مفهوم همدلی و تحمل ابهام از دیدکاه روانشناختی

– همدلی

عبارت است از توانایی تجربه و درک آنچه دیگران احساس می‌کنند با آنکه تعاریف متعددی از همدلی ارائه شده است در مفهوم پردازی‌ها دو مولفه به طور ثابت وجود دارد :

  1. یک واکنش عاطفی نسبت دیگری که اغلب اما نه همیشه شامل اشتراک در حالت هیجانی آن شخص می‌شود.
  2. یک ظرفیت شناختی برای دریافت دیدگاه دیگری در حالی که خود و دیگری بر دانستن آنچه دیگری احساس می‌کند نقش بنیادینی در تعاملات بین فردی ایفا می‌کند. شواهد فراوانی از روانشناسی اجتماعی علوم اعصاب شناختی نشان می‌دهد که همدلی اشتراکی هیجانی پردازش اطلاعات پایین به بالا و هم فرایند‌های شناختی برای تنظیم و تعدیل این تجربه بالا بر پایین را شامل می‌شودو در زیر بنایش سیستم‌های عصبی متعاملی قرار دارند علاوه بر این آگاهی از تمایز بین تجربیات خود و دیگران جنبه ای کلیدی از همدلی را نشان می‌دهد به طور کلی همدلی اولین مرحله ضروری در یک زنجیره ی شناختی می‌باشد. که با اشتراک در حالت عاطفی دیگران شروع می‌شود با ادراک احساس دیگری ادامه یافته و سپس انگیزه به دیگری را بر می‌انگیزد و بلاخره درگیر شدن در رفتار‌های کمک رسان را نتیجه می‌دهد بنابرین همدلی و رفتارهای جامعه پسند در یک سطح مفهومی‌به هم پیوسته اند.

تحقیقات نیز نشان داده اند که همدلی پدیده ای ست که بسیار پیچیده و انعطاف پذیری و واکنش‌های همدلانه با توجه به فاکتورهای شناختی اجتماعی متغیرند(هاشم نژاد،1390)

۲-۱۹-۵-۱- حوزه‌های مهم همدلی

شناخت زیر بنای عصبی همدلی به ویژه در همدلی نسبت به دیگران به تازگی شروع شده است اما همچنان مسائل مهمی‌در این حوزه ناشناخته است مکانیزم‌های زیر بنایی تفاوت‌های فردی در همدلی نیاز به بررسی‌های بیشتری از این منظر دارد(هاشم نژاد،1390)

از دیدگاه روانشناسی شخصیت لازم است بدانیم ویژگی‌های شخصیتی چگونه پاسخ‌های همدلانه را به وجود می‌آورند برای نمونه علی رغم ارتباطات نظری مشخص بین این پدیده‌ها هنوز نمی‌دانیم چگونه تفاوت در سبک دلبستگی (برون گرایی-درون گرایی)در سطوح عصب شناختی همدلی رفتارهایی جامعه پسند را متأثر می‌سازند. و آیا همدلی بیشتر یک صفت شخصیتی یا وابسته به موقعیت است؟از طرفی ارتباط بین سطوح رشد اخلاقی افراد با میزان همدلی همچنان ناشناخته مانده است از نظر روانشناسی کاربردی و تربیتی آیا می‌توان همدلی را به افراد آموزش دا و اگر اینطور است به چه شیوه ای و در چه سنی باید این فرایند را آموزش داد؟

از دیدگاه آسیب‌شناسی به نقصان همدلی در اختلالاتی همچون سایکوپاتی ،اوتیسم،اسکیزوفرنی،اختلال شخصیت ضد اجتماعی و خود شیفته… و قابل بررسی است(همان)

رویکرد تعاملی:این رویکرد نشان می‌دهد همدلی یک پدیده ی مختکامل گونه‌ها رشد یافته است مسائل مطرح شده از این جمله است که آیا اندازه مغز انسان به عنوان گونه برتر نقشی در این پدیده دارد و اینکه تفاوت‌های جنسیتی در میزان و نوع همدلی چگونه تبیین می‌شوند.

از منظر روانشناختی اجتماعی هنوز به درستی نمی‌دانیم چگونه فاکتورهایی همچون ارزیابی موقعیت طبقه بندی افراد به عنوان خودی و غیر خودی ارتباط خوشایندی بین فرد همدلی کننده و فرد هدف همدلی شناخت ما را نسبت به افراد و گروه‌های قربانی رنج و درد تغییر می‌دهد. آنچنان که در برخی موارد افراد حاضر می‌شوند تا علی رغم هزینه‌های بالا از هدف همدلی حمایت کنند و در مواردی حتی از تماشای رنج قربانی لذت می‌برند.

۲-۱۹-۵-۲- تحمل ابهام

قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی توانایی ادامه ی حیات با دانشی ناقص درباره ی محیط و تمایل به آغاز فعالیت مستقل بی آنکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر(همان)

به نظر می‌رسد کارآفرینان به مراتب بیشتر از افراد دیگر قدرت تحمل ابهام را داشته باشند. بدون اینکه احساس تهدید یا ناراحتی کنند قادرند به طور اثر بخشی با شرایط و اطلاعات مبهم و ناقص غیر طبیعی سازمان نیافته و غیر شناخت رو به رو می‌شوندو ضمن رفع ابهامات آنها را به نفع خود تغییر می‌دهنددر رفع ابهام سبب انگیزش آنان می‌شود. از سه متغیر سه جزئی تشکیل می‌شود که از ملاک‌های آزمون بادنر است. نوپذیری اولین ملاک است که به میزان تحمل انسان در برابر اطلاعات یا شرایط جدید مربوط می‌شود. پیچیدگی است که نشانگر میزان تحمل است اطلاعات متمایز و نا مربوط است.

پاسخ پذیر بودن آن است که به میزان تحمل در برابر مشکلات راهکارهای پنهان عدم دسترسی به اطلاعات و عدم ارتباط اجزا با یکدیگر مربوط می‌شود بین این ایده تا نتیحه نردبانی به نام ابهام وجود دارد که از جنس عواطف و هیجان است که گاهی این نردبان به آن قدر کوتاه است که صاحب ایده از به نتیجه رسیدن محروم می‌ماند(همان)

قدرت تحمل ،خود حاصل ویژگی‌های بی نظیر اعتماد به خود قدرت پیش بینی پذیری امیدواری و برخورد فعال با پدیده‌هاست که در نهایت فرد به امید از دست یافتن به نتایج دلخواه موقعیت مبهم را تحمل می‌کند(همان).

مطالعه‌ی صلاحیت اجتماعی در اوایل قرن 20آغاز شد در پژوهش گذشته و فعلی درنظر دارد برای پیشبرد درک چرا و چگونگی صلاحیت اجتماعی در توسعه اجتماعی سالم مهم است. کشف قابل توجه این بود که شایستگی اجتماعی مربوط به سلامت روان آینده در نتیجه ی دامن زدن به تحقیق بر چگونگی کودکان با همسالان و عملکرد خود را در موقعیت‌های اجتماعی تداخل می‌کنند.

در سال 1930محققان شروع به بررسی گروه همسالان و چگونگی ویژگی کودکان و مواضع مربوط به بهداشت روانی آینده(مانند نتایج ناسازگارانه در بزرگسالی)و همچنین به مشکلات در تنظیمات مدرسه پرداختند در سال 1950تا1960این تحقیقات نشان داد که شایستگی اجتماعی گروه همسالان را تحت تأثیر قرار داده و این پژوهش تا حد زیادی گسترش از این نقطه به بعد به عنوان مقدار افزایش اهمیت تعاملات اجتماعی بوده است. اواسط قرن 1970تا1980محققان برای مشاهده ی شایستگی اجتماعی از نظر مهارت‌های حل مسئله و استراتژی در موقعیت‌های اجتماعی آغاز شد. صلاحیت اجتماعی در حال حاضر از نظر عملکرد اجتماعی موثر که تحت تأثیر مطالعه‌ی اثر بخشی آموزش کودکان با تمرکز بر تأثیر رفتار کودکان و مهارت‌های اجتماعی نیز تحقیقاتی انجام شد

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.