همه انچه درباره ازدواج باید بدانیم

تعریف ازدواج

در فرهنگ معین «ازدواج رابطه ای حقوقی است که برای همیشه یا مدتی معین، به وسیله عقد مخصوص بین زن و مرد حاصل شده و به آنها حق می دهد که از یکدیگر تمتع جنسی ببرند». در تعریفی دیگر «ازدواج و زندگی زناشویی یک پدیده طبیعی قراردادی است». همچنین برخی ازدواج را فرآیندی از کنش متقابل بین یک مرد و یک زن؛ برخوردی دراماتیک بین فرهنگ (قواعد اجتماعی) و طبیعت (کشش جنسی) و پیوندی دائمی میان دو جنس مخالف می دانند که در یک چارچوب رسمی و قانونی مجاز به برقراری مناسبات جنسی می شوند. (شفعی ، 1393)

در تعریف دیگر، ازدواج به عنوان یک نهاد و کانون اجتماعی ملهم از سه منبع قانون، عقاید اجتماعی و اعتقادات مذهبی بوده و مبتنی بر شش نکته است(احمد وند و همکاران، 1393):

1- ازدواج یک انتخاب شخصی آزاد است که بر پایة عشق استوار می گردد؛

2- بلوغ و استقلال یک نیاز مسلم برای اقدام به ازدواج است؛

3- ازدواج، ارتباطی بین دو جنس مخالف است؛

4- در یک زندگی مشترک، مرد سرپرست بوده، تأمین معاش و محافظت از خانواده را بر عهده دارد؛

5- وفاداری جنسی و تک همسری، انتظارات یک ازدواج می باشند؛

6- ازدواج به طور طبیعی با تولد فرزندان همراه است.

2-2-3- خانواده و نگرش به همسر گزینی

رویکرد سیستمی خانواده را به عنوان یک سیستم با تعاملات مداوم بین زیر سیستم های فردی و در همان زمان به عنوان یک زیرمجموعه در محیط خود مدنظر قرار می دهد. درواقع در این رویکرد یک خانواده بهنجار خانواده ای است با ساختاری منسجم که در جهت رشد و رفاه اعضای خود عمل می کند و می تواند به طور پویا با عوامل نوبه نو شونده محیطی تعامل برقرار کند و با آنها سازگار شود بی آنکه در این میان دچار اغتشاش گردد و افراد خانواده در این فرآیند از خود علائم مرضی[1] بروز می دهند. مشخصة مهم این برداشت آن است که خانواده بهنجار چونان یک سیستم دارای ویژگی های معینی است و از هر سیستم انسانی ای انتظار می رود که واجد آن باشد (موسوی، 1383).

2-2-3-1- ابعاد 8 گانه ی تمیز خانواده ی سالم از خانواده ناسالم

  1. فردیت در مقابل گروه
  2. تقابل در برابر انزوا
  3. تقابل پذیری در مقابل خشکی و تحجر
  4. ثبات در مقابل عدم ثبات
  5. وضوح در مقابل نقش های مبهم یاتعارض نقش
  6. وضوح در مقابل عدم وضوح، یا ادراکات تحریف شده
  7. تبادل نقش در مقابل نقشهای مبهم تا تعارضی
  8. وضوح در مقابل پراکندگی، یا حد و مرزهای از هم گسیخته بین نسلی (ذوالفقار، 1380).

2-2-3-2- بعضی از ویژگی های خانواده سالم

  1. در این خانواده ها زن و شوهر یکدیگر را دوست دارند، برای یکدیگر ارزش قائل اند.
  2. در این خانواده ها، بجای مردسالاری یا زن سالاری، حق سالاری حاکم است.
  3. در این خانواده ها، روحیه زن توسط مرد و روحیه مرد توسط زن، از طریق همدلی، دلجویی و بهره گیری از کلمات گرم و اثربخش تقویت می گردد.
  4. در چنین خانواده هایی، ارتباط حسنه بین والدین و سایر اعضای خانواده و احترام متقابل بین افراد و رعایت حدود و حقوق یکدیگر در سایه کاربرد روش آزاد منشانه، از عواملی است که فضای خانواده را آکنده از صمیمیت، صداقت و بالندگی ساخته و موجب شده است که رضایت خاطر افراد از زندگی را افزون بسازد (صافی، 1378).

2-2-4- انتخاب همسر و عوامل مؤثر بر آن

ازدواج فرآیندی است که کنش دوسویه اش میان دو تن ( یک زن و یک مرد) را با تحقق شرایط قانونی پدید می آورد (سیتر، 1976). ازدواج نه تنها در سلامت جسمی ،روانی و اجتماعی فرد مؤثر است، بلکه در گذر به دوره ی بزرگسالی نقشی بنیادی دارد. برپایه ی رویکرد سامانه ای، ازدواج آغاز چرخه زندگی خانواده به شمار می رود (موسوی، 1382). ملاک های انتخاب همسر نادرست ازدواج را به سوی عدم موفقیت سوق می دهد برخی مواقع همسران به درستی با هم جور نشده اند (نیولان[2]، 2000).

انتخاب همسر همچون حل معادله است در فرمول موفقیت برای حل این معادله ضریبی از عوامل متعدد مؤثر است (نعمتی نظام آباد، 1384). در بررسی های انجام شده در انتخاب همسر نظریه های متعددی به عنوان عوامل تعیین کننده در گزینش مطرح شده است. از جمله ی این نظریه ها می توان به نظریه ی همجواری تصویری از همسر آرمانی، تصویری از والدین و رابطه ی زناشویی، همسان همسری و نیازهای مکمل اشاره کرد.

الف) همتایابی[3]: فرضیه داروین بر آن بود که جفت یابی تصادفی است. ولی به نظر می رسد که جفت یابی تصادفی یک استثنا باشد. درجه جذب و کشش اعضا یک نوع به یکدیگر متفاوت است و این مسأله در مورد انسان نیز صادق می باشد در اکثر فرهنگ های معاصر افراد جفتشان را خود برمی گزینند و عوامل متعددی بر تصمیم گیری آنها مؤثر است. این دیدگاه که افراد به گونه فعال جفت خود را انتخاب می کنند همتایابی نام دارد (کاویانی، 1383).

ب) نظریه همسانی ژنتیک[4]: همتایابی با هدف بقاء ژن های اختصاصی فرد صورت می پذیرد. بنابراین افراد به سمت کسانی کشش دارند که از ساختار ژنتیکی مشابهی برخوردارند. اطلاعات در مورد چگونگی مشابهت یا همسانی ژنتیک کافی نیست ولییافته ها نشان می دهد که شباهت ژنتیکی زوج ها بیشتر از افراد غیر زوج در جمعیت عمومی است ( به نقل از رشتون، کاویانی، 1382).

ج) همسان همسری: لورتون و لورتون می گویند معمولاً افراد با کسانی که در همان سطح رشد یا سطحی همسان با آن ها باشند احساس راحتی بیشتری می کنند و این یکی از دلایل قطع روابط بین اشخاص ناهمسان است (گلاونیک، ترجمه ی بهاری و همکاران، 1382). تشابه و همسان همسری در مکان زندگی ، تولد، طبقه ی اجتماعی، صفات اخلاقی، و ویژگی های روان شناختی، مذهب، دین، سن و سال، ویژگی های فرهنگی و نژادی مورد تأکید بیشتر محققان قرار گرفته است و به عبارتی  هرچه درجه همگونی همسران بیشتر باشد پیوند زناشویی آنان استوارتر و پایدارتر است (سارو خانی، 1379). در گذشته نیز چنین بود که افراد معمولاً با کسانی ازدواج می کردند که از نظر اجتماعی یا حرفه ای هم تراز آنان بودند. بهترین شیوه ی انتقال میراث آبایی، وحدت بین  دو قوم، شباهت پیشینه ی اجتماعی همسر هر شخص بود و قاعده ازدواج همتایات در تمام سطوح اجتماعی رواج داشت (سگالن[5]، ترجمه ی الیاسی، 1380).جانسون (1991) معتقد است که استحکام زناشویی به طور وسیعی به ادراک هر یک از زوجها بستگی دارد. همان طور که گفته شد ملاک های انتخاب نادرست همسر، ازدواج را به سوی عدم موفقیت سوق می دهد. شخصیت، نگرش، طبقه ی اجتماعی، اقتصادی، تحصیلات، عقاید مذهبیبسیار مؤثرند (هرتینگتون، ترجمه ی طهوریان و دیگران، 1373). پژوهشگران و متخصصین بر این نکته تأکید دارند که کیفیت ازدواج و وضعیت ازدواج، تلویحات بسیاری درباره ی نقش های والدینی، بهداشت روانی و جسمی و رضایت شغلی به همراه دارد. از سوی دیگر، یک ازدواج، رضایت مندانه زمینه ساز فضای مناسبی جهت تلاقی و تبادل احساسات و عواطف مثبت بین زوجین است(تیرگری و دیگران، 1383).

2-2-5- مراحل انتخاب همسر

آدامز انتخاب زوج را یک فرآیندپیچیده می داند که چهار مرحله دارد:

  1. مرحله اول: زوج از میان تعاملات موجود انتخاب شده. در این مرحله زوج برپایه ی جذابیت بدنی و شباهت علایق، هوش، شخصیت و ارزشها در رفتار انتخاب می گردد.
  2. مرحله دوم: مقایسه ارزشی انجام می گیردکه به صورت خودافشایی هویت زوجین به یکدیگر در طی گفتگوها به وجود می آید که در این مرحله اگر جاذبه اولیه عمیق تر شود رابطه ادامه پیدا خواهد کرد.
  3. مرحله سوم: در پی یافتن هماهنگی در نقشها رسیدن به درجه ای از هماهنگی و همدلی متقابل و تکوین آن در صورت افزایش جاذبه طرفین، موانع جدایی قوت یافته ، منجر به استحکام رابطه خواهد شد.
  4. مرحله چهارم: مرحله تصمیم گیری و توافق درباره ی سازش و تعهد طولانی مدت با یکدیگر است و سپس ازدواج اتفاق می افتد. در این مرحله زوجین سنت های خانواده هایشان را با هم تلفیق کرده و وارد مرحله ی یکپارچگی در سنت( قواعد و قانون ها، نقش ها، نگرش ها، باورها، هنجارها و … ) و تبدیل آن به یک سنت جدید می شود (موسوی، 1383).

 

1 Asymptomatic

1 Niolan

2 Assortative mating

3Genetic similarity

1Segallon

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.