ویژگی­های علم­آموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی

ویژگی­های علم­آموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی

کودکان گرفتار به مشکلات رفتاری یا هیجانی، در درجه اول به وسیله رفتارهایی که به طور زیادی بالاتر از هنجارهای فرهنگی و گروه سنی در دو بعد اتفاق می­افتد، شناخته می­شن.
1- برون­کرد (خشونت) و 2- داخل­کرد (اضطراب و تنهایی اجتماعی). در هر دو صورت الگوی رفتار غیرطبیعی اثرات سوء بر دستاورد تحصیلی و روابط اجتماعی کودک داره.

 

2-1-3-1- رفتارای برون کرد

عادی­ترین الگوی رفتار کودکان با مشکلات رفتاری-عاطفی رفتار ضداجتماعی یا برون­­کرده. در کلاس درس کودکان گرفتار به رفتارای برون­کرد به طور تکراری رفتارای زیر رو انجام می‌بدن (واکر[1]، 1997). 1- بیرون شدن از صندلی خود 2- دادزدن، صحبت کردن و فحش دادن 3- ایجاد مزاحمت واسه همکلاسی­ها، ضربه زدن، بی­توجهی به معلم، شکایت کردن، دروغگویی، نابود کردن اموال و چیزای دیگه ای به جز اینا. همه بچه­ها بعضی وقتا گریه می­کنن، کار بقیه رو پریشون می­کنن و قادر به پیروی از درخواست والدین و معلمان نیستن؛ اما کودکان گرفتار به مشکلات هیجانی-رفتاری رفتارای نامبرده رو به طور تکراری انجام می­بدن. خشونت به شکل سوءاستفاده­های کلامی به طرف بزرگسالان و کودکان دیگه، حملات فیزیکی به طرف بقیه و تخریب اتفاق می­افتد. این کودکان به نظر می­رسد که همیشه با دور و بریا شون درگیر هستن. پس در پیداکردن دوست و حفظ روابط دوستی ضعیف هستن. بسیاری می گن که بیشتر کودکانی که الگوهای رفتاری منحرف نشون می­بدن، با گذشت زمان عملکردشون مثل بزرگسالان طبیعی هستش. با اینکه این نتیجه خوش­بینانه واسه بعضی کودکان که رفتارای انزواطلبانه، ترس و مشکل گفتار نشون می­بدن، درسته (راتر[2]، 1976)، تحقیقات نشون می­بده واسه کودکانی که دارای الگوهای رفتاری خشونت، رفتار ضداجتماعی و رفتارای بزهکارانه هستن درست نمی­باشه (مونتاگو[3]، 2011). رفتار ابتدایی در رشد کودک بهترین پیش‌بینی کننده گناه کاری در نوجوانیه. کودکانی که با سابقه رفتار خشن وارد نوجوونی می­شن، گرفتار به سوءمصرف مواد، ترک تحصیل و مرگ در جوونی می شن (واکر و همکاران[4]، 2005).

 

2-1-3-2- رفتارای داخل­کرد

بعضی از کودکان با مشکلات رفتاری و عاطفی هر رفتاری هر رفتاری به جز خشونت رو از خود بروز می­بدن و مشکل اصلی اونا رفت و امد اجتماعی کم با دیگرونه که به اونا گفته می‌شه رفتارای داخل­کرد دارن. با اینکه این کودکان دائم و تکراری ناپخته و منزوی عمل می­کنن و رفتارای ضداجتماعی نشون نمی­بدن، ولی رفتارشون یه مانع جدی واسه رشدشون ایجاد می­کنه. این کودکان خیلی کم با همسن و سالان­شون بازی می­کنن. اونا بدون مهارت­های اجتماعی لازم واسه پیداکردن دوست و سرگرمی هستن و بیشتر در رویا و توهمات به سر می­برند، ترس­های شدید و بدون دلیل دارن، بیشتر از مریض بودن شکایت می‌کنن و در حملات عمیق افسردگی به سر می­برند (کینگ و همکاران[5]، 2005). کاملا معلومه که اینجور رفتارهایی شانس یه کودک رو واسه شرکت در یادگیری و فعالیت­های مدرسه، اوقات فراغت و تفریح محدود می­کنه. از اونجا که کودکان با ویژگی­های رفتار داخل­کرد مثل بعضی از شکل های جور واجور مشکلات خلقی و اضطرابی رو نشون می­بدن، ممکنه نسبت به رفتار ضداجتماعی، کمتر پریشون­کننده کلاس درس باشه، پس اونا کمتر شناسایی می­شن. حالا خوبیش اینه کودکان ناپخته و گوشه­گیر با درجه کم تا متوسط، از داشتن کارشناسان و معلمان شایسته واسه رشد و پیشرفت خود بهره­مند هستن. مهارت­های اجتماعی و خودتصمیم­گیری که کودک نیاز به یادگیری داره، باید به دقت مورد هدف قرار گیرد و به طور منظم فرصتهایی واسه تقویت این رفتارها که بیشتر موفقیت­آمیز هستد، سازماندهی شه (موریس و مارچ[6]، 2004).

با این حال این یه اشتباه بزرگه، باور به اینکه کودکان گرفتار به مشکلات خلقی که در اول با رفتارای داخل­کرد مشخص می­شن، فقط مشکلات ملایم و موقت دارن. اضطراب شدید و مشکلات اخلاق که بعضی از کودکان تجربه می­کنن، نه فقط باعث مشکل گسترده در کارکرد تحصیلی­شون می­شه، بلکه موجودیت­شون هم تهدید می­شه. بدون شناسایی و درمان موثر، مشکلات عاطفی شدید بعضی از کودکان می­تونه می­تونه باعث آسیب­رسانی به خود یا حتی مرگ در اثر گرسنگی و سوءمصرف مواد شه (اسپیریتو و اورهولسر[7]، 2003).

 

2-1-3-3- پیشرفت تحصیلی

بیشتر علم­آموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی یه یا چندسال زیر سطح کلاسی عمل می­کنن. تحقیقات پیشرفت تحصیلی این علم­آموزان، یافته های نگران­کننده­ زیر رو گزارش کرده­ان (بنر و همکاران[8]، 2010):

  • دو سوم اونا آزمون­های ورود به سطوح کلاسی بالاتر رو با موفقیت بگذرونن. اونا با احتمال بیشتری نسبت به علم­آموزان بدون مشکلات رفتاری نمره­های پایین کلاس رو دریافت می‌کنن. پیشرفت کم باعث می­شه در کلاس به عنوان علم­آموزان بزرگتر، به دیده تحقیر به اونا نگریسته شه. اونا بالاترین میزا غیبت، نسبت به گروههای دیگه علم­آموزان رو دارن. شصت درصد اونا در مقطع دبیرستان ترک تحصیل می­کنن.

اتحاد قوی بین مشکلات رفتاری و پیشرفت تحصیلی کم وجو داره. رفتار مزاحم و جنگ­جو آموزش رو پریشون می­کنه و شرکت در فعالیتهای کلاسی و تکمیل تکالیف رو محدود می­کنه. نتیجه این نبود درگیری و شرکت در فعالیتهای درسی، شکست در یادگیریه. مشکل وقتی بیشتر می­شه که علم­آموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی آموزش­های خنثی از معلمانی که از مشکل مهارت­های تحصیلی علم­آموز آگاه نیستن، رو دریافت می­کنن، پس علم­آموز شکست خورده می­شه که این باعث بدرفتاری به شکل دوری و فرار میشه و به نوخود باعث افت و عقب­ماندگی تحصیلی در علم­آموزان می­شه (پین و همکاران[9]، 2007). علاوه بر مشکلات یادگیری که به دلیل فزونی و کمبود رفتار ایجاد می­شه، تعداد خیلی از این علم‌آموزان هم ناتوانی یادگیری و تاخیرات زبانی که باعث مشکلاتی در کسب مهارت­های عملی می­شه، دارن (نلسون و همکاران[10]، 2005).

 

2-1-3-4- هوش

این باور که کودکان و نوجوانان دارای مشکلات رفتاری-عاطفی تیزهوش هستن، غلطه. تحقیقات به روشنی نشون داده­ان که به طور متوسط حدود نود درصد این علم­آموزان در دامنه پایین پخش هوش قرار دارن و تقریباً تعداد کمی در بالای پخش طبیعی هوش قرار دارن. بیشتر این علم­آموزان در مقایسه با پخش طبیعی هوش، در دامنه دیرآموزان و عقب­ماندگان ذهنی کم قرار دارن (کافمن، 2001). هم اینکه متوسط توجه فعالانه علم­آموزان عادی به معلم و کار محول شده به اون حدود 85 درصد از زمان می­باشه. اما علم­آموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی حدود شصت درصد یا کمتر از شصت درصد زمان روی انجام تکالیف می­مثل. این فرق در رفتار توجه به تکالیف تاثیر آشکاری بر یادگیری داشته باشه. بعضی وقتا رفتار داغون کننده و بی­توجهی به تکالیف به طور تکراری به وسیله توجه خود معلم ایجاد می­شه که می­تونه اثر ناخواسته بر تقویت رفتار بد علم­آموز داشته باشه. آموزش علم­آموزان واسه کسب توجه معلم، وقتی که کاری رو به اتمام رسونده­ان، یه روش هدف دار واسه شکستن این الگو می‌باشه (رود و همکاران[11]، 1998).

2-1-3-5- گناه کاری نوجوون

بیشتر از یه-سوم علم­آموزان با مشکلات رفتاری-عاطفی در طول زمان مدرسه دستگیر می‌شن. اندازه بازداشت در طول سالهای دبیرستان شدیدا افزایش می­یابد. این الگو مشخص می­کنه 1- آسیب­های بیشتر نوجوانان از طرف جامعه به دلیل رفتار ناجور­شون و 2- این واقعیت که کودکان کمتر به دلیل ارتکاب اعمال ناجور برابری که باعث بازداشت نوجوانان می­شه، دستگیر می­شن؛ پس مدارکی واسه نشون دادن جرائم وجود نداره؛ با این حال کودکان واسه جرائم شدید بازداشت می­شن. هم اینکه در حدود نصف نوجوانان گناهکار تکرار کننده جرائم می­باشن (دفتر دادگستری نوجوون و پیشگیری از گناه کاری[12]، 2009).

[1]. Walker

[2]. Montague

[3]. Walker & et al

[4].Walker & et al

[5]. King & et al

[6]. Morris & March

[7]. Spirito & Overholser

[8]. Benner

[9]. Payne & et al

[10]. Nelson & et al

[11]. Rhoud & et al

[12]. Office of Juvenile Justice and Delinquency Prevention

Author: 92