پردازش اطلاعات زمانی

پردازش اطلاعات زمانی
مغز ما در هاله‌ای از ابهامات و معلومات قرار می‌گیرد و ارتباط آن با جهان بیرون از طریق علائم (سیگنال)‌ الکتریکی برون‌داد و درون‌داد در مسیرهای عصبی است (ایگلمن، 2009). به‌طورکلی دو رویکرد روان‌شناختی و عصب‌شناختی در پاسخ به چگونگی پردازش اطلاعات زمانی مطرح می‌شود.
الف: رویکردهای روان‌شناختی
در این رویکرد پژوهشگران تلاش می‌کنند ادراک زمان را با متغیرهای حافظه (اورنستین، 1969) و توجه (بوهوسی و مک ، 2009؛ بولتز و براون ، 2002؛ به نقل از گروندین، 2010) بررسی کنند. در این مورد سه دسته الگو و مکانیسم برای توضیح ادراک زمان می‌آید، الگوهای ضربان‌ساز- ذخیره کننده، الگوهای تدریجی و الگوهای تعیین نوسانگری (توپلاک و همکاران، 2006). هر کدام از این الگوها با مکانیسم‌های روان‌شناختی و عصب‌شناسی متفاوتی شناخته‌شده‌اند ولی در همه این الگوها، ساعت درونی دارای یک مؤلفه ساعت، حافظه و تصمیم‌گیری است؛ به‌عبارت‌دیگر لازم است مکانیزمی‌برای محاسبه‌ی فواصل، ذخیره اطلاعات واردشده و مقایسه فواصل مختلف باشد (توپلاک و همکاران، 2006). در الگوی ضربان‌ساز، ضربان قلب محاسبه کننده‌ی مؤلفه‌های ورودی است. ضربان قلب به‌عنوان یک ساعت است و بهترین ویژگی آن تولید میزان زمانی است که توالی جدی زمان واقعی را در برمی‌گیرد. در این الگو توجه مهم‌ترین تعیین‌کننده برای ورود و خروج اطلاعات است. اطلاعات برگرفته از زمان به‌وسیله ضربان قلب توسط حافظه کاری نگهداری و در آنجا عمل به لحظه رسانی انجام می‌شود. سر‌انجام اینکه هراندازه اطلاعات بیشتر باشد مسؤولیت حافظه کاری و توجه هم بیشتر می‌شود (توپلاک و همکاران، 2006). در تفسیر مبتنی بر الگوهای نوسانگری که توسط تریزمن و همکاران (1990؛ به نقل از گروندین، 2010) ارائه‌شده است، دو مؤلفه‌ی متوالی است یکی از مؤلفه‌ها نوسانگر زمانی و دیگری واحد درجه‌بندی است. نقش نوسانگر زمانی در این الگو به‌عنوان یک ضربان‌ساز است که ضربان‌هایی بیرون می‌آورد که به واحدهای درجه‌بندی تبدیل می‌شوند (تریزمن و همکاران، 1990؛ به نقل از گروندین، 2010) و دستگاه درجه‌بندی، درباره این فراوانی را به‌عنوان کارکرد اثرات بیرونی و ویژگی‌های تکلیف اندازه می‌گیرد و هردوی آن‌ها با هم اطلاعات زمانی را فراهم می‌آورند (تایر،2000). به‌عبارت‌دیگر ادراک زمان می‌تواند با استفاده از یک کرنومتر ذاتی حاصل شود. ویژگی این کرنومتر این است که ضربان‌هایی که به‌وسیله ضربان‌ساز در فواصل منظم ایجادشده در یک مخزن ذخیره می‌کند و این مخزن زمان را نشان می‌دهد. در این کرنومتر دو عامل زمان و حافظه مهم است زیرا پژوهش‌های روی حیوانات و انسان‌ها آشکار می‌کند که در تکالیف زمانی نواحی مغزی فعال می‌شوند که در پردازش توجه و حافظه کاری درگیر شده است (بوهوسی و مک، 2009؛ به نقل از توپلاک و همکاران، 2006).
پردازش‌های فیزیولوژی و روان‌شناختی برای ادراک فواصل خیلی کوتاه متفاوت از پردازش‌های فواصل طولانی است زیرا در فواصل خیلی کوتاه، افراد ابتدا بر تجربه‌ی زمانی تمرکز می‌کنند (برای مثال، مک، 2000؛ به نقل از توپلاک و همکاران، 2006). درحالی‌که در فواصل طولانی‌تر به‌ندرت بر اساس ویژگی‌هایی مثل تعداد و پیچیدگی فعالیت‌های انجام‌شده قضاوت می‌کنند؛ به‌عبارت‌دیگر با افزایش یافتن مدت، حافظه و سایر قسمت‌های پردازش‌های شناختی معمولی درگیر می‌شوند (شیفتمن، 2001).
عامل توجه در ادراک زمان شامل نمونه‌های ادراک زمان مثل برآورد و بازسازی زمان مستلزم برانگیختگی، توجه و حافظه کاری برای انجام تکالیف است (هوانگ و فنگایو ،2007). در سال‌های اخیر گروهی می‌گویند که حافظه کاری، توجه و کارکرد اجرایی در زمینه‌هایی با هم مشترک هستند. برای مثال جوندیس و همکاران (1993)، اسمیت و همکاران (1996) و کانتری و همکاران (1997) نشان دادند که در تکالیف توجه و حافظه کاری هم نواحی پیشانی و هم نواحی آهیانه‌ای راست فعالیت می‌کنند (به نقل از الیوت و استرینگ ، 2008).
در الگوی ساعت فطری گفته می‌شود که برآورد یا بازسازی چند ثانیه یا دقیقه به‌عنوان یک کارکرد اساسی مستلزم توانایی نگه‌داری توجه به زمان است. درواقع توجه در حکم تیک‌های این ساعت فطری است ازاین‌رو مدت توجه به محرک بر مدت‌زمان ادراک‌شده تأثیر می‌گذارد (ایگلمن و همکاران، 2005). براون (2008) و ماکر و همکاران (1994؛ به نقل از گروندین، 2010) معتقدند که توجه بیشتر به زمان، منجر به طولانی‌تر شدن مدت‌زمان ادراکی می‌شود. در تائید این باور پژوهش باورمیشر و همکاران (2005) گزارش دادند بیماران با توجه پایین مانند افراد با اختلال بیش فعالی با بیش برآوردی زمان روبه‌رو می‌شوند. بعلاوه تکالیف بازسازی مستلزم حافظه کاری است که مسئولیتش با طولانی شدن زمان افزایش پیدا می‌کند. پژوهش‌هایی روی بیماران با آسیب در نواحی چپ و راست در مغز نشان دادند که توانایی‌شان در برآورد مدت‌زمان میلی‌ثانیه، ثانیه و دقیقه آسیب‌دیده است (روبیا، 2006).

Author: 92