طرح­واره درمانی و ضرورت اون

طرح­واره درمانی

بالغ بر 30 سال پیش آرون تی بک(به نقل از حمیدپور، 1392) بر کارکرد طرح­وارها شناختی به عنوان بنیادی ترین عامل در نظریه مشکلات هیجانی تاکید کرد. طرح­وارها هم اینکه، نقشی اساسی در ایجاد و موندگاری مشکلات روانشناختی و هم اینکه در برگشت و بازپیدایی دوره های مشکل داره. بر خلاف جایگاه مرکزی طرحوارهای شناختی در اولین نوشته های شناخت درمانی، تکنیکای شناختی و رویکردهای درمانی که بعدا از آن استخراج شدن تمایل به ردیابی شناخته ها در سطح افکار خودآیند منفی، عقاید واسطه ای و سبکهای اسنادی داشتن. در روش هایی مشابه، برنامه های درمانی ایجاد شده تمایل به کوتاه مدت بودن داشتن و توجه تقریبا کمی به فرایندهای در سطح طرح­واره می­شد(حمیدپور، 1392). طرح درمانی که به وسیله یانگ و همکارانش به وجود اومد(1999)، درمانی نوین و یکپارچهه که بیشتر طبق گسترش و گسترش مفاهیم و روشهای درمان شناختی –  رفتاری سنتی بنا شده. طرح درمانی اصول و مبانی مکتبهای شناختی – رفتاری، دلبستگی، گشتالت، روابط شی، سازنده گرایی و روانکاوی رو به شکل یه مدل درمانی و مفهومی مهم ترکیب کرده. این روش درمان، سیستم جدیدی از رواندرمانی رو تدارک می بینه که به ویژه واسه بیماران گرفتار به اختلالهای روانشناختی طولانی و مقاوم که تا الان یه موضوع پیچیده در درمان حساب می شدن، مناسبه. تجارب بالینی ما نشون میده، مریضایی که دچار مشکلات شدید شخصیتی هستن و هم افراد گرفتار به مشکلات خیره کننده منش شناختی که اینجور مسایلی شالوده مشکلات محور I اونا رو تشکیل میده به طرح درمانی عالی جواب میدن( البته بعضی وقتا در ترکیب با بقیه رویکردهای درمانی)(یانگ، کلوسکو[5] و ویشار[6] ، 2009). طرح درمانی از شناخت درمانی بک استخراج شده(شارف، 2011). قبل از این که طرح درمانی به وجود بیاد، مشکل شخصیت مرزی و خیلی از اختلالای روانشناختی، در اول با دیدگاه روان تحلیلی درمان می شدن. به کار گیری شناخت درمانی واسه درمان مشکلات شخصیت در اول به وسیله آرون بک و آرتور فریمن و همکارانشون در کارشون با عنوان شناخت درمانی مشکلات شخصیت(1990) معرفی شد( ارنتز و ون گندرن ، 2009). درمان موثر رفتاری- شناختی واسه بساری از مشکلات محور 1 شامل، مشکلات خلقی، اضطرابی، جنسی، خوردن، بدنی شکل و به کار گیری مواد در دسترسه(بارلو[10] ، 2001؛ به نقل از الدهام ، اسکودل و بندر ، 2007). با این حال با اینکه خیلی از بیماران با این روش درمانی(رفتار درمانی شناختی سنتی) مشکلاتشون حل می شه، ولی خیلی از اونا به این نوع درمان جواب نمی دن. شناخت درمان بر اساس طرح واسه مشکلات شخصیت مثل مشکل مرزی و هم اینکه مشکلات سختی مثل مشکل خوردن، سوءاستفاده از کودک و سوءمصرف مواد به وجود اومد(شارف، 2011).

اگر بخوایم به تعریف طرح­واره بپردازیم، اون رو اینطور میشه گفت: طرح­واره ساختاری شناختی به خاطر می­رسند، رمز گردونی و آزمایش محرکیه که موجود زنده در برابر اون قرار گرفته.  طبق ماتریس طرح­واره­ها، فرد قادر می­شه تا وضعیت خود رو در رابطه با زمان ومکان تعیین و تجربه­های خود رو به روش معنی داری طبقه بندی و تفسیر کنه. بک و همکاران فکر می کنند که در بخش آسیب شناسی روانی، واژه طرح­واره ساختارهایی شامل محتوای شخصی سازی شده با ویژگی­های فردی هستن که در اثر مشکل­هایی، مثل افسردگی، اضطراب، حمله های ترس و وسواسا فعال می شن(آرنتز و جیکوب، 2013).

طرح­واره زیاد شده ترین سطح شناخته که در مقابل تغییر مقاومه و اثر عمیق و قدرت مندی بر شناختار­ها و هیجان­های فرد داره(یانگ، 2009). افکار خود­ایند منفی و فرضای ریشه ای بینابینی به گونه زیادی تحت اثر طرح­واره­ها قرار می­گیرند  به ویژه، این اثر زمانی قدرت­مندتره که طرح­واره­ها فعال شن.

در کل، طرح­واره­ها نسبت به تغییر بسیار مقاوم هستن(به نقل از یانگ، 2011)، چون:

1-بعضی از طرح­واره­ها پیوندی قوی با هیجان­ها و تجربه­های گذشته فرد دارن؛

2- طرح­واره­ها در طول زندگی فرد پایدار باقی می­مثل، در نتیجه می­توان اون­ها رو به عنوان یه تیکه از هویت فرد در نظر گرفت؛

3- این طرح­واره­ها ممکنه به وسیله افراد مهم زندگی فرد، تأیید یا تقویت گردند.

4-چگونگی اثر طرح­واره­ها بر رفتار فرد به وسیله پردازش­های فکری ایشون تعیین می شه.

5-رفتار­های یاد گرفته شده در نتیجه فعال شدن طرح­واره­ها امکان بروز پیدا می­کنن.

 

ضرورت پدیدآیی طرح­واره درمانی

نگاهی بر زمینه درمان شناختی­-رفتاری کمک می­کنه تا دلیل این که به چه دلیل یانگ ضرورت طرح­واره درمانی رو احساس کرد، توضیح داده بشه. کارشناسان و تحقیق­گران درمان­های شناختی-رفتاری  پیشرفت­های زیادی در پدیدآیی و گسترش درمان­های روان شناختی مؤثر واسه مشکل محور یه، مثل مشکل­های خلقی، اضطرابی، جنسی، خوردن، جسمی سازی و سوء مصرف مواد ایجاد کرده­ان. این درمان­ها در سنت خود کوتاه مدت بوده­ان (در آخر 20 جلسه) و بر کاهش علامت­ها، مهارت­ها و حل مسئله در زندگی جاری مریض متمرکز هستن(رافائل و یانگ[14]، 2012).

مشکل­های خصیصه­ای، به شکل­های جورواجور می­تونن باعث کم شدن اندازه جواب­دهی مشکل­ها به درمانای شناختی-رفتاری سنتی شن. بعضی بیماران که به دلیل علامت­های مربوط به محور یه مثل اضطراب و افسردگی، مراجعه می­کنن، نه فقط در پیشرفت روند درمان شکست می­خورند، بلکه پس از ختم درمان علامت­های اون­ها برگشت می­کنه.  در بیماران گرفتار به مشکل­های محور یه که به درمانای شناختی- رفتاری جواب خوبی می­بدن، باید دونست که پس از بر طرف شدن علامت­ها، مشکل­های خصیصه­ای اون­ها مرکز درمان قرار می­گیرد. در دسته دیگری از بیماران که واسه درمان شناختی-رفتاری مراجعه می­کنن(رافائل و یانگ، 2012)، علامت­های مشخصی که اهداف درمان قرار گیرد، به چشم نمی­خورد.  مشکل­های این دسته، مبهم یا نا مشخصه، و یا این که پیش آینده­های مشخصی رو که بشه با شروع مشکلات در رابطه دونست، ذکر نمی­کنن. این دسته از افراد احساس می­کنن که مشکلی در زندگی اون­ها هست، و یا این که فقدانی در زندگی دارن، اما نمی­دانند که چیه. معمولاً این افراد،­ دارای مشکل­هایی در مورد رابطه­های بین فردی در زندگی یا در محل کار خود هستن(آرنتز و جیکوب[15] ، 2013).

چار ویژگی کلی در مبتلایان به مشکل­های شخصیت هست، که اون­ها رو واسه درمان شناختی-  رفتاری استاندارد ناجور می­سازه:

مشکلای مبهم و پریشون

بیماران گرفتار به مشکل­های خصیصه­ای، بسیاری اوقات آمادگی لازم رو واسه بیان مشکل­های مشخص و قابل تعریفی که کانون درمان قرار بگیره، ندارن. معمولا” مثل این بیماران مشکل­های مشخصی رو در برابری و موافقت در زندگی  و رابطه­های بین فردی خود نشون می­بدن، اما در عین حال، شکایت­های زیاد و مبهمی دارن، به گونه­ای که نمی­توان با به کار گیری درمان شناختی- رفتاری به هدف درمانی خاصی رسید(فوناگی[17]، 2012).

 

مشکل در رابطه های بین فردی

مشکل در رابطه­های بین فردی، در بسیاری موارد، هسته اصلی مشکل­های این گروه از بیمارانه. در شناخت درمانی سنتی انتظار می­رود مریض رابطه مشارکتی در جلسها با درمان­گر خود بر قرار کنه، در­حالی که واسه بیماران گرفتار به مشکل­های خصیصه­ای این بسیار سخته.  بعضی از این بیماران هیچ­گونه رابطه­ای با درمان­گر برقرار نمی­کنن و یه سری های دیگه، به طور افراطی به دکتر وابسته می شن(فوناگی، 2012).

انعطاف نا­پذیری

در شناخت درمانی سنتی، فرض می­شه که باید بیماران به اندازه قابل توجه­ای از ویژگی انعطاف پذیری برخوردار باشن­ تا بتونن افکار و رفتار­های خود رو از راه بررسی تجربی و دیگه فوت وفن­های شناختی-  رفتاری کاهش کنن. چون  یکی از علامتهای مشخص مشکل­های شخصیت، وجود رگه­های انعطاف نا­پذیریه, فوت وفن­های استاندارد شناخت درمانی به تنهایی در درمان این بیماران موفقیت آمیز نیس. حتی، در مریضایی که افکار و یا اعمال غیر انطباقی و ناسازگارانه خود رو تشخیص می­بدن، بازم تجربه ناامید کننده­ای دور و بر تغییر احساس­ها، رفتار­ها یا باور­های ریشه ای خود در این روش درمانی به دست می­بیارن(رافائل و یانگ، 2011)

 

 

دوری

چون بیماران گرفتار به مشکل­های خصیصه­ای، به طور دیر پا از تجربه احساس­های نا­خوب خود می­گریزند (دوری هیجانی )و در عین حال از افکار دردناک خود روی گردونن(دوری شناختی )، پس فوت وفن­های استاندارد شناختی بیشتر” در  رسیدن به افکار و احساس­های غیر انطباقی در این افراد ناموفقه. یانگ عقیده داره که این­گونه دوری­ها در نتیجه شرطی سازی بیزارانه به وجود می­آید. بدین معنا که اضطراب و افسردگی کم کم با خاطره­ها و شناختار­های بد پیوند می­پیدا کنن و در نتیجه، باعث دوری در فرد گرفتار می­انجامند(رافائل و یانگ، 2011).

با در نظر گرفتن دلایلی که ذکر شد طرح­واره درمانی رو به خاطر درمان بیماران گرفتار به مشکل­های خصیصه­ای پی­ریزی کرد. ، این درمان، پاسخی به شکست­های درمانی به وجود اومده توسط کاربرد فوت وفن­های شناختی- رفتاری استاندارد در مورد بیماران گرفتار به مشکل­های خصیصه ای دیر پاه. طرح­واره درمانی در درمان افسردگی  و اضطراب دیرپا، مشکل­های خورد و خوراک، مسایل زناشویی و مشکل­های پایدار در حفظ رابطه­های دوستانه موافق، موثر گزارش شده. ، این روش در مورد مجرمان و در پیشگیری از برگشت در بین سوء مصرف کنندگان مواد کارایی داره(فیشر[18]،2011).

در طرح­واره درمانی به مریض کمک می­شه تا بتونه مشکل­های دیرپای زندگی خود رو در چارچوبی قابل فهم و با معنی دوباره سازمان بده. در این مدل، طرح­واره­های مخالف ابتدایی از زمان کودکی تا حالا ردیابی می­شن. در این راه، بر رابطه­های بین فردی مریض تأکید خاص می شه. با به کار گیری این روش درمانی، بیماران قادر می­شن تا به مشکلای خصیصه،ای خود، به عنوان (مشکل جور واجور با خودمون)نگاه کنن و واسه توقف اون­ها توانمندتر گردند(یانگ، 2010).

خانواده

[1] Schema

[2]Recurrence

[3]Relapse

[4]Intermediate beliefs

[5] Klosco

[6] Weeshar

[7]Sharf

[8]Arntz

[9]Van gordon

[10] Barlow

[11]Oldham

[12]Oskodol

[13]Bender

[14] Rafael & Young

[15] Jackob

2Vague problem

3Fonagy

1Fisher

این نوشته در آموزشی ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.