عوامل ایجاد کننده خشم و پرخاشگری

عوامل ایجاد کننده خشم و پرخاشگری

عوامل زیادی در بروز و راه اندازی خشم و یا رفتار پرخاشگرانه دخیلند که می توان آن ها را در چهار طبقه گنجاند:

1- عوامل محیطی: آلودگی هوا، تراکم جمعیت، سر و صدا و یا آلودگی های صوتی، نور زیاد، سرما یا گرمای شدید همگی می توانند زمینه ساز بروز خشم و یا پرخاشگری باشند.

2- عوامل فردی: گاهی ممکن است اتفاق خاصی نیفتاده باشد، بلکه به خاطر ذهنیت، باور، افکار و ارزیابی های خاص ما از وسایل پیرامونمان، خشم، خشونت و پرخاشگری رخ دهد. به اعتقاد لازاروس[1] اگر در ارزیابی اولیه ای که ما از محرک ها و مسایل دور و برمان به عمل می آوریم، آن عامل را تهدید کننده و یا منفی ارزیابی نماییم، احساسات منفی و هیجانات ناخوشایندی از قبیل خشم و عصبانیت در ما ایجاد و راه اندازی می شود. بنابراین اگر در ارزیابی اولیه مان از امور و اتفاقات پیرامونمان آن را خنثی و یا مثبت، ارزیابی کنیم، ردپایی از هیجان و احساسی به نام خشم دیده نخواهد شد. پس گاهی اوقات خود ما با باورها، افکار و ارزیابی مان شعله های خشم را  می افروزیم! چرا که ذهن انسان می تواند از بهشت، دوزخ و از دوزخ، بهشت سازد(كديور، 1390؛565).

3- عوامل اجتماعی: عواملی مثل ناکامی، تحریک مستقیم و یا حتی تهدید از طرف دیگران، گیر کردن در ترافیک می توانند منجر به بروز خشم و یا حتی رفتار پرخاشگرانه شود. آداب و رسوم اجتماعی به مردان اجازه می دهد تا آشکارا خشم خود را در میان جمع نشان دهند. این امتیاز به زن ها داده نشده است. ناتوانی زن در ابراز خشم باعث شده که افسردگی، بیشتر در زن ها دیده شود. تحت تأثیر این عوامل فرهنگی و اجتماعی، بعید است که زنان خشم شان را بروز دهند، اما بروز ندادن خشم می تواند سلامتی فرد را به مخاطره بیندازد. علاوه بر نشانه های بیماری مرتبط با خشم مثل زخم معده و میگرن، بررسی ها نشان دادند که سرطان سینه با خشم فیصله نیافته در ارتباط است. زنان می گویند: وقتی خشم شان را بروز می دهند، احساس ناراحتی و حتی احساس گناه می کنند. مهم ترین مسأله برای زنان، شناسایی احساس خشم است زیرا غالباً این احساس نادیده انگاشته می شود، از آن اجتناب می شود یا سرکوب می گردد و مادامی که خشم شناسایی نشود، نمی توان آن را به درستی ابراز کرد. (كديور، 1390؛565).

4- عوامل موقعیتی: بالا بودن سطح تحریک فیزیولوژیک مثل گرسنگی شدید، درد و تحریک جنسی عواملی هستند که در بروز خشم و پرخاشگری متعاقب آن دخیل اند.

تحریک مستقیم

قرائن موجود حاکی از آن است که بدرفتاری و اهانت کلامی دیگران، غالباً عامل عمده ای در آشکار ساختن اعمال پرخاشگرانه در شخص است. وقتی پرخاشگری شروع شد، معمولاً الگویی فزاینده پیدا می کند و در نتیجه حتی ضربه ای خفیف و کلامی بی اهمیت ممکن است موجب شروع فرآیندی گردد که در آن تحریکات قویتر و قویتر مبادله شوند.

رابطه بین پرخاشگری و قرار گرفتن در معرض خشونت های تلویزیونی مورد توجه قرار گرفته است. هرچه کودکان فیلم های خشن تری را در تلویزیون تماشا کنند، خشونت بیشتری نسبت به دیگران نشان خواهند داد. به نظر می رسد با گذشت زمان این رابطه عمیق تر می گردد که حاکی از تأثیر تراکمی خشونت وسائل ارتباط جمعی است. (كديور، 1390؛565).

 

 

عوامل موقعیتی

بالا بودن تحریک فیزیولوژیک

برخی پژوهش ها حاکی از آن است که تحریک شدید ناشی از علل گوناگون نظیر شرکت در   فعالیت های مسابقه ای ورزش های سنگین و مشاهده فیلم های تحریک کننده، موجب افزایش پرخاشگری آشکار می گردند.(كندال،1384؛206)

درد

درد جسمی ممکن است عاملی برای تحریک سائق پرخاشگری گردد، انگیزه ای برای مضروب یا مجروح ساختن.

تحریک جنسی

پژوهش های جدید حاکی از آن است که تأثیر تحریک جنسی بر پرخاشگری قویاً بستگی به نوع منبع شهوانی مورد استفاده برای ایجاد چنین واکنش ها و نیز ماهیت دقیق خود واکنش ها دارد، وقتی منبع شهوت انگیز ملایم باشد، مثلاً دیگران، چنین سائقی به نوبه خود ممکن است در مقابل هر هدف قابل وصول، از جمله آن ها که به هیچ عنوان نقشی در ایجاد ناراحتی برای پرخاشگری نداشته اند، ظاهر گردد. این فرضیه علت پرخاشگری افرادی را که خود در معرض پرخاشگری قرار گرفته اند، توجیه می کند.(كندال،1384؛206).

عوامل ژنتیک مطالعات مربوط به دوقلوها

پژوهش روی دوقلوهای یک تخمکی حاکی از وجود یک جزء ارثی در رفتار پرخاشگر است. تاکنون اکثر مطالعات بر جمعیت غیر روان پزشکی[2] متمرکز بوده است، در این مطالعات نرخ تطابق دوقلوهای یک تخمکی بالاتر از دوتخمکی است(كندال،1384؛206).

مطالعات دودمانی

تعدادی از مطالعات نشان داده اند افراد متعلق به خانواده هایی که سابقه اختلالات روان پزشکی دارند، بیشتر مستعد ابتلاء به اختلالات روان پزشکی و دست زدن به اعمال خشن در مقایسه با افراد فاقد این سوابق هستند. کسانی که نمرات بهرۀ هوش پایین تر دارند، به نظر می رسد بیشتر در معرض بزهکاری و دست زدن به پرخاشگری هستند تا کسانی که نمرات بهرۀ هوش آنها در حد طبیعی است. همبستگی های مشهود بین رفتار پرخاشگر و سایر رفتارهای ناجور حاکی از آن است که استعداد ارثی برای رفتار آتیپیک از جمله رفتارهای مربوط به اختلالات روان پزشکی، با عملکرد فیزیولوژیک آتیپیک همراه است که یکی از نتایج آن ممکن است پرخاشگری بیش از معمول باشد(كندال،1384؛206).

 

2-5-3-1نقش فیزیولوژی، نوروآتامی و نوروشیمی بدن در پرخاشگری

فیزیولوژی و نوروآتامی پرخاشگری: شواهد بالینی و نیز مشاهدات آزمایشگاهی نشان می دهند که آسیب به قسمت های خاصی از مغز موجب برانگیخته شدن، ستیزه جویی، خشونت و پرخاشگری می گردد. هم در انسان و هم در حیوانات ساختارهایی در مغز مانند هیپوتالاموس، سپتوم[3] (دیواره) و آمیگدال[4] (بادامه) در بروز تجلی پرخاشگری نقش مهمی دارند.

آمیگدال (بادامه): ناحیه بادامه که به شکل بادام است، در دستگاه لیمبیک[5] (کناری) واقع در قسمت تحتانی قطعه گیجگاهی مغز قرار دارد. بعضی از افرادی که صرع[6] دارند و دچار حمله هایی می شوند که از آسیب به ناحیه بادامه مغز ناشی می شود، فوق العاده پرخاشگر می شوند و به اطراف خود حمله می کنند و حتی اگر کسی نباشد، خشونت را به خود بر می گردانند و سرشان را محکم به دیوار می کوبند(كندال،1384؛213).

سپتوم (دیواره): ناحیه دیگر از دستگاه لیمبیک (کناری) به نام دیواره با ستیزه جویی و پرخاشگری ارتباط دارد. تحریک سپتوم جانبی سبب افزایش تهییج پذیری و پرخاشگری می شود. ضایعات وسیع سپتوم، افزایش موقتی ولی زیاد در شرارت ایجاد کرده و تهییج پذیری هیجانی را در حیوانات افزایش می دهد(كندال،1384؛215).

هیپوتالاموس: دیده شده است که تحریک الکتریکی ناحیه جانبی هیپوتالاموس در گربه ها سبب بروز نوعی از تهاجم به صورت حمله دزدانه و آرام می شود، در حالی که تحریک ناحیه میانی آن نوعی حمله عاطفی و همراه با تظاهراتی مثل خرخر خشم آلود حیوان، چنگ زدن و از کوره در رفتن را ایجاد می کند و جالب اینکه تخریب هیپوتالاموس میانی هم باز سبب بروز همین گونه حالات می شود. گزارش برخی مطالعات نشان داد که نوار مغزی در تعداد زیادی از افراد پرخاشگر غیرطبیعی است. در مجموع، هیپوکامپ، نواحی حاشیه ای قنات سیلویوس و لوب های مخچه و هیپوتالاموس میانی با خشم، تهاجم و پرخاشگری ارتباط دارد(كندال،1384؛215).

نوروشیمی پرخاشگری

برخی مواد و یا انتقال دهنده های عصبی و شیمیایی مغز و همچنین یک سری هورمون ها و داروها در بروز پرخاشگری دخیل اند:

سروتونین: تغییرات در سطح سروتونین و یا متابولیسم و سوخت و ساز آن با تغییرات در رفتار عاطفی به طور اعم و رفتار پرخاشگرانه به طور اخص مربوط است. فرض بر این است که وجود سطوح بالای سروتونین با آرامش و کاهش پرخاشگری ارتباط دارد. در کشورهایی که ذرت ماده اصلی تغذیه آن هاست، به دلیل کاهش تریپتوفان و سروتونین مغزی موارد بیشتری از قتل نفس دیده می شود. همچنین در سندرم داون و سندرم کلاین فلتر کاهش سروتونین دیده می شود و این شاید رفتارهای پرخاشگرانه آن ها را توجیه کند، چرا که با تجویز تریپتوفان، رفتارهای پرخاشگرانه انسان بهبود می یابد. بنابراین بین کمبود سروتونین و رفتار پرخاشگرانه رابطه مستقیم وجود دارد. در افراد بیش فعال و در الکلی ها فعالیت سروتونژریک مغز کاهش می یابد، بنابراین ممکن است این افراد بسیار تحریک پذیر باشند. (كندال،1384؛218).

اپی نفرین و نوراپی نفرین: داروی ال دوپا[7] به دلیل بالا بردن سطح اپی نفرین و نوراپی نفرین به کاهش آستانه تحمل و پرخاشگری می انجامد. داروهای مهارکننده منوآمین اکسید از[8] مثل فنل زین، ایزوکربوکسازید به دلیل جلوگیری از تجزیه نوراپی نفرین، پرخاشگری را افزایش می دهد. (كندال،1384؛219).

استیل کولین: دیده شده است که تحریک کولینرژیک ساختارهای دستگاه کناری لیمبیک در  موش ها سبب پرخاشگری شدید می شود(كندال،1384؛219).

هورمون ها و داروها

– در مطالعه ای مشخص شد که بین سطوح بالای تستوسترون در مردان جوان و زندانیان پرخاشگر، با پرخاشگری و تهاجم آنان رابطه مثبتی وجود دارد. در زنان نیز کاهش سطح استروژن و پروژسترون که مخصوصاً در سندرم پیش از قاعدگی دیده می شود، بر تحریک پذیری و تهاجم فیزیکی آنان می افزاید(كندال،1384؛219).

– مقادیر کم الکل پرخاشگری را مهار کرده و مقادیر زیاد الکل موجب تسهیل در ابراز آن می شود.

– وابستگی به ترکیبات تریاک با افزایش پرخاشگری رابطه دارد و همچنین مواد محرک، کوکائین، توهم زاها و حشیش نیز در بروز و راه اندازی پرخاشگری مؤثرند.

– تحقیقات نشان داده است که کاهش قند خون عاملی برای کاهش آستانه تحمل (عاملی تسهیل کننده در بروز پرخاشگری) به شمار می رود. (كندال،1384؛219).

خشم و غضب از نظر فلاسفه‌ي اسلامي

در اين زمينه فلاسفه و دانشمندان اسلامي داراي نظراتي مي‌باشند آنها بر اين عقيده‌اند كه خشم و غضب ريشه ذاتي داشته و از ابتدا با انسان همراه مي‌باشند لكن اين نيرو مي‌تواند به مدد عقل و اراده آدمي به كنترل درآمده و در جهت موردنظر استفاده شود. لذا در اين مورد به طرز تفكر غريزيون كه رفتار انساني را تابع محض عوامل ذاتي و سرشتي مي‌دانند مخالفت مي‌كنند به علاوه آنها منبع خشم و پرخاشگري را عوامل محيطي و اجتماعي نيز نمي‌دانند بلكه معتقدند كه عوامل اجتماعي و محيطي مي‌توانند در جهت دادن به اين نيرو موثر باشد بنابراين فلاسفه اسلام در عين اين كه به ذاتي بودن پرخاشگري و خشم اصالت قائلند به عقل و اراده آدمي از يك سو، عوامل اجتماعي از سوي ديگر در تعيين هدف‌هاي رفتاري خشم و غصب اعتقاد دارند… در ذيل نظرات برخي از اين دانشمندان بيان مي‌شود.

[1]لازاروس الگوی تعاملی استرس را ارائه کرد.

[2] nonpsychiatvic

[3]Septum

[4]Amygdala

[5]Limbicsystem

[6]Epilepsy

[7]L dopa

[8]MAOI

Author: 92