بررسی سودمندی یک دوره آموزش تغذیه به منظور کاهش وزن ،افزایش آگاهی تغذیه ای- قسمت 4

اغراق آمیزی که دارند، خودشان را بیشتر قربانی تجاوز و تبعیض می دانند تا افرادی که خودشیفته نیستند (رامیرز، 2003).
2-5-7- تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری
آیا مردان پرخاشگرتر از زنان هستند؟ فرهنگ عامه حاکی از آن است که هستند، و یافته های پژوهشی حاکی از آن است که در این مورد، مشاهدات غیر رسمی درست است؛ وقتی از زنان و مردان سوال شد که آیا مرتکب یک رشته از پرخاشگری گوناگون شده اند یا نه، مردان انجام رفتارهای پرخاشگرانه بیشتری را گزارش کردند تا زنان(هریس ،1994). اما با بررسی دقیق تر، تصویر مربوط به تفاوت های جنسیتی از لحاظ تمایل به پرخاشگری پیچیده تر می شود. از یک سو مردان عموما بیش از زنان احتمال دارد که دست به پرخاشگری بزنند و هم هدف رفتارهای پرخاشگرانه باشند به علاوه این تفاوت ظاهرا در تمام طول عمر ادامه دارد و حتی در میان افراد هفتاد هشتاد ساله نیز مشاهده می شود. ازسوی دیگر به نظر می رسد که مقدار این تفاوت ها در موقعیت های مختلف بسیار متغیر باشد. نخست، تفاوت جنسیتی در پرخاشگری در غیاب تحریک به مراتب بیشتر است تا وقتی افراد تحریک شده باشند. به عبارت دیگر، وقتی که افراد به هیچ گونه ای تحریک نشده باشند، مردان به طور معنی داری بیشتر از زنان احتمال دارد که علیه دیگران پرخاشگری کنند. در موقعیت هایی که تحریک وجود دارد، و به ویژه وقتی که این تحریک شدید باشد، این تفاوت ها از بین می روند.
دوم، اندازه و حتی جهت تفاوت های جنسیتی در پرخاشگری، برحسب نوع پرخاشگری مورد نظر به میزان زیادی متغیر هستند. یافته های پژوهشی نشان می دهند که مردان بیش از زنان احتمال دارد که به شکل های مختلف پرخاشگری مستقیم دست بزنند، اعمالی که هدف آنها مستقیما متوجه فرد آماج است و به وضوح از فرد پرخاشگر صادر می شود (مثلا حمله جسمی، هل دادن، عقب راندن، پرتاب کردن چیزی به طرف شخص دیگر، دادکشیدن، عبارت های توهین آمیز به کار بردن) امازنان بیشتر احتمال دارد که متوسل به پرخاشگری غیرمستقیم شوند، اعمالی که پرخاشگر امکان می دهد هویت خود را از قربانی پنهان کند، و در بعضی موارد برای قربانی، دانستن اینکه آماج آسیب رسانی عمدی قرار گرفته است مشکل می شود. چنین اعمالی شامل پخش شایعه های زشت درباره شخص آماج، غیبت کردن پشت سر این شخص، گفتن به کسان دیگر که با قربانی مورد نظر معاشرت نکنند، ساختن داستان هایی به منظور ایجاد گرفتاری برای شخص، و نظایر آنهاست. در مجموع تفاوت های جنسیتی از نظر پرخاشگری واقعا وجود دارند و در بعضی زمینه ها می توانند چشمگیر باشند. اما در کل، ماهیت این تفاوت ها به مراتب پیچیده تر از آن است که عقل سلیم حکم می کند(بارون، ترجمه کریمی،1388).

2-6- شیوه های پیشگیری و مهار پرخاشگری
پرخاشگری از کنش متقابل و پیچیده بین رویدادهای بیرونی، شناخت ها و خصایص شخصیتی و حالات خلقی ( بر مبنای عامل سرشتی) ناشی می شود و از آنجا که همه ی این عوامل را می توان مهار کرد یا تغییر داد، پرخاشگری نیز قابل مهار و پیشگیری است. روانشناسان اجتماعی برای کاهش و مهار و پیشگیری از پرخاشگری فرآیندها و فنونی را پیشنهاد کرده اند که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم.

2-6-1- مجازات پرخاشگر
درباره این که مجازات بر پیشگیری یا کاهش پرخاشگری موثر است یا نه، بحث های فراوانی صورت گرفته و نظرهای متفاوتی ابراز شده است. این بحث ها در مورد شدیدترین مجازات، یعنی مجازات مرگ برای مرتکبین جرائم خشن به منظور درس عبرت گرفتن دیگران و پیشگیری از رشد و بروز تمایلات پرخاشگرانه، اهمیت بیشتری داشته است. این موضوع بسیار پیچیده است و دلایل مربوط به آن بسیار درهم و غیر متمایز بیان شده است. ابتدا باید توجه کنیم که دلایل موجود به این اشاره می کنند که مجازات می تواند در بازدارندگی افراد از برخی رفتارها موثر باشد. اما این تاثیر نه خود به خود است و نه قطعی، سوال اساسی این است که چه شرایطی باید فراهم شود تا مجازات موثر و موفق باشد؟ چند شرط مهم برای آن وجود دارد که بدون آنها نه تنها مجازات تاثیری مثبت بر پیشگیری یا کاهش پرخاشگری ندارد، بلکه می تواند تاثیراتی منفی نیز به دنبال داشته باشد. این شرایط عبارتند از: 1. مجازات باید بلافاصله بعد از اعمال پرخاشگرانه صورت گیرد 2. مجازات باید قطعی باشد، یعنی احتمال این که هر عمل پرخاشگرانه مجازاتی را به دنبال دارد باید صد در صد باشد 3. مجازات باید قوی باشد، یعنی به مقدار کافی ناخوشایند باشد 4. مجازات باید موجه قلمداد شود و اگر اتفاقی یا غیر مرتبط با اعمال گذشته به شمار آید، اثر بازدارندگی آن شدیدا کاهش خواهد یافت (اشرفی،1390).

2-6-2- پالایش
فرضیه پالایش هیجانی بر این باور متکی است که افرادی که برای جلوگیری از تراکم و انفجار خشم خود سوپاپ اطمینانی قرار می دهند و به طریق غیر مضر هیجانات پرخاشگرانه خود را خالی می کنند ممکن است بتوانند از این طریق پرخاشگری خود را کاهش دهند (دولارد و همکاران،1939) سالیان دراز این عقیده به وسعت مورد قبول بوده است که فراهم آوردن فرصتی برای افراد عصبانی که به رفتارهای غیرتهاجمی اما بیانگر دست بزنند، موجب کاهش تنش و تحریک آنان شده و تمایل به رفتارهای خشن پرخاشگرانه را تضعیف می نماید. به تعبیر فروید براي پالایش روانی راه حل هایی وجود دارد:
1. صرف نیرو در فعالیت هاي بدنی از قبیل بازي هاي ورزشی، جست وخیز، مشت زدن به کیسه بوکس و غیره. بازي هاي رقابتی نیز راه گریزي براي کنترل پرخاشگري است.
2. اشتغال به پرخاشگري خیالی و غیر مخرب.
3. اعمال پرخاشگري مستقیم، حمله به ناکام کننده، صدمه زدن به او، ناسزا گفتن به او و جز این ها.
4. دوري جستن از موقعیت هاي پرخاشگري.
5. براي رهایی از تنش هاي روانی، بزرگسالان باید فرصت هایی به دست بیاورند تا مانند کودکان رفتارکنند. این روش به آنان این امکان را می دهد تا مانند زمانی که کودك بوده اند، تقریباً هر کاري را دوست دارند در محیط گردهمایی خود انجام دهند (ستوده، 1385).

2-6-3- نقصان شناختی
شیوه شناختی دیگری که در کاهش پرخاشگری موثر است، تحت عنوان “نقصان شناختی” بررسی می شود. این مفهوم به این واقعیت اشاره دارد که ما به هنگام تجربه ی خشمی شدید با احتمال کاهش توانایی ارزیابی پیامدهای رفتارهایمان مواجه می شویم، در نتیجه ممکن است تاثیر عامل بازدارنده ی پرخاشگری کاهش یابد؛ یعنی شناخت با نقصان همراه باشد. بنابراین شیوه هایی که می توانند موجب شوند بر این نقصان شناختی غلبه یابیم، ممکن است در کاهش پرخاشگری آشکار موثر باشند چرا که باعث افزایش بازدارندگی می شوند. یکی از شیوه ها استفاده از “فن پیش اسناد” است به این معنا که اعمال آزاردهنده ی دیگران را قبل از آن که واقعا اتفاق بیفتد به علل غیر عمدی نسبت دهیم. مثلا قبل از ملاقات با شخصی که می شناسیم و می دانیم که ملاقات با او می تواند ما را عصبانی کند، به خود یادآوری کنیم که او از عصبانی شدن با ما قصدی ندارد و این فقط نتیجه ی خصایص شخصیتی اوست (فرانزوی، ترجمه فیروز بخت،1381).

2-6-4- آموزش مهارت های اجتماعی
یکی از دلایل اصلی این که بسیاری از افراد هنگام حضور در موقعیت های اجتماعی مختلف به برخوردهای پرخاشگرانه روی می آورند این است که آنان به شدت فاقد مهارت های اجتماعی اولیه هستند و به عبارت دیگر الفبای چگونه با دیگران بودن را نیاموخته اند. این افراد نمی دانند که چگونه باید به تحریکات دیگران پاسخ بدهند تا آن را آرام کنند. آنها نمی دانند چگونه خواسته ها و آرزوهای خود را به دیگران بشناسانند و از این رو چون دیگران خواسته های آنان را در نظر نمی گیرند با ناکامی فزاینده روبرو می شوند. این افراد در بسیاری از جوامع روی خشونت بسیار حساب می کنند و در واقع به دلیل اینکه رفتار صحیح را نمی دانند پرخاشگر می شوند. بنابراین آموزش مهارت های اجتماعی به این افراد می تواند موجب کاهش پرخاشگری آنها شود. خوشبختانه شیوه های نظام مندی برای آموزش این افراد وجود دارد که چندان پیچیده هم نیستند. برای مثال هم بزرگسالان و هم کودکان به سرعت می توانند از طریق تماشای الگوهایی که رفتارهای موثر و غیر موثر را به نمایش می گذارند مهارت های اجتماعی خودرا اصلاح کنند. فقط از طریق چند ساعت آموزش می توان به این هدف رسید (اشرفی،1390).

2-6-5- الگودهی
نظریه پردازان یادگیري اجتماعی می گویند: همان طور که با الگوهاي مفید و مخرب می توان پرخاشگري را به مردم آموزش داد، با الگوهاي غیر پرخاشگرانه نیز می توان به مردم کمک کرد تا در برابر تحریک مقاومت ورزند. بنابراین، ارائه الگوهاي غیر پرخاشگر موجب کاهش پرخاشگري و به یادگیري رفتارهاي جدیدي منتهی می شود. از طریق آن می توان تغییرات پایدارتري در الگوهاي پاسخ پرخاشگرانه ایجاد کرد. یافته ها نشان می دهند که مشاهدة رفتارهاي غیر خشونت آمیز، سبب کاهش اعمال پرخاشگرانه مشاهده کنندگان می شود (جعفری هرفته و احمدی، 1392).

2-6-6-پاسخ های مغایر
این یک اصل یادگیري است که براي از بین بردن رفتار نامطلوب، به جاي تنبیه آن رفتار، می توان رفتار مخالف و مغایر با آن را تقویت کرد. اگر بخواهیم این اصل را در مورد پرخاشگري به کار ببندیم، باید به جاي تنبیه رفتار پرخاشگرانه، رفتار غیرپرخاشگرانه را مورد تشویق قرار دهیم. با این عمل، چون شخصی نمی تواند در آنِ واحد هم پرخاشگر باشد و هم نباشد، به سوي انجام رفتار غیرپرخاشگرانه، که تشویق را به دنبال دارد، سوق داده می شود. مؤثر بودن این شیوه در بعضی از تحقیقات نشان داده شده است. به طور کلی در این مورد، اصل این است که ذهن شخص از موضوع پرخاشگري منحرف شود. بنابراین، هر عملی مانند ترك محل پرخاشگري، مشغول شدن به فعالیت هاي دیگر، خوردن یک لیوان آب، انجام یک فعالیت ورزشی و نظایر آنها که ذهن شخص را به خود مشغول کنند، می تواند در کاهش پرخاشگري مؤثر باشد (جعفری هرفته و احمدی، 1392).

2-6-7- آموزش كنترل خشم
رویکردهایی که هدف آنها آموزش مهارت هاي جدید است و به فرد امکان می دهد رفتارهاي دیگري را جایگزین پرخاشگري کند، معمولاً نسبت به تخلیۀ هیجانی و تنبیه موفقیت آمیزترند. خشم و برانگیختگی عاطفی منفی در بروز بسیاري از موارد پرخاشگري نقش کلیدي دارند. بنابراین، بالا بردن توان فرد در کنترل خشم خود، به احتمال زیاد درکاهش پرخاشگري خصومت آمیز مؤثر خواهد بود. هدف رویکردهاي کنترل خشم، آشنا ساختن فرد پرخاشگر با الگوي خشم و رابطۀ آن با رویدادها و افکار سبب ساز، و رفتار خشونت آمیز است. رویکردهاي کنترل خشم، عمدتاً بر اصول درمان شناختی رفتاري، به ویژه آموزش مقاوم سازي در برابر فشار روانی براي کنترل خشم مورد استفاده قرار گرفته، مبتنی هستند (کراهه، ترجمه نظری نژاد،1390).

2-6-8-آموزش رفتارجرأتمندانه
هنگامی که شخصی از دیگري عصبانی می شود، احتمال دارد در مقابل او رفتاري منفعلانه یا جرأتمندانه و یا پرخاشگرانه داشته باشد. در این میان عکس العمل ها، رفتار جرأتمندانه گزینه مناسبی است که باآموزش آن، می تواند جایگزین مناسبی براي رفتارهاي پرخاشگرانه باشد. رفتار جرأتمندانه به معناي ابراز و توصیف احساسات، افکار و نظرات خود است. در این وضعیت، فرد در عین حال که به حقوق دیگران احترام می گذارد و آن را پایمال نمی کند، با ابراز صحیح احساسات، افکار و نظرات خود سعی می کند تا از حق خود دفاع می کند و دچار پرخاشگري نگردد(حامدی،1385).

2-6-9- درمان دارویی
گزارشات جاری حاکی از آن است که انواع مختلف داروها و نیز انواع مختلف کنترل بالینی (مثل سنجش فشار خون و الکتروآنسفالوگرافی) برای درمان مناسب پرخاشگری مبتلایان به اختلالات روانی ضرورت اساسی دارند. یافته های موجود را می توان به طریق زیر خلاصه کرد. لیتیوم کاربنات به نظر می رسد داروی امیدوارکننده عمده در برخی افراد خشن بخصوص نوجوانان بزهکار باشد. داروهای ضد صرع خشونت های ناشی از صرع را کاهش داده و ممکن است در افراد غیر مصروع نیز چنین تاثیری داشته باشد. آرام بخش های قوی به نظر می رسد که خشونت را هم در بیماران پسیکوتیک و هم غیر پسیکوتیک کاهش می دهند؛ داروهای ضد افسردگی ممکن است در کاهش پرخاشگری برخی بیماران افسرده نقشی داشته باشد. آرام بخش های ضعیف به نظر میرسد که نقش معدودی در کاهش پرخاشگری دارند؛ و مواد ضد آندروژنی ممکن است در درمان مجرمین جنسی پرخاشگر موثر باشد؛ بتابلوکرها و محرک ها ممکن است در کودکان پرخاشگر مفید واقع شوند؛ و الکتروشوک درمانی ممکن است در بیماران خاصی برای کنترل خشونت موثر باشد(سادوک و سادوک، 2003).

2-7- دیسفوریای جنسیتی
برای شروع این مبحث لازم است توضیح مختصری در مورد یکسری مفاهیم به شرح زیر داده شود، همچنین شایان ذکر است که در DSM-IV-TR و نسخه های قبلی، به نام اختلال هویت جنسی شناخته می شد که در DSM-V به دیسفوریای جنسیتی تغییر نام پیدا کرده است.

2-7-1- جنسیت
به الگوی خصوصیات جنسی زیستی، کروموزوم ها، دستگاه تناسلی خارجی، دستگاه تناسلی داخلی، ترکیب هورمونی، غدد جنسی و خصوصیات جنسی ثانویه شخص اطلاق می گردد. در رشد طبیعی، این خصوصیات الگویی منسجم به وجود می آورند به طوری که شخص در مورد جنسیت خود تردیدی ندارد (کاپلان،2007)

2-7-2- هویت جنسی
هویت جنسی به عقیده اصلی از مرد بودن، زن بودن یا جنسیت دیگر ( مانند تغییر جنسیت) که معمولا در سال های اولیه زندگی نمود می یابند اشاره دارد (بوکتینگ ،2012).
هویت جنسی، اعتقاد راسخ به دختر بودن یا پسر بودن است که در سن 18 ماهگی ظاهر می شود و اغلب تا سن 24 تا 30 ماهگی تثبیت می شود (کاپلان، 2007).

2-7-3- نقش جنسی
الگوی رفتاری ظاهری است که بازتاب احساس درونی فرد از هویت جنسی خویش می باشد: من مرد هستم یا من زن هستم(کاپلان، 2003).
به ویژگی هایی در ظاهر، شخصیت و رفتار افراد اشاره دارند که معمولا مختص یک جنسیت می باشند و در قالب شکل های جنسیت مردانه و زنانه دسته بندی می گردند(بوکتینگ،2012). رفتاریست که جامعه برای هر جنس به رسمیت می شناسد و شگفت آور نیست که در این زمینه تفاوت های فرهنگی وجود دارد. ممکن است انتظارات جامعه در مورد بازیها، لحن و صدا و ابراز هیجانات و نحوه لباس پوشیدن پسرها و دخترها در جوامع مختلف متفاوت باشد. با این همه برخی شباهتهای عمومی وجود دارد، پسرها بیش از دخترها به بازیهای خشن و پر سر و صدا می پردازند. مادرها بیشتر با دخترانشان صحبت می کنند تا با پسرها و تا زمانی که دو بچه در خانواده وجود دارد پدر بیشتر به پسر توجه می کند. بسیاری از والدین تحصیلکرده طبقه متوسط قصد دارند فرزندانشان را بدون تبعیض جنسی بار بیاورند، از اینکه می بینند فرزندانشان به بازیهای کلیشه ای جنس خود گرایش دارند شگفت زده می شوند: دخترها عروسک بازی را ترجیح می دهند و پسرها با تفنگ بازی می کنند (کاپلان،2007).

2-7-4- ملال جنسیتی
ویژگی برجسته دیسفوریای جنسیتی، ملال جنسیتی است که همراه با احساس ناراحتی از نقش جنسی فرد و تلاش برای رها شدن از ویژگی های جنسی جنس دیگر می باشد( حاتمی و عیوضی، 2013

2-7-5- اختلال هویت جنسی
اختلال هویت جنسی(GID ) یا ترنس سکسوالیسم، به تعلق شدید به جنس مقابل همراه با احساس ناراحتی از آناتومی جنسی خویش و نقش جنسیتی مرتبط با آن، گفته می شود. DSM-IV-TR اختلالات هویت جنسی را گروهی از اختلالات می شمارد که ویژگی مشترک آنها ترجیح قوی و مداوم برای اتخاذ وضعیت و نقش جنسی مقابل است (کاپلان، 2007). این اختلالات ممکن است در گفتار ظاهر شوند که شامل اصرار و پافشاری مبنی بر تعلق واقعی به جنس مخالف است و یا اینکه به صورت غیر کلامی و یا انجام رفتارهای جنس مخالف خودرا نشان می دهد(کاپلان و سادوک، 2003).

2-8- تاریخچه دیسفوریای جنسیتی
دیسفوریای جنسیتی ممکن است به قدمت زندگی بشر باشد. مردم شناسان فرهنگی و دانشمندان دیگر، تعدادي از افراد داراي اختلال جنسیتی را در اساطیر وابسته به تاریخ یونان و روم باستان، آسیا و غرب مشاهده کرده اند. هایوسمن معتقد است که مفهوم این اختلال در سال 1950 به عنوان نتیجۀ تغییرات در تکنولوژي پزشکی به وجود آمد و پیشرفت در علم پزشکی دراوایل نیمۀ قرن بیستم این امکان را به وجود آوردکه افراد بتوانند خودشان را به عنوان فردي از جنس مخالف در نظر بگیرند. استفاده از هورمونها براي تغییر بدن، همچنین پیشرفت تکنیکهاي جراحی، امکان تبدیل شدن مرد به زن و زن به مرد را فراهم کرده است. در نظام طبقه بندي روانپزشکی، ترانس سکسوالیسم به عنوان یک بیماري، اولین بار در سال 1980 ظاهر شد. در نسخه هاي جدیدتر این نظام، کلمۀ ترانس سکسوالیسم رها شد و در عوض، کلمۀ اختلال هویت جنسیتی مورد استفاده قرار گرفت. در مورد تاریخچۀ جراحی هاي انجام شده می توان گفت، اولین تغییر جنسیت در انگلستان در فاصلۀ سالهاي1942-1948 میلادي اتفاق افتاد که در آن، دختري به نام لورادیلون تغییر جنسیت داد و پسر شد. در آمریکا سابقۀ تغییر جنسیت به سال 1952میلادي برمی گرددکه با تغییر جنسیت جورج یورگنسن به کریستین یورگنسن این مشکل در میان مردم شناخته شد و نخستین تغییر جنسیت در کشور مصر در سال 1982 میلادي اتفاق افتاد. در ایران، در سال 1985 میلادي، مردي به نام فریدون که ترانس سکسوال بود، پیش امام خمینی(ره) رفت و خواهان دریافت مجوز براي تغییر جنسیت شد. امام خمینی(ره) در فتواي خویش براي این فرد چنین نوشت” تغییر جنسیت با تجویز طبیب مورد اعتماد اشکال شرعی ندارد”. در واقع، امام خمینی(ره) اولین فقیه و