کاهش استرس و عملکردهای ایمنی شناختی

کاهش استرس و عملکردهای ایمنی شناختی
شواهد حاکی از آن است که استرس کاهش یافته و مهارت های مقابله ای ارتقاء یافته در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید می تواند به تغییراتی در عملکردهای ایمنی شناختی و فعالیت بیماری در این بیماران منجر شود.برای مثال ،افزایش معنادار عملکرد سلول های کشنده ی طبیعی که بعد از یک دوره مداخله ی کوتاه مدیریت آرامسازی و تصویر سازی هدایت شده در افراد سالم مشاهده شده بیان می کند که این تکنیک ها عملکرد ایمنی را افزایش می دهد (زاچاریا و همکاران ،۱۹۹۰). به علاوه در بررسی افراد سالمند ساکن یک خانه¬ی سالمندان که در یک مداخله ی کاهش استرس شرکت کرده بودند، کیکولت-گلاسر و همکاران (۱۹۸۵) دریافتند که کاهش آشفتگی به افزایش عملکرد ایمنی منجر می شود.۴۴ سالمند ساکن در خانه سالمندان به طور تصادفی به یکی از ۳ گروه آموزش آرمیدگی، تماس اجتماعی، یا بدون مداخله واگذار شدند. شرکت کنندگان در گرو های مداخله به طور انفرادی سه بار در هفته و به مدت یک ماه مشاهده می شدند. نمونه های خونی و اطلاعات خود گزارش دهی در خط پایه و در پایان مداخله و بعد از یک ماه گردآوری شدند. در پایان مداخله، شرکت کنندگان در مداخله افزایش معناداری در فعالیت سلول های کشنده ی طبیعی و فعالیت آنتی بادی کمتری در برابر ویروس ساده ی هرپس نشان دادند،که هر دو با عملکرد ایمنی بهبود یافته سازگار است، همچنین کاهش معناداری در نشانه های مرتبط با بیماری در مقایسه با تغییرات کم اهمیت در این متغییرها در دو گروه دیگر مشاهده شد. پیوی و همکاران شواهد اضافی فراهم کردند در این مورد که آرمیدگی می تواند تا اندازه ای از طریق تقویت سیستم ایمنی عمل کند.شرکت کننده های دارای استرس بالا به طور تصادفی به دو گروه آرامسازی همراه با بیوفیدبک یا گروه کنترل واگذار شدند. بعد از مداخله، مشاهده شد که شرکت کنندگان دارای استرس بالا در گروه مداخله ی آرامسازی به همراه بیوفیدبک افزایش معناداری در فعالیت فاگوسیتی ،کاهش اضطراب و توانایی کلی مقابله ای بهبود یافته ای داشتند. در مطالعه ی سوم، آچتربرگ و همکاران (۱۹۸9) کارآمدی راهبردهای آرامسازی و بیوفیدبک را در یک بررسی دو مرحله ای آزمودند. در مرحله ی اول ۲۴ زن با تشخیص آرتریت روماتوئید، تکنیک های آرامسازی را آموختند و سپس آموختند دمای بدنشان را یا بالا و پایین ببرند. در مرحله ی دوم، ۱۵¬ نفر از شرکت کنندگان اصلی با ۸ نفر دیگر از شرکت کنندگانی که فیزیوتراپی سنتی را دریافت کرده بودند مقایسه شدند. تحلیل های هر دو مرحله نشان داد که بیوفیدبک حرارتی به بهبود خلق، درد، خواب،فعالیت جسمی و فعالیت های زندگی روزمره منجر شد. در یک تحقیق مشابه، برادلی و همکاران (۱۹۸۷)، با استفاده از یک بررسی بالینی تصادفی شده، گزارش کردند که بیمارانی که یک مداخله ی روانشناختی دریافت کردند (که شامل مدیریت اضطراب و استرس می¬شد) در مقایسه با شرکت کنندگان در برنامه ی حمایت اجتماعی و یا گروه کنترل، کاهش معناداری در شاخص های فعالیت بیماری و رفتار درد را نشان می دادند.کاهش معنادار در صفت اضطراب (که با پرسشنامه ی اضطراب حالت- صفت اندازه گیری شد) نیز پس از درمان و در پیگیری شش ماهه مشاهده شد. به همین ترتیب، بررسی یک مداخله ی درمان شناختی- رفتاری نشان داد که سطوح ادراک شده¬ی توانایی کنترل درد آرتریت روماتوئید با شاخص های صلاحیت ایمنی ارتباط داشت (اولری، شور و هولمن،۱۹۸۸). این نتایج حاکی از آن است که استفاده از آرامسازی و تکنیک های مدیریت درد ممکن است با افزایش خود کار آمدی و حس کنترل شخصی بر ارزش رواندرمانی بیفزاید. اینطور بیان شده است که چنین جهت گیری ای ممکن است منافع مهمتری نسبت به آموزشی داشته باشد که به عنوان یک شیوه ی خودکارتر برای کنترل منفعلانه ی آشفتگی ارائه شده است (تریر، آمورا و راوود ،2010). در نهایت پارکر و همکاران (۱۹۹۴) شواهد دیگری آورده اند برای کارآمدی مدیریت استرس در آرتریت روماتوئید، شرکت کنندگان (۱۴۱ زن و مرد با تشخیص آرتریت روماتوئید¬) به یکی از سه گروه واگذار شدند: ۱-گروه مدیریت استرس، ۲-گروه کنترل توجه،۳-گروه کنترل مراقبت استاندارد. بعد از ۱۲ هفته مداخله، شرکت کنندگان در گروه مدیریت استرس جامع (دارای مولفه های شناختی – رفتاری، مدیریت درد، و آرامسازی به همراه بیوفیدبک) درماندگی کمتر، کاهش استرس های زندگی، درد کمتر، و فعالیت ایمنی شناختی کمتری را در مقایسه با دو گروه دیگر نشان دادند. به علاوه ارتقاء معنادار عملکرد روانشناختی شرکت کنندگان بلافاصله بعد از درمان و در دوره ی بلند مدت پیگیری ۶ و ۱۲ ماهه مشاهده شد. در نتیجه ی ماهیت چند مولفه ای مداخله، مشخص کردن تاثیرات نسبی مولفه های شناختی رفتاری در برابر آموزش آرامسازی امکان پذیر نبود. به طور خلاصه، بررسی های متعددی وجود دارد که ارتباط بین آشفتگی و بی تعادلی سیستم ایمنی را نشان می دهد و توجه به احتمال تاثیرگذاری بر جریان بیماری از طریق مداخلات روانشناختی را پیش می کشد. همچنین نشانه های الزام آوری وجود دارد که مداخلات درمانی برای کاهش اضطراب و استرس و آموزش آرامسازی ممکن است تاثیر معناداری بر عملکرد ایمنی، فعالیت بیماری و سلامت کلی روانشناختی و شاید نهایتا سلامتی بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید داشته باشد.

Author: 92