تعريف مفهوم و نظريّه‌هاي مربوط به تاب‌آوري

تعريف مفهوم و نظريّه‌هاي مربوط به تاب‌آوري

مقدّمه

تاب‌آوري درعلوم رفتاري خصوصيّتي است كه با گذر زمان رشد مي‌كند و مي‌تواند به وسيله‌ي شيوه‌هاي مداخله‌اي تحت تأثير قرار گيرد ‌(دراپيوا‌، ساينت ـ ژاکواس‌، لپاين‌، بگين و برنارد[1]، ۲۰۰۷).  نگاهي به پژوهش‌هاي انجام شده در اين حوزه نشان‌گر آن است كه اصولاً دو رويكرد در اين خصوص مدّنظر بوده است؛ نخست، تاب‌آوري را در قالب شاخص‌هاي مختلفي مانند عزّت‌نفس[2]، عملكرد آموزشي[3]، سلامت جسمي[4]، مقابله و انطباق[5]، فقدان آسيب‌شناسي رواني يا رفتارهاي بزه‌كارانه[6] بررسي نموده‌اند (مارکستروم‌، مارشال و تريون[7]، ۲۰۰۰)؛ و دوّم پژوهش‌هايي كه بر تعريفي خاص از تاب‌آوري و مقياس‌ها يا پرسش‌نامه‌هاي ويژه‌اي جهت ‌اندازه‌گيري تاب‌آوري‌، به كار گرفته شده‌اند.

در پيوند با تعريفي دقيق از تاب‌آوري بايد گفت با وجود گذشت دو دهه پژوهش در اين‌باره هنوز ابهاماتي مشاهده مي‌شود‌، اما تعاريفي كه در ادامه خواهد آمد تعاريفي هستند كه اجماع و توافق بيشتري روي آن‌ها است.

  • تعاريف تاب‌آوري

گارمزي و ماستن[8] ‌(۱۹۹۱) تاب‌آوري را «يك فرآيند‌، توانايي يا پيامد سازگاري موفّقيّت‌آميز با وجود شرايط تهديدكننده» تعريف نموده‌اند. در واقع تاب‌آوري سازگاري مثبت در واكنش به شرايط ناگوار است (والر[9]، ۲۰۰۱). به طور كلّي تاب‌آوري مفهومي روان‌شناختي است كه توضيح مي‌دهد افراد چگونه با موقعيّت‌هاي غيرمنتظره كنار مي‌آيند. تاب‌آوري به معناي سرسختي در مقابل استرس ‌، توانايي برگشت به حالت عادّي و زنده‌ماندن و تلاش در شرايط ناگوار است ‌(دوو[10]۲۰۰۴؛ به نقل از حسام پور، 1388).

تاب‌آوري فقط به آسيب‌ناپذيري در برابر فشار اشاره نمي‌كند‌، بلكه بيش‌تر دربرگيرنده‌ي توانايي فرد در يافتن راهي به سوي سلامت از حوادث و وقايع منفي است‌ (گارمزي‌، ۱۹۹۱). بنابراين تاب‌آوري يك ويژگي ذاتي نيست‌، بلكه سازه‌اي پويا و رشدكننده است كه بر انطباق مثبت و رشد فرد در شرايط مشكل اشاره مي‌كند ‌(لاتر[11] و همکاران‌، ۲۰۰۰؛ لاتر‌، 1990؛ به نقل از حسام پور‌، 1388). بر همين اساس كانر و ديويدسون (۲۰۰۳) تأكيد كرده‌اند‌، كه تاب‌آوري تنها مقاومت منفعل در برابر آسيب‌ها يا شرايط تهديدكننده نيست، بلكه فرد تاب‌آور‌، مشاركت‌كننده‌ي فعّال و سازنده‌ي محيط پيراموني خود است. تاب‌آوري قابليّت فرد در برقراري تعادل زيستي ـ رواني ـ معنوي ‌، در مقابل شرايط مخاطره‌آميز مي‌باشد.

گستردگي مفهوم تاب‌آوري سبب شده است تا اين سازه معادل با سازه‌هايي مانند سازگاري مثبت‌، مقابله يا شايستگي درنظر گرفته شود. فرگوس و زيمرمن[12] ‌(۲۰۰۵) در اين‌باره معتقدند‌، اگرچه هر يك از اين سازه‌ها با تاب‌آوري به گونه‌اي مرتبط است امّا آن‌ها از تاب‌آوري متمايز هستند. سازگاري مثبت به يك نتيجه‌ي تاب‌آوري اشاره مي‌نمايد. وقتي كه افراد بر موقعيّت پرخطر ‌(مانند انتقال به مدرسه‌ي راهنمايي) غلبه مي‌كنند‌، چنان‌چه رشد سالم داشته باشند ‌(به عنوان مثال پيشرفت تحصيلي)‌، آن‌ها با بافت جديد سازگار شده‌اند. در اين صورت سازگاري مثبت يك نتيجه‌ي تاب‌آوري است. امّا فرآيند چيرگي بر خطر تاب‌آوري است. فرآيندهاي تاب‌آوري مي‌تواند نتايج ديگري مانند اجتناب از‌ يك نتيجه‌ي منفي يا مقابله‌ي موفّق با يك واقعه‌ي آسيب‌زا را در پي داشته باشد.

‌     تاب‌آوري هم‌چنين از شايستگي متمايز شده است. شايستگي يك دارايي ‌(مانند عوامل محافظتي سطح فردي) است كه مي‌تواند يك جزء ضروري براي فرآيند تاب‌آوري باشد كه به نوجوانان هنگام غلبه بر سختي كمك مي‌كند (حسام پور، ۱۳۸۸).

اخيراّ راتر[13] ‌(۱۹۸۵ و ۱۹۹۹؛ به نقل از اولسون‌، بوند‌، برن‌، ولا ـ برودريک و سوير[14]، ۲۰۰۳) در يك تعريف نسبتاّ جامع و مقبول‌، تاب‌آوري را به عنوان فرآيندي پويا توصيف كرده است كه شامل تعامل ميان عوامل خطرزا و عوامل محافظتي دروني و بيروني‌، براي بهبود نشانه‌هاي رويدادهاي ناگوار زندگي مي‌باشد. اغلب شناخت خطر‌، محافظت و تاب‌آوري باعث رشد راهبردهاي مداخله‌اي اوّليّه شده و در بازداشتن خشونت و غفلت از كودك و ديگر نتايج مانند مشكلات رفتاري كودك، استفاده از مواد و جرم نوجوان آگاهي مي‌دهد (دورلاک[15]، ۱۹۹۸).

مكانيسم هاي خطر‌، واكنش فرد را به شرايط ناگوار تشديد مي كند (فرد را آسيب‌پذيرتر مي‌نمايند) و مكانيسم‌هاي محافظتي‌، پاسخ فرد را به شرايط ناگوار اصلاح مي‌كند‌ (فرد را تاب‌آور مي‌سازند) (راتر‌، ۱۹۸۷ و ۱۹۹۹؛ به نقل از اولسون و همکاران ، ۲۰۰۳). از آنجا كه عوامل خطرزاي متعدّدي در طول زندگي وجود دارد‌، يك تاب‌آوري موفّق به عوامل محافظتي‌ نياز دارد كه فرد را قادر سازد به اين تغييرات پاسخ سازگارانه‌اي بدهد ‌(هلر‌، لاريو‌، دي ايمپريو و بوريس[16]، ۱۹۹۹؛ به نقل از پليس‌، رينولدز‌، کوسينز و اونيل[17]، ۲۰۰۲).

در خصوص عوامل محافظتي براي تاب‌آوري ‌، اغلب پژوهشگران معتقد به سه عامل مؤثّر در اين زمينه هستند كه اين سه عامل عبارتند از:

  • خصوصيّات شخصيتي
  • عوامل محافظتي و ترميمي خانواده
  • نيروهاي اجتماعي (سيکومب[18]، ۲۰۰۲؛ والش[19]، 1996؛ به نقل از حسام پور‌، 1388).

هم‌چنين عوامل محافظتي كه در مداخلات اوّليّه مورد توجّه قرار گرفته‌اند عبارتند از:

  • شايستگي‌هاي فرد، مهارت‌ها و رفتار (مثل خواندن، مشكلات رفتاري، مهارت‌هاي حلّ مسئله، جرأت و پافشاري در برابر فشار همسالان).
  • نگرش‌هاي تربيّتي يا رفتارهايي (مانند اسنادها[20]، راهبردهاي انضباطي، صميميّت و تفاهم ‌، فراهم‌كردن تحريك شناختي، ارتباط خانوادگي).
  • محيط مدرسه‌ (مانند ‌اندازه‌هاي كلاس، سياست‌هاي مدرسه،اجراي قانون، ايجاد فرصت براي درگيري در فعّاليّت‌ها و مديريّت رفتاري معلّمان).
  • عوامل همسايگي يا اجتماع‌ (مانند شبكه‌هاي اجتماعي ‌، قابليّت دسترسي به خدمات) ‌(دورلاك ‌، ۱۹۹۸).

بنابراين با توجّه به مطالب يادشده تاب‌آوري يك ويژگي درون فردي ثابت نيست (شون‌، ۲۰۰۶؛ به نقل از ساکر و شون[21]، ۲۰۰۷)‌، و چندبعدي و تغيير‌پذير است ‌(ساکر و شون‌، ۲۰۰۷)‌، كه با بافت ‌، زمان ‌، سن و شرايط زندگي تغيير مي‌كند (گارمزي، ۱۹۹۳؛ کانر و ديويدسون‌، ۲۰۰۳). بنابراين براي فهم نقش عوامل محافظتي و خطرزا نياز به ارزيابي بافت‌هاي تأثيرگذار گوناگون در زندگي افراد است. بايد توجّه داشت كه تمام مجموعه با هم در ارتباطند. در واقع احتمال اين‌كه يك عامل خطرزا و يا يك عامل محافظتي به تنهايي بر توانايي سازگاري فرد تأثير بگذارد بسيار كم است (تريسي[22]، ۲۰۰۰؛ به نقل از حسام پور‌، 1388).

در مجموع، بر اساس ادبيّات پژوهشي تاب‌آوري، آشكار است كه بيش‌ترين فعّاليّت صورت گرفته‌ي پژوهشي در پيوند با فرآيندهاي محافظتي بر سه سطح تأكيد كرده‌اند كه آن‌ها فرآيندهاي محافظتي فردي ‌، سطح خانوادگي و اجتماعي هستند (السون و همکاران‌، 2003).

با توجّه به تنوّع عوامل مؤثّر بر تاب‌آوري و پيامدهاي آن‌، تاب‌آوري به عنوان يك مفهوم گسترده مورد توجّه پژوهشگراني هم‌چون گارمزي، ماستن و تلگن[23] (1984)، ريچاردسون‌، نيگر، جنسن و كامپفر[24] (۱۹۹۰) و ماستن و ريد[25] ‌(2002) قرار گرفته است. پژوهشگران اين حوزه مدل‌هاي متعدّدي را براي تاب‌آوري عنوان كرده‌اند كه در ادامه توضيح داده خواهد شد.

 

مدل  

چشم‌انداز تاب‌آوري

 

مثال
 

 

مقاوم

جوان مقاوم يک قدرت دروني دارد براي غلبه بر موانعي که به او اجازه مي‌دهد موفّق شود وقتي که ديگران در آن موقعيّت شکست مي‌خورند. دو هم‌شير عوامل خطرساز يکساني را

تجربه مي‌کنند اما يکي مدرسه را رها مي‌کند در حالي‌که ديگري از کالج فارغ‌التّحصيل مي‌شود. براي توضيح دادن نتايج از تاب‌آوري دروني استفاده مي‌شود.

 

 

 

چالشي

در معرض خطربودن به صورت يک پيوستار است. سطوح پايين خطر اثر منفي کوتاه مدّت را ايجاد مي‌کند، سطوح متوسّط (متعادل) قدرت مقابله را در فرد افزايش مي‌دهد، اما سطوح بالا‌ي خطر فرد را براي مقابله ناتوان مي‌کند. فرد دچار فقر دوران کودکي ممکن است مهارت‌هاي لازم براي مقابله با

دشواري‌هاي اقتصادي آينده را رشد

دهد. اما اگر شرايط بسيار سخت و منابع مقابله هم کم باشد فرد ممکن است تا احساس درماندگي را رشد دهد

که مي‌تواند بطور منفي تعميم‌هاي آينده را تحت تأثير قرار دهد.

 

 

جبراني

عوامل خطرساز و حفاظتي با هم تعامل مي‌کنند تا چگونگي تأثير بر پيامدها را تعيين کنند. نوجواني سطوح بالايي از فشار رواني را در اثر تعارض خانوادگي دارد. وقتي تأثير اين فشار رواني با ميزان عزّت نفس او مقايسه مي‌شود، داشتن سطح ثابتي از تعارض خانوادگي با سطح عزّت نفس نوجوان در ارتباط است.
 

 

حفاظتي

عوامل خطرساز و حفاظتي با هم تعامل مي‌کنند، اين تعامل ممکن است تأثيرعوامل منفي را کاهش دهد و يا تأثير آن‌ها را از بين ببرد (جابجا کند). يک جوان بدون راهنمايي والدين ممکن است با عوامل خطرساز چندگانه همراه با شکست در مدرسه مواجه ‌شود، يک معلّم مي‌تواند راهنمايي لازم را فراهم کند تا نقصان حمايت والدين را جبران کند.

جدول (1 ـ 2): مدل‌هاي تاب‌آوري، منبع: به نقل از برجي پور(1389)

 

[1]. Drapeau, Saint ـ  Jacques, Lepine, Begin & Bernard

[2]. Self Steem

[3]. Academic Performance

[4] .Phisycal Health

[5] .Coping & Adaptation

[6] .Delinquent Bahaviours

[7] .Markstrom, Marshal & Tryon

[8] .Garmezy & Masten

[9]. Waller

[10]. Devo

[11]. Luthar

[12]. Fergus & Zimmerman

[13]. Rotter

[14]. Olsson, Bond, Burn, Vella, Brodrick & Sawyer

[15]. Durlak

[16]. Heller, Larrieu, D Imperio, & Boris

[17]. Place, Reynolds, Cousins & O Neil

[18]. Seccombe

[19]. Walsh

[20]. Attributions

[21]. Sacker & Schoon

[22]. Teresse

[23]. Telegen

[24]. Richardson, Neiger, Jensen & Kumpfer

[25]. Reed

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.