/20، 3/12 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در تمام ايستگاه ها مي باشد كه گونه هاي اغلب شكم پايان را شامل مي شوند و بقيه شكم پايان 44 درصد از كل جمعيت شكم پايان را تشكيل مي دهند. (اشكال و5 6).
در ايستگاه بالاي جزر و مدي گونه غالب شكم پايان مربوط به گونه P. apica با ميانگين 350 عدد معادل 6/3 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان ايستگاههاي مختلف بيشترين ميزان فراواني و كمترين را گونه هاي Arechitectonica laevigata، Bulla ampulla با 01/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان ايستگاه بالاي جزر و مدي تشكيل دادند. در ايستگاه ميان جزر و مدي بيشترين فراواني شكم پايان مربوط به گونه P.apica با ميانگين 800 عدد در متر مربع معادل 4/8 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در ايستگاه هاي مختلف و كمترين آن مربوط به گونه B. ampulla با 03/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در ايستگاه هاي مختلف بوده است.
بيشترين ميزان تراكم شكم پايان درايستگاه پايين جزر و مدي مربوط به گونه P.apica با ميانگين 1100 عدد در متر مربع معادل 5/11 درصد و گونه هاي B. ampulla و Umboniu vestarium هركدام با 06/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در ايستگاه پايين جزر و مدي است.
حداكثر ميزان فراواني شكم پايان در فصول بهار، تابستان، پاييز و زمستان مربوط به گونه P.apica به ترتيب با ميانگين 535، 300، 1010 و 450 عدد به عبارت ديگر 6/5، 1/3، 6/10، 2/4درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان به ترتيب در فصول مختلف مي باشد(شكل 7).
كمترين ميزان فراواني شكم پايان در فصل بهار مربوط به Oliva bulbosa و Turbo coronatus هركدام با 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در فصل بهار، در فصل تابستان گونه هاي A. laevigata و B.
ampulla هر كدام با 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان، در فصل پاييز گونه هاي B. ampulla و A. lavigata با 01 و/0 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در فصل پاييز و در فصل زمستان گونه هاي
B. ampulla و U. vestiarum با 01/0. 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان مي باشد.

جدول 2: فهرست گونه هاي شكم پايان شناسايي شده در منطقه طيس در سال 1387

نام علمي گونه رديف
Ficus salebrosa 1
Diodora rueppli 2
Patella euust apica 3
Umbonium vestiarum 4
Turritella terbera 5
Architectonica laevigata 6
Ficus licus 7
Oliva bulbosa 8
Bulla ampulla 9
Turbo coronatus 10
Babylonica spirata 11

پايين جزر ميان جزر بالای جزر 0ومدی ومدی ومدی

شكل 4: مقايسه ميانگين فراواني شكم پايان در ايستگاه هاي نمونه برداري در طول سال منطقه طيس در سال 1387

شكل 5: مقايسه درصد فراواني گونه هاي غالب شكم پايان در طول سال منطقه طيس در سال 1387
0 P.apica F.licus T.terbera

نمودار6: بررسي فراواني گونه هاي غالب شكم پايان در طول سال منطقه طيس در سال 1387

شكل 7: مقايسه درصد فراواني جمعيت شكم پايان در فصول مختلف سال منطقه طيس در سال1387

بحث و نتيجه گيري
مطالعه و بررسي ساختار جوامع بنتيك در اكوسيستم هاي مختلف آبي جايگاه خاصي در بررسيهاي اكولوژيك موجودات آبزي به خود اختصاص داده است. اهميت دوكفه اي ها و شكم پايان در دريا نه تنها به جهت حضور آنها در بخش عمده اي از زنجيره غذايي دريايي به عنوان غذاي اصلي ماهيان كفزي است بلكه وجود يا عدم وجود برخي از گونه هاي بنتيك مانند برخي از شكم پايان، دوكفه ايها در برخي از آبها نشان دهنده كيفيت آب از نظر ميزان آلودگي و يا عدم آلودگي مي باشد. شناسايي و تعيين فراواني اين گونهها كه به آنها شاخص هاي بيولوژيك گفته مي شود ( Hilly and Glematec, 1991) همواره مورد توجه اكولوژيست هاي دريايي در اين گونه بررسي ها بوده است.
تغييرات و نوسانات مشاهده شده در ميزان فراواني و تنوع دوكفه اي ها و شكم پايان منطقه مورد مطالعه طي بررسي حاضر مي تواند ناشي از تغييرات شرايط محيطي از جمله شوري و دما در منطقه باشد. توزيع و فراواني كليه گونه هاي جانوري در طبيعت نتيجه تاثير متقابل و پيچيده پارامترهاي مختلف محيطي است.
طبق نتايج به دست آمده منطقه طيس در مقايسه با ساير اكوسيستم ها ي آبي نشانگر تراكم بالاي بستر اين منطقه، از نظر دوكفه اي ها و شكم پايان است. تراكم دوكفه اي ها و شكم پايان در آبهاي ساحلي Gangolli در بخش غربي سواحل هندوستان بين حداكثر 3700 تا حداقل 900 فرد در متر مربع ثبت گرديده است(3991 ,.Prabhu et al). همين طور در خليج Marmugoa در Goa واقع در بخش مركزي سواحل غربي هند، تراكم و فراواني دوكفه ايها و شكم پايان بين حداقل 498 عدد تا حداكثر 1107 عدد اندازه گيري شده است (4991 Raghukumar et al., ). اين محقق معتقد است بندر خليج Marmugoa همواره حجم وسيعي از فاضلاب هاي شهري و صنعتي و موايد زايد ناشي از صيد و صيادي را دريافت مي دارد به طوري كه اين وضعيت شرايط نامطلوب را براي رشد و نمو گونه هاي بنتيك فراهم آورده، در نتيجه موجب كاهش تراكم اين موجودات گرديده است. در يك بررسي ديگر در بخش داخلي خليج سوانسي (Swansea Bay) در انگلستان واقع در يك محدوده صنعتي حداكثر تراكم دوكفه اي ها و شكم پايان معادل 3174 عدد اندازه گيري گرديده است (Harkantra, 1982).
تراكم گونه هاي دوكفه اي ها و شكم پايان در فصول نمونه برداري از تغييرات زيادي برخوردار بود. اين گونه نوسانات در تراكم مي تواند تابعي از نوسانات توليد مثل نيز باشد. همان گونه كه Bochert (1996) در مطالعات خود اشاره نموده است كاهش در تخم ريزي يا عدم توانايي تخم ريزي مي تواند در اثر كمبود مواد غذايي و يا افزايش انرژي مصرفي براي روندهاي متابوليك ناشي از استرس وضعيت هاي محيطي مانند نوسانات دما، شوري، كمبود اكسيژن و تغييرات كميت و كيفيت غذا باشد.
در گروه دوكفه اي ها بين ايستگاه هاي سه گانه بيشترين تراكم و فراواني در ايستگاه بالاي جزر و مدي با مقدار 2060 عدد معادل 1/36 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها مشاهد مي شود. ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 1843 عدد، معدل 3/32 درصد و ايستگاه ميان جزر و مدي با تعداد 1802 عدد، معادل 5/31 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها مي باشد. ايستگاه بالاي جزر و مدي به دليل اينكه مدت زمان بيشتري نسبت به دو ايستگاه پايين دست خود در طي سيكل جزر ومدي از آب بيرون مي باشد تاثير عامل خشكي زدگي در ان بيشتر و نوسانات فاكتورهايي مانند شوري و دما در ان شديدتراست. اما دليل تراكم زياد دوكفه اي در ايستگاه را اين طور مي توان توجيه نمود كه دربين گروه هاي دوكفه اي، گونه Sacostera cucullata با ميزان فراواني 8/79 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها خانواده غالب اين گروه و تشكيل دهنده قسمـت اعـظـم جمعيت دوكفـه اي ها مي باشد. اين خانواده نسبت به عامل خشكي زدگي و نوسانات شديد فاكتورهاي محيطي بسيار مقاوم است كه ازدياد تراكـــم دو كفه اي ها را درايستگاه بالاي جـزر و مدي سبب مي گــردد. تغييــرات فراواني و تــراكم در جمعــيت دوكفه اي ها در فصول مختلف تحت تاثير تغييرات فصلي فاكتورهاي فيزيكو شيمي ايي آب خصوصا اكسيژن محلول وشوري مي باشد.
ميزان تراكم دو كفه اي ها از تابستان به بهار رو به افزايش است و درصد فراواني دو كفه اي ها نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها از بهار به زمستان عبارت است از9/31، 1/18، 5/30 و 2/19. بيشترين فراواني دو كفه اي ها در كل سال به ترتيب مربوط به گونه هاي Sacostera cucullata با تعداد 4553 عدد در تمام ايستگاه ها، A. umbonella باتعداد 55 عدد و Arca plicata با تعداد 33 عدد به ترتيب 8/79، 9/0 و 5/0 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها مي باشد كه گونه هاي غالب دوكفه اي ها را شامل مي گردند و بقيه گونه هاي دو كفه اي ها در مجموع 8/18 درصد از كل جمعيت دوكفه اي ها را در بر مي گيرند.
گسترش و تراكم شكم پايان مانند دوكفه اي ها در فصل تابستان به دليل شرايط نامساعد محيطي كاهش و با بهبود شرايط در فصل پاييز دوباره تراكم شكم پايان افزايش و سير صعودي مي يابد. در اين فصل هم زمان با زاد و ولد شكم پايان، بيشترين تراكم را با مقدار 3195 عدد، 9/36 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان مشاهده مي شود. جنس P.apica با فراواني 6/23 درصد نسبت به جمعيت كل شكم پايان در بين شكم پايان غالب محسوب مي گردد. اين شكم پا به دليل استقامت زيادي كه در برابر خشكي محيط از خود نشان مي دهد، در شرايطي كه بسياري از گونه ها قادر به تحمل اين شرايط نيستند و رقابت شديدي با ديگران ندارد به راحتي ازدياد يابند و در نتيجه تراكم و فراواني شكم پايان را در ايستگاه پايين جزر و مدي سبب گردد. بيشترين فراواني شكم پايان در ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 3364 عدد معادل 3/35 درصد و حداقل آن در ايستگاه بالاي جزر و مدي با ميانگين 2985 معادل3/31 درصد به ترتيب نسبت به كل جمعيت شكم پايان مي باشد. حداكثر فراواني شكم پايان مربوط به گونه P. apica با ميانگين2250، F. licus با ميانگين 1920 و گونه T. terbera با ميانگين 1174 عدد به ترتيب معادل با 6/23، 1/20، 3/12 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در تمام ايستگاه ها مي باشد كه گونه هاي اغلب شكم پايان را شامل مي شوند و بقيه شكم پايان 44 درصد از كل جمعيت شكم پايان را تشكيل مي دهند. حداكثر ميزان فراواني شكم پايان در فصول بهار، تابستان، پاييز و زمستان مربوط به گونه P.apica به ترتيب با ميانگين 535،300، 1010و 450 عدد به عبارت ديگر 6/5، 1/3، 6/10، 2/4درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان به ترتيب در فصول مختلف مي باشد. لازم به توضيح است كه در بين گروه هاي ماكروبنتوزي شناسايي شده، دوكفه اي ها با 23 گونه داراي بيشترين تعداد بودند كه علت اين امر مي تواند به دليل سازگاري بالاي دو كفه اي ها نسبت به شرايط حاكمبر منطقه طيس باشد.
در مجـموع مـي تـوان گفت كه تاكـنون عوامــل مختلفي به عنوان پارامترهاي كنترل كننده فراواني در گسترش اجتماعات در مناطق گرمسيري ونيمه حاره از جمله خليج فارس از سوي محققين گزارش گرديده است
( Shappard, 1992). در ميان عوامل مطرح شده پارامترهاي اندازه ذرات رسوبات (4991 ,.Basson et al ،) شوري آب (Coles and McCain, 1990)، جريان هاي آب (Basson et al., 1997) (Shappard, 1992) و عوامل آلاينده آب (Coles and McCain, 1990) داراي بيشترين تاثير بر تراكم گسترش فون بنتيك در اين مناطق بوده اند. در چنين شرايطي تعيين اثر يك فاكتور به تنهايي برروي توزيع و فراواني اجتماعات بنتيك خالي از ايراد و ابهام نخواهد بود.در حالي كه مجموعه و فرايند عوامل مختلف محيطي است كه در پراكندگي و تنوع اين موجودات تاثير قابل ملاحظه اي مي گذارد (1977Parsons et al., ).
تنوع و تراكم دوكفه اي ها و شكم پايان در فصل تابستان به كمترين مقدار خود مي رسد ولي در فصل پاييز سير صعودي پيدا مي كند و همين طور تنوع و تراكم به طور كلي از محدوده بالايي منطقه جزر ومدي به طرف محدوده پايين دامنه وسيعي را نشان مي دهد علت آن وجود عوامل محدود كننده خشكي زدگي و نوسانات شديد فاكتورهاي محيطي در منطقه مي باشد.
عوامل محيطي مختلف از جمله شيب ساحل، درجه شوري، درجه حرارت، ميزان اكسيژن محلول و ميزان ثبات و يا عدم ثبات در عوامل محيطي در تعيين تراكم و تنوع دوكفه اي ها و شكم پايان موثر مي باشد.
انجام مطالعه مشابه و وسيع تر در زمينه فراواني و تنوع اجتماعات اين موجودات در ساير اكوسيستم هاي دريايي بخصوص مناطقي كه در معرض آلودگي هاي مختلف احتمالي در آينده قرار دارند پيشنهاد مي گردد. زيرا اطلاعات به دست آمده از اين گونه بررسي ها مي تواند در هر زمان وضعيت منطقه مورد بررسي را از نظر آلودگي ازطريق مقايسه سوابق مشخص نمايد و داشتن سوابق مربوط به بررسي اجتماعات بنتيك در يك اكوسيتسم آبي و مقايسه آن با اطلاعات حاصل در زمان آلودگي مي تواند هر گونه تغيير در فراواني وتنوع اين موجودات را مشخص نمايد. در حال حاضر منطقه طيس عاري از هر گونه آلودگي صنعتي و شهري در ابعاد گسترده مي باشد. محيطي پاكيزه بكر و مساعد براي رشد و نمو موجودات آبزي به خصوص موجودات آبزي مي باشد. لذا پيشنهاد مي شود در حفظ محيط زيست و توسعه شيلاتي اين محدوده آبي و در نتيجه گسترش فراواني آنها اهتمام لازم به عمل آيد.
منابع
1. تجلي پور، م.، 1373. بررسي تكميلي سيستماتيك و انتشار نرم تنان سواحل ايراني خليج فارس، انتشارات خيبر.
2. حسين زاده صحافي، ه ،. 1379. اطلس نرمتنان خليج فارس. انتشارات موسسه تحقيقات شيلات ايران. 248 صفحه.
3. قلندري، .،1380. بررسي ساختار اجتماعات و تنوع زيستي ماكروبنتوزهاي سواحل صخره اي منطقه طولا
( جزيره قشم). پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات.
4. كاظميان، م.، 1376. شناسايي و بررسي پراكنش شكم پايان و دوكفه اي ها ي مناطق جزر و مدي خليج چابهار.
پايان نامه كارشناسي (مهندسي شيلات)، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شما.
5. ميرزا باقري، ن .، 1386. ماكروبنتوزهاي سواحل صخره اي جزيره هرمز. انتشارات تنديس 106 صفحه. 6..نيكويان، س.، 1377. بررسي تراكم، پراكنش، تنوع و توليد ثانويه بي مهرگان كفزي (ماكروبنتوزها) در خليج چابهار. رساله دكتري بيولوژي دريا، واحد علوم و تحقيقات تهران.

7. Basson, P. W., Burchard, J. E., Hardy, J. T. and Price, A. R. G., 1977. Biotopes of Western Arabian Gulf, Marine life and Environment of Saudi Arabia, ARAMCO, Saudi Arabia, pp.
248.
8. Bochert, R.,1996. variation in reproduction status, Larval occurrence and recruitment in an estuarine population of maren Zelleria Viridis, Ophlia, Vol. 45, No. 2, pp. 127-142.
9. Coles, S. L., & McCain, J. C., 1990. Environmental factors effecting benthic in faunal communities of western Persian Gulf, Mar Envir. Res, pp. 289-315.
10. Harkantra, S. N. and Parulekar, A. H., 1994. soft sediment dewelling macro ivertebrats of rajpur bay, ccntral west coast of India.
11. Hilly, C. & Glemarec, M., 1991. Polychaetes as biological indicators to measure organic environment, Ophelia. Suppl, Vol. 5, pp. 696.
12. Meadows, P. S. and Campell, J. I., 1986. An introduction to marine science. John Wiley & sons Publ. Co. New york. 285pp.
13. Prabhu, H. V., Narayana, A. C. And Katti., R. J., 1993. Macrobenthic fauna in nearshore sediment of Gangoli west coast of India, Indianj. Mar. Sci. Vol. 12, No. 3, pp. 168-171. 14. Parsons, T. R., Takahashi, M. and Hargrave, B., 1977. Biological ocean graphic porgamon Press Ltd, Oxford, pp. 330.
15. Person et al, 1977. The ecology of marine sediments. cambridge.university press.
cambridge. pp. 188.
16. Shapard, R. C. and Price, A., 1992. Marine ecology of the Arabian region, patterns and processes in extremes tropical.
17. Raghukumar, C., Bharathi, P. A. L. And Ansari, Z. A., 1994. Intertidal ecology, klum academic publishers 18. Welch. E. B., 1992. Ecological effect &waste water-2nd editional. Chapman&hall. 425pp.

Study on the frequency of bivalves and gastropods in the Tis rocky coast of the
Chabahar Gulf

1 2 3
Mohammad Kazemian , Peyman Delfieh , Mojgan Khodadadi

1- Islamic Azad University, Science and Research Branch of Tehran
2- Islamic Azad University, Science and Research Branch of Khuzestan3- Islamic Azad University Ahwaz Branch
peyman_delfieh@yahoo.co.uk