تبیینهای رفتاری در مورد اعمال وسواسی

–  معنی سازی[1] رفتاری

تبیینهای رفتاری در مورد اعمال وسواسی به این شکله که اونا رفتارای یاد گرفته شده ای هستن که از راه کم کردن ترس تقویت شدن. مثلأ شستن وسواسی یه جور جواب فرار کنشگره که اشتغال ذهنی و ترس از آلودگی رو کم می کنه. اولین نظریهای رفتاری وسواس بر این پایه بودن که وسواس ممکنه از نظریه دو دلیلی ماورر[2] واسه تشکیل و موندگاری ترس پیروی کنه(رکتور،2001؛ قاسم زاده، 1382؛ اکانر و همکاران، 2004؛ کلارک و پوردون، 2004؛ به نقل از توکلی و قاسم زاده، 1385). ماورر یه رفتارگرای ناراحت از روان کاوی بود(قاسم زاده، 1382). طبق این نظریه اضطراب با رخدادهای ذهنی(مثل افکار یا تصاویر)شرطی می شه و وسواسای عملی در تلاش واسه کاهش پریشونی به وجود اومده توسط این افکار انجام می شن. درزمان زمان وسواس عملی به دلیل توانایی اش واسه کاهش پریشونی، تقویت منفی[3] می شه. هر چی وسواس عملی در کاهش پریشونی موفق تر باشه، قوی تر می شه. پاسخای وسواسی ممکنه از راه آزمون و خطا شکل گیرند، اما به نظر ماورر این پاسخا در خزانه رفتاری هرکی وجود دارن. مثلا مادری که فرزندش رو به خاطر کثیفی دستش تنبیه می کنه، به اون یاد میده که واسه دوری از تنبیه دست خود رو بشید و پس از شستن دست، علاوه بر برطرف کردن آلودگی، در حکم دوری از ترس یا تنبیه عمل می کنه و اطمینان و راحتی خیال به دنبال میاره و این ایمنی خاطر بعدا می تونه ویژگی جلوگیری ترس رو بازم حفظ کنه، هر چند دست اون کثیف نباشه. با اینکه نظریه رفتاری نتونست ایجاد پدیده ای وسواسی رو خوب توضیح بده، اما واسه موندگاری این پدیده ها توضیحی جذاب ارائه داد. دلایل تجربی زیادی وجود داشت که نشون می داد وسواس فکری خصوصیاتی مثل ترس داره و وسواس عملی بیشتر واسه رهایی موقت از وسواسای فکری پریشون کننده انجام می شن. هم اینکه درمان رویارویی و جلوگیری از جواب[4](ERP) ماورر، با تغییراتی، درمان بسیار موثر واسه وسواسه(کلارک و پوردن، 2004).

در دهه 1980 با منتشر کردن اثر راچمن و هاجسون در باره وسواس، با عنوان وسواسا و اجبارها، نا هماهنگیایی در توضیح رفتاری وسواس اتفاق افتاد. دلایل نشون داد:

1-بیشتر وسواسا به وجود اومده توسط یادگیری آسیب زا نیستن.

2-ممکنه چندین وسواس همزمان با هم اتفاق بیفته.

3-ممکنه محتوا و کانون وسواسا به طور کامل عوض شه.

4-در بعضی موارد وسواسای عملی، نا آرومی ذهنی به وجود اومده توسط وسواس رو کم نمی کنه و حتی ممکنه بر اون اضافه کنه.

5-عواملی چون حضور دکتر می تونه تجربه مریض از وسواس رو عوض کنه.

6-پخش محتوای وسواسا غیر تصادفیه.

7-بر خلاف چیزی که تصور می شد، شدت مریضی، در مریضایی که تنها وسواس فکری داشتن، بیشتر از مریضایی بود که وسواس فکری همراه با وسواس عملی داشتن. به سختی میشه این ویژگیای وسواس رو با مدل رفتاری رایج این مشکل تبیین کرد.

وجود این کمبود ها و هم اینکه حضور رو شناخت وارهای به درد نخور در وسواس، به این نتیجه رسید که پدیده های وسواسی رو نمیشه به طور کامل با نظریه رفتاری توضیح داد و در نتیجه جنبه های شناختی در نظریها و پژوهشای مربوط به وسواس بیشتر مورد توجه قرار گرفت(ربیعی و همکاران، 1393).

 

[1]- conceptualization

[2]- Mowrer

[3]- negative Reinforcement

[4]- exposure – response prevention

Author: 92