تأثیر تصویر بدنی منفی بر انسان

تأثیر تصویر بدنی منفی بر انسان
تصویر بدنی منفی وقتی اتفاق می افتد که ما افکار و احساسات ناخوشایندی درباره بدن خود داشته باشیم. این تصویر منفی ناشی از اختلاف میان آن گونه که ما فکر می¬کنیم باید به نظر برسیم یعنی بدن ایده آل ما و وآن چه که ما در واقع دیده می¬شویم می¬باشد. نارضایتی فرد از تصویر خود فقط شامل سایز یا فرم بدن نمی¬شود بلکه رنگ پوست، قوت بدنی، تناسب بدنی، سلامت و یا معلولیت بدنی و تنوع قومی نیز می شود.
تصویر بدنی منفی می¬تواند بر زن و مرد، کودک، نوجوان و یا فرد بالغ اثرات جدی داشته باشد. خصوصا جوانان تاثیر بیشتری می¬گیرند. تصویر فرد از بدن خود از حوادث مختلفی چون بلوغ جنسی، بارداری، معلولیت، بیماری و جراحی متأثر می¬شود.
تصویر بدنی منفی از خود باعث می¬شود که فرد عادات غذایی غیر سالمی را برگزیند. وقتی افراد مواد غذایی خود را محدود می¬کنند تا وزن خود را کاهش دهند غذا تبدیل به دشمن آن ها می¬شود و با خوردن غذا احساس گناه گریبانشان را می¬گیرد. در حالی که تصویر بدنی مثبت به فرد امکان آن را می¬دهد تا به راحتی و آزادی و بدون احساس گناه از غذای خود لذت ببرد.
تحقیقات نشان می¬دهد که تصویر بدنی منفی از خود در سلامت عمومی و عزت نفس انسان تاثیر مخربی دارد و موجب کاهش فعالیت و مشارکت اجتماعی و در نهایت افسردگی و انزوای اجتماعی می شود.
در کشور ما آمار بالای انواع جراحی های زیبایی شامل جراحی بینی، جوان سازی پوست، لیپوساکشن، لیپولیز، صاف کردن شکم ، انواع تزریقات زیبایی و … که در بسیاری موارد، دیگر اختصاص به خانم ها ندارد، توجه پسران جوان به تقویت عضلات بدن برای افزایش جذابیت جنسی، میزان بالای تولید، ورود و استفاده از لوازم آرایشی و پیروی از دنیای مد به روشنی از غلبه الگوهای تعریف شده غربی از زیبایی-که گاه با ویژگی های نژادی ما موافقت ندارد- و سطح پایین رضایت مردم از ظاهر و بدن آن ها خبر می دهد. (شکوری، 1391)
براون، کش و میکولا (1990) معتقدند تصور از بدن به درجه رضایت و نارضایتی مردم از ظاهر بدن بر می¬گردد.
کش (2002) تصور از بدن را به احساسات شخصی در رابطه با بدن و ظاهر فیزیکی مربوط می¬داند. بحث در رابطه با تصور از بدن بیش¬تر به سمت بررسی نارضایتی از بدن پیش رفته است. این نارضایتی در بین جوانان و نوجوانان بسیار بیش¬تر است. (هوانگ و نورمن و زابینسکی1 ، 2007)
نارضایتی از بدن و ارزیابی منفی ذهنی فرد از چهره و اعضای بدن خویش، منجر به ناسازگاری روانی در تمام طول عمر فرد می¬گردد. (مارکویتز و فریدمن2، 2008)
افرادی که از بدن خود ناراضی هستند، امکان دارد لباس هایی بخرند و یا بپوشند که قسمت¬های ناخوشایند را پوشانده و یا بر قسمت¬های خاصی تأکید داشته باشد. این نوع از پوشش به فرد کمک می¬کند تا خودپنداره¬ی خود را در راستای تصویر بدنی ایده آل سوق دهد. همچنین ممکن است از رژیم غذایی نیز به عنوان ابزاری برای کسب تصویر بدنی مطلوب و نزدیک به تصویر بدنی ایده آل، استفاده شود. (روبینسون، 2003)
دامنه تصویر بدنی و نگرانی از آن تا به آنجا گسترش یافته است که مشغله ذهنی بسیاری از افراد، به خصوص جوانان گردیده و روزانه زمان و هزینه زیادی صرف تفکر و تغییرات ظاهری در بدن می¬شود (گرین و پریچارد، 2003)
وقتی که فرد تجربه¬ی ارزیابی منفی یا مسخره شدن توسط دیگران داشته باشد، یک تصویر بدنی منفی در او شکل می¬گیرد که همانند یک طرحواره عمل می¬کند. رویدادهای برانگیزاننده خاص، مانند موقعیت¬هایی که فرد مجبور است بدن خود را در معرض دید دیگران قرار دهد، این گونه طرحواره¬ها را فعال می¬سازد. این مسأله به نوبه¬ی خود سبب مراقبت مفرط، تفسیر منفی رفتار دیگران، رفتار اجتنابی، تلاش برای پوشانیدن و مخفی کردن بدن خود، اطمینان جویی و اعمال جبرانی می¬شود. این گونه رفتارها زمینه ایجاد تجارب شناختی و عاطفی منفی درباره¬ی بدشکلی بدن و نگرانی در این مورد را فراهم می¬کند. این مسأله سبب تداوم و وخیم¬تر شدن نگرانی شده و شرایط شکل¬گیری اختلال روانی را فراهم می¬آورد و در نتیجه تأثیرات نامطلوبی بر جنبه¬های مختلف زندگی فرد می¬گذارد. (محمدی و سجادی نژاد، 1386)
این امر به گونه¬اي است که این افراد ساعت¬ها در مورد تصور بدني خود فکر مي¬کنند و با تغییر در آرایش و پوشیدن لباس¬هاي متنوع و قرار گرفتن در وضعیت¬هاي خاص سعي در پوشاندن نقائص ظاهري خود دارند که بیش¬تر زائیده تصور ذهنی آنان از بدنشان است. (اسکلافانی1، 2003)
به نظر می¬رسد رضایت از تصویر بدنی در بین جوانان، مستلزم رضایت از 5 عامل بدنی باشد. 1- تناسب اندام 2- زیبایی ظاهری 3- سلامت بدنی 4- پاکیزگی و بهداشت و زیبایی پوست و مو 5- توانایی کنترل وزن. (مارش2، 2000)
و نارضایتی از این تصویر بدنی پیامدهایی چون اضطراب، افسردگی، انزوای اجتماعی، اختلالات روانی، تضعیف خودپنداره و عزت نفس را در پی خواهند داشت. (برونل3،1991)
از نظر الکساندرمات و لامسون (2004) تصویر بدنی به عنوان یک ساختار چندبعدی قابل تغییر است. مطالعات گسترده در چند سال اخیر روی تصویر بدنی این توافق را در بین عده زیادی از محققان به وجود آورده که تصویر بدنی مسأله¬ای چند بعدی بوده و در برگیرنده مؤلفه های ادراکی، نگرشی و رفتاری است.
توجه به بدن به عنوان یک رسانه و توجه به زیبایی و موزون بودن آن امر جدیدی است که متأثر از پذیرش ارزش¬های فرهنگی جوامع دیگر و به ویژه جوامع غربی توسط بخش هایی از جامعه به خصوص جوانان و در این میان زنان و دختران جوان است. ارزش هایی همچون لاغری، موزون بودن و مانند آن¬ها در جامعه جوان ما در حال گسترش است. این گسترش با خود پیامدهای مثبت و منفی فراوانی دارد. عمده نگرانی های موجود، در مورد آثار منفی آن است. ایجاد نگرانی از بابت چاقی و یا نداشت اندامی موزون، بدشکل، نازیبا و مانند آن¬ها که محتوای تعاریف آن¬ها نیز دستخوش دگرگونی شده، موجب نگرانی جوانان از بابت عدم پذیرش اجتماعی – دست کم در میان گروه¬های همسالان و مانند آن¬ها- می¬شود. (جواجه نوری، روحانی و هاشمی، 1390)
این نارضایتی¬ها و نگرانی¬های نشئت گرفته از تصور از بدن، مشکلات زیادی را برای زنان و دختران جوان همچون جراحی¬های زیبایی، تاتو، لیپوساکشن و غیره ایجاد کرده و منجر به افزایش رژیم¬های غذایی سخت¬گیرانه و بدون نظارت پزشک، بی¬نظمی تغذیه، لاغری بیش از حد و مانند آن در میان آنان می¬شود. (خواجه نوری و مقدس، 1388)
داشتن تصویری مثبت از بدن در میان دختران جوان، تبدیل به مهم¬ترین نگرانی¬ها و دل¬مشغولی¬ها شده است. (ذکایی و فرزانه، 1387)
از نظر سندز (2001)، تصویر بدنی بر اساس یک ساختار چند وجهی مفهوم سازی می¬شود. در واقع تصویر بدنی مفهوم پیچیده¬ای است که در بردارنده عوامل بیولوژیکی روانشناسی درونی و عوامل اجتماعی خارجی است. ترکیب ارزیابی¬های ادراکی و نگرشی و رفتاری به تصویر بدنی، عوامل پیش بینی کننده بهتری برای اختلالات مربوط به تصویر بدنی، تلاش برای لاغر شدن و اختلالات تغذیه¬ای نسبت به هر کدام از ارزیابی¬ها به تنهایی خواهد بود.
یکی از ویژگی¬های تصویر بدنی، تصویری است که فرد از اندام خود به عنوان چق، لاغر، کوتاه قد یا بلند قد بودن دارد. این ویژگی «شاخص حجم بدنی» نام دارد که از اندازه گیری قد در مقیاس متر و وزن در مقیاس کیلوگرم حاصل می¬شود. (روزنیلام و لوئیس1، 2000)
خودپنداره نظام پویایی است از اعتقادات، ارزش¬ها، رغبت¬ها، استعدادها و توانایی¬های فرد در ارتباط با دیگران است. این عوامل از تعیین کننده¬های مسیر زندگی فرد هستند. و ارزیابی فرد از خود را شامل می-شوند این ارزیابی شامل ارزیابی¬های ذهنی فرد از خودش است که ممکن است منفی یا مثبت باشد. هرچه پذیرش خود بیشتر باشد اعتماد به نفس او در روابط اجتماعی بالا می¬رود و برعکس.اگر پذیرش خود کم باشد منعکس کننده¬ی بی¬ارزشی، بی¬لیاقتی و ناتوانی خود است (بونگ و اسکالویک2، 2003). زنانی که از خود ناراضی هستند و تصویر بدنی مطلوبی ندارند قسمت¬هایی از بدن خود را پنهان می¬کنند و به جراحی¬های پلاستیک روی می¬آورند، رژیم غذایی را نیز ممکن است به عنوان ابزاری برای کسب تصویر بدنی مطلوب و نزدیک به تصویر بدنی ایده آل استفاده کنند (رابینسون3،2003). تصویر بدنی یکی از جنبه¬های خودپنداره است یعنی ادراک کلی از چیزی که هستیم (کیسر4، 1997). تصویر بدنی و پذیرش خود و عزت نفس به عنوان جنبه¬های مهم خودپنداره بررسی می¬شوند (رابینسون، 2003).
رضایت از بدن زمانی بدست می¬آید که فرد قسمت¬هایی از بدن خود را که با معیارهای ایده آل جامعه برای زیبایی، ناهمسان است تغییر می¬دهد و سپس بدن خویش را با این ایده آل مقایسه می¬کند. وقتی تفاوت بین بدن ایده¬آل و بدن واقعی فرد زیاد باشد، احساس رضایت از بدن کمتر می¬شود (رابینسون؛ 2003). بین تغییر ظاهر بدنی و متغیرهای روانشناختی و اجتماعی رابطه وجود دارد (آزاد ارمکی و چاوشیان، 1381).
انواع نماهای ظاهری و کردارهای بدنی اهمیت یافته¬اند. مدهای لباس و گروه¬هایی که بر افراد فشار وارد می¬کنند و امکانات اقتصادی و اجتماعی و سطح طبقاتی افراد را به سوی این تغییرات می¬کشانند (گیدنز1، 1387).
دستکاری در نمای ظاهری بدن رواج یافته است. بدن دیگر نه فقط از بعد زیست شناختی، بلکه به عنوان محصولی اجتماعی و روان شناختی مورد توجه قرار گرفته است (حقگوی پشکه، 1386).
براین اساس تغییر در ظاهر به معنای تغییر ویژگی های ظاهری بدن گسترش یافته است. به وسیله¬ی معرف¬های کنترل وزن (از طریق ورزش، رژیم غذایی و دارو)، دستکاری پزشکی (جراحی بینی و پلاستیک) و میزان اهمیت دادن به مراقبت¬های بهداشتی و آرایشی (استحمام روزانه، آرایش مو، آرایش یا اصلاح صورت، استفاده از عطر و آرایش ناخن) به یک شاخص تجملی تبدیل شده است (آزاد ارمکی، چاوشیان، 1381). دستکاری ظاهر و هم چنین پوشش ممکن است باعث ارزیابی مطلوب و مساعد از سوی دیگران شود و در نتیجه خودپنداره شخص تقویت می¬شود (کیسر، 1997).
هم چنین پژوهش¬های دیگری به ارتباط بین تصویر بدنی و پذیرش خود و خودپنداره با متغیرهای روانشناختی پرداختند که از آن جمله می¬توان به این موارد اشاره کرد؛ تصویر بدنی با کمال گرایی وابسته به اجتماع و درونی سازی پیام¬های اجتماعی (گراماس و شوارتز2، 2009)، نیاز به پنهان کردن نقص از دیگران (شری، وریند، هویت، شری، فلت3، 2009)، کمال گرایی (ولیچ، میلر، قادری و ویلانکورت4، 2009؛ مک گی، هویت، شری، پارکین و فلت5، 2005؛ هنستوک و اماهونی6،2002)، میزان جذابیت جسمانی و ظاهری (بالمان، اتکاف و ویلهلم7، 2008)، ارتباطات اجتماعی (هیچینسون و رپی8،2007)، نقش قومیت (ریکسیاردلی، مک کابی، ویلیامز و تامپسون9،2007) و آسیب¬های روانشناختی (آکارد، کرول و کیرنی کوک10، 2002) ارتباط معنادار وجود دارد. هم چنین یافته¬ها نشان دهنده¬ی آن است که خودپنداره و پذیرش خود با کارکردهای اجتماعی (برانت11، 2008)، جهت¬گیری هدف فردی (پولسن، زیویانی و کاسکلی12، 2006) و جراحی زیبایی (پاشا، نادری و اکبری، 1389) رابطه معنادار دارد.
از روش¬های دیگری که جوانان برای تغییر در تصویر بدنی خود استفاده می¬کنند، جراحی زیبایی است که به نظر می¬رسد در 50 سال اخیر به فراوانی مورد استفاده قرار گرفته است. از بین همه¬ی این عوامل، آن چه که مورد تأیید همه¬ی پژوهشگران در انگیزه¬ی تمایل به جراحی زیبایی می¬باشد، نارضایتی از تصویر بدنی است. (پاشا و اکبری، 2008)

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.