بررسي جمعيت ماهيان تالاب هورالعظيم

چكيده
تالاب هورالعظيم يكي از مهمترين و ارزشمندترين زيستگاههاي كشور ميباشد. اين بررسي با هدف شناسايي و تعيين فراواني ماهيان تالاب هورالعظيم در طي سالهاي 91-1390 انجام و تعداد 3 ايستگاه مطالعاتي انتخاب و نمونهبرداري ماهيان با استفاده از تورگوشگير ثابت با چشمههاي 7/1 تا 5 سانتيمتري انجام گرفت. نتايج نشان داد كه در اين تالاب تعداد 15 گونه ماهي از 3 خانواده وجود دارند كه خانواده كپور ماهيان Cyprinidae داراي 13 گونه و بيشترين فراواني 4/87 را دارا بود و خانواده كفال ماهيان Mugilidae و خانواده Siluridae با يك گونه حضور داشتند. گونه ماهي حمري Carasobarbus luteus در ايستگاه رفيع و گونه بني Mesopotamichthys sharpeyi در ايستگاه طبر غالب بوده و در مجموع گونههاي حمري، بني، شلج Aspius varax، بياح Liza abuو كاراس Carassius auratus به ترتيب با 7/28، 6/24، 7/15، 8/10 و 9/9 درصد بيشترين فراواني را در طي مطالعه داشتند. ميانگين دماي آب، شوري و pH در كل تالاب به ترتيب 72/20 سانتيگراد، 07/2 قسمت در هزار و 82/7 بود. در پژوهش حاضر حداكثر تنوع گونه در ايستگاه رفيع 93/1 و كمترين تنوع در ايستگاه طبر 63/1 به دست آمد.
واژگان كليدي: تالاب هورالعظيم، تنوع زيستي، شرايط فيزيكوشيميايي، ماهيان.

مقدمه
فروغ پاپهن1 مريم رضايي 2* غلامرضا اسكندري3 علي اكبر راسخي4

1. دانشگاه شهيد چمران، دانشيارگروه بيولوژي، اهواز، ايران
2. دانشگاه شهيد چمران، كارشناس ارشد بيوسيستماتيك جانوري، اهواز، ايران
3. مركز تحقيقات آبزي پروري جنوب كشور ، اهواز، ايران
4. دانشگاه شهيد چمران، استاديارگروه آمار، اهواز، ايران
* نويسنده مسئول مكاتبات
Mrezaei21@yahoo.com
تاريخ دريافت: 20/4/91 تاريخ پذيرش: 15/6/91
كد مقاله:
اين مقاله برگرفته از پايان نامه كارشناسي ارشد ميباشد.

تالابها و مناطق وابسته به آنها، جلوههاي ويژهاي از منابع آبي محسوب ميشوند (عباسي و همكاران، 1387). تالاب ناحيهاي از مظاهر طبيعي است كه در روند پيدايش، خاك آن به وسيله آبهاي سطحي و زيرزميني، به صورت اشباع درآمده و در طي يك دوره طولاني و كافي در شرايط عادي و محيطي، تشكيل شده و داراي توالي زيستي ميباشد. اين مجموعه اكوسيستمها داراي جوامعي از گياهان و جانوران ويژه خود هستند (پاپهن، 1387). تالابها از بسياري جهات حائز ا هميت ميباشند. از جمله از نظر تقليل ورود منابع آلاينده به دريا، زيستگاه جانوران مهاجر و بومي مانند پرندگان، حفظ تنوع زيستي و به طور كلي واجد ارزشهاي زيستمحيطي، شيلاتي و دامداري و غيره ميباشند (عباسي و همكاران، 1387). تالاب هورالعظيم يا تالاب بزرگ هويزه، در غرب استان خوزستان در انتهاي رودخانه كرخه در منطقه مرزي دشت آزادگان بين دو كشور ايران و عراق واقع شده است؛ كه داراي موقعيت جغرافيايي “30 ’16 470 تا ’58 470 طول شرقي و از ’00 310 تا ’50 310 عرض شمالي ميباشد (مختاري و همكاران، 1388). مساحت اين تالاب در فاصله زماني حدود 20 سال (1367-1345) بين 560000 تا 450000 هكتار گزارش شده است (UNEP, 2001). به دلايل مختلف به مرور زمان بخش وسيعي از آن خشك شده و در سال 1991 وسعتي معادل 310000 هكتار داشته است (مختاري و همكاران، 1388). اين تالاب يكي از مهمترين و ارزشمندترين زيستگاههاي آبي كشوربوده و اهميت بسياري از لحاظ هيدرولوژيكي، بيولوژيكي و اكولوژيكي در حيات وحش منطقه را دارد و يكي از بزرگترين تالابهاي دائميآب شيرين در بينالنهرين سفلا بوده و از لحاظ اكوسيستم يكي از نادرترين تالابهاي ايران و آسيا محسوب ميشود (پاپهن، 1387). بررسي ماهيان در بوم سامانههاي آبي به جهت بررسي تكامل، بوم شناختي، رفتارشناسي، حفاظتي، مديريت منابع آبي، بهرهبرداري ذخاير و پرورش ماهي حائز اهميت بوده (وثوقي، 1373) و در مطالعه شيلاتي آبها، قبل از هر چيز بررسي بر روي ماهيان صورت ميگيرد (Bagenal, 1987)، به عبارتي شناسايي ماهيان در بوم سامانههاي آبي اولين قدم محسوب ميشود .شناخت و بررسي زيستشناختي و بومشناختي گونههاي مختلف ماهيان در يك اكوسيستم آبي، سبب حفظ و بازسازي ذخاير آنها شده و در اين راستا تمامي آنها (اقتصادي و غيراقتصادي) به دليل نقش در اكوسيستمهاي آبي از اهميت و ارزش زيادي برخوردارند. همچنين با وجود فشارهاي فزايندهاي كه در اثر رشد جمعيت بر منابع محدود كنوني وارد ميشود، نياز مبرمي به شناخت هر چه بهتر خصوصيات آبزيان و محيط زندي آنها احساس شده و به منظور اعمال مديريت صحيح، شناخت بيولوژي و داشتن اطلاعات كافي و مناسبي در مورد آبزيان بسيار حائز اهميت است (2691 Lagler et al.,). بررسي پيشينه مطالعات ماهي شناسي در تالاب هورالعظيم ميتوان به مطالعات اسدي و همكاران (1389) و طرح مطالعات جامع هورالعظيم،
جهت پي بردن به فراواني هر گونه اولين قدم براي برنامهريزي هدفمند در جهت مقاصد شيلاتي است، بنابراين هدف از تحقيق شناسايي و فراواني ماهيان تالاب هورالعظيم بوده است.

مواد و روش ها

شكل 1: موقعيت جغرافيايي تالاب هورالعظيم (هور الحويزه) در مرز بين ايران و عراق.

نمونههاي صيد شده به وسيله يخدان حاوي پودر يخ به آزمايشگاه منتقل گرديدند. ابتدا نمونهها زيست سنجي شده سپس با استفاده ازكليدهاي معتبر شناسايي (Coad, 2010 و عبدلي، 1378) شناسايي شدند. اندازهگيري دما و pH آب با استفاده از دستگاه قابل حمل مدل(HACH DR/2010) انجام شد. اندازهگيري شوري به روش مور و فرمول كندسن Salinity= 1/805 [cl] اندازهگيري شده است. در اين معادله (cl) غلظت يون كلرايد ميباشد كه توسط نيترات نقره اندازهگيري ميباشد.

جدول 1: مختصات جغرافيايي ايستگاههاي مورد مطالعه تالاب هورالعظيم.
ايستگاه عرض جغرافيايي طول جغرافيايي
طبر 0/00 – °29 – °31 E 47° – 51° – 28/4 N رفيع 9/47 – °35 – °31E 47° – 53° – 41/5 N شطعلي 4/33 – °21 – °31E 47° – 42° – 25/8 N

به منظور سنجش تنوع گونهاي در دوره مطالعه، شاخص تنوع شانون- وينر (´H) و شاخص غالبيت سيمپسون (λ) محاسبه گرديد. يكي از شاخصهاي تنوع كه كاربرد وسيعي در مطالعات اكولوژيك دارد شاخص شانون ميباشد. ميزان هتروژني و تنوع افراد را نشان ميدهد. شاخص فوق از طريق معادله H = ∑ Ln محاسبه ميشود. اجزاي اين معادله به ترتيب ni: تعداد افراد در گونه i ام؛ n: تعداد كل افراد نمونه؛ s: تعداد كل گونهها، ميباشد. شاخص غالبيت سيمپسون كه به عنوان اولين شاخص تنوع در بررسيهاي اكولوژيك مورد
استفاده قرار گرفته است، ميزان فراواني و هموژني جامعه را نشان ميدهد. اين شاخص از معادله (1 pi2 ni (ni 1)/ N(N محاسبه ميشود (Ludwing and Raynolds, 1988). اجزاي اين معادله به ترتيب: Pi: نسبت فراواني هر يك از گونهها در نمونه؛ ni: تعداد افراد گونه i؛ N: تعداد كل افراد تشكيل دهنده تمام گونهها در نمونه، ميباشد. جهت تجزيه و تحليل دادهها از نرمافزار Spss16 استفاده گرديد.

نتايج
در بررسي كنوني در مجموع 1469 نمونه ماهي از گونههاي مختلف صيد و مورد بررسي قرار گرفت. خانواده كپورماهيان با 13 گونه بيشترين تنوع را به خود اختصاص داد و خانوادههاي كفال ماهيان و گربه ماهيان هر كدام با يك گونه در رتبههاي بعدي قرار دارند (جدول 2). در بين ماهيان شناسايي شده ماهي حمري بيشترين فراواني (در حدود 7/28 درصد) را داشت. ماهي بني با 6/24 درصد، ماهي شلج با
7/15 درصد، ماهي بياح با 8/10 درصد و ماهي كاراس با 9/9 درصد در رتبههاي بعدي قرار داشته و ديگر گونهها فراواني اندكي داشتند.
بيشترين فراواني در ايستگاه 1 (طبر) مربوط به گونه بني با فراواني 40 درصد و كمترين فراواني مربوط به گونه خياطه با 22/0 درصد ميباشد. در ايستگاه دو (رفيع) بيشترين فراواني به ماهي حمري با 22/41 درصد و كمترين فراواني را گونههاي خياطه و برزم معمولي با 39/0 درصد دارا بودند. در ايستگاه سوم (شطعلي) بيشترين فراواني مربوط به گونه بني با 02/32 درصد و كمترين فراواني به گونه اسبله با 16/2 درصد بود. همانگونه كه در جدول (3) مشاهده مي شود ايستگاه 2 (رفيع) بيشترين تنوع گونه و ايستگاههاي 1 و 3 كمترين تنوع را دارند. بيشترين فراواني صيد مربوط به فصل پاييز با 549 نمونه و نسبت 4/37 درصد و كمترين فراواني صيد مربوط به فصل بهار با 246 نمونه و نسبت 7/16 درصد از كل ماهيان صيد شده بدست آمد. ميانگين دما در سراسر دوره تحقيق در مناطق سه گانه تالاب به ميزان 72/20 درجه سانتي گراد بوده است كه اين درجه حرارت، گرمسيري بودن منطقه را نشان ميدهد. بيشترين دما در ماههاي تير و مرداد به ترتيب 9/28 و 6/32 درجه سانتيگراد و كمترين دما در ماههاي دي و بهمن 1/11 و 10 درجه سانتيگراد ثبت گرديده است (شكل 2). ميانگين شوري در مناطق سه گانه 07/2 قسمت در هزار بوده و بيشترين شوري در ماههاي ارديبهشت، خرداد و مهر به ترتيب 3/3، 7/4 و 7/5 قسمت در هزار در ايستگاههاي طبر و شطعلي و كمترين شوري در ايستگاه رفيع در ماههاي دي و بهمن به ترتيب 73/0 و 96/0 قسمت در هزار مشاهده شدهاست (شكل 3). ميانگين pH آب در مناطق سه گانه 82/7 و حداكثر 2/9 و حداقل 16/6 ثبت گرديده است. در تحقيق حاضر شاخص هايتنوع در مناطق سه گانه محاسبه گرديد. شاخص شانون در كل تالاب در تمام دوره 74/1 و در ايستگاه رفيع بيشترين مقدار و در ايستگاه طبر كمترين مقدار مشاهده گرديد. شاخص غالبيت سيمپسون در طول دوره تحقيق 216/0 ثبت گرديد و در ايستگاه طبر بيشترين مقدار و در ايستگاه رفيع كمترين مقدار مشاهده گرديد (شكل 4).

شكل 3: تغييرات ماهيانه فاكتور دما در تالاب هورالعظيم (1391-1390).

جدول 2: درصد فراواني خانوادهها و گونههاي شناسايي شده ماهيان تالاب هورالعظيم.
رديف نام محلي خانواده درصد گونه درصد
1 24/6 Mesopotamichthys sharpeyi بن
2 5/4 Cyprinus carpio كپور معمول
3 28/7 Carasobarbus luteus حمر 9/9 carassius auratus كاراس 4
8
9
Alburnoides idignensis
Cyprinion macrostomum
Cyprinion kais
Luciobarbus barbulus
Luciobarbus pectoralis
Capoeta trutta

شكل 3: تغييرات شاخص هاي تنوع زيستي در ايستگاههاي تالاب هورالعظيم (1391-1390).

بحث و نتيجه گيري
تاكنون مطالعات متعددي در ارتباط با شناسايي ماهيان آب شيرين ايران و همچنين خوزستان صورت پذيرفته است. اسدي و همكاران (1389)، 19 گونه از 5 خانواده و 11 جنس در تالاب هويزه، اسكندري و همكاران (1386)، 12 گونه از 3 خانواده در درياچه سد دز، هاشمي و همكاران (1389)، 15 گونه ماهي را در تالاب شادگان، عباسي و همكاران (1388)، 23 گونه از 4 خانواده را در تالابهاي آق گل، پيرسلمان و مناطق تالابي رودخانههاي گاماسياب و حرم آباد استان همدان و عباسي و همكاران (1386)، تعداد 30 گونه و زيرگونه ماهي از 11 خانواده در رودخانه سياه درويشان (تالاب انزلي) گزارش كردهاند. Hussein و همكاران (2006) در بخش عراقي تالاب هويزه گزارش نمودند كه بيشترين تعداد به گونههاي ماهي بياح (Liza abu) با 69/28 درصد و بعد از آن، كاراس (Carassius auratus) با 75/11 درصد و حمري (Carasobarbus luteus) با 36/27 درصد و شلج (Aspius varax) با 81/8 درصد تعلق داشتند. Mohamed (2008) در بخش عراقي تالاب هويزه، گونههاي بياح با 1/31 درصد و حمري 4/29 درصد و كاراس با 3/15 درصد و شلج با 16/6 درصد را به عنوان گونههاي غالب معرفي نمود، همچنين اسدي و همكاران (1389)، در بخش ايراني تالاب هويزه، گونههاي بياح 95/23 درصد، شلج 03/15 درصد، حمري 41/10 درصد، كاراس 14/8 درصد و گربهماهي (Silurus triostegus) با 40/6 درصد به عنوان گونههاي غالب گزارش نمودند. در تحقيق حاضر 5 گونه ماهي شامل؛ بني، حمري، شلج، بياح و كاراس در مجموع 3/89 درصد از كل صيد را تشكيل دادهاند. بيشترين فراواني متعلق به گونه حمري به ميزان 7/28 و سپس گونه بني 2/24 درصد بود. نسبت فراواني گونههاي نامبرده ممكن است به شرايط تغذيهاي و محيطي بستگي داشته باشد. البته با توجه به مطالعات انجام شده در سالهاي اخير، تالاب هورالعظيم چه در كشور ايران (طرح جامع مديريت تالاب هورالعظيم دانشگاه شهيد چمران اهواز،1387؛ مطالعات جامع هورالعظيم دانشگاه علوم و فنون خرمشهر، 1388؛ شركت مهندسي ساز آب پردازان، 1383؛ مختاري و همكاران، 1388) و چه در كشور عراق (6002 ,.Mohamed et al., 2008; Hussain et al) نشان از وجود شرايط سخت زيستمحيطي ناشي از خشكساليهاي سالهاي اخير و افزايش آلودگي ناشي از ورود پسابهاي صنعتي، كشاورزي و شهري به رودخانههاي منتهي به تالاب بوده است، به علاوه احداث جادهها و خاكريز علاوه بر قطع ارتباط آبي بخشهايي از تالاب سبب تبديل آنها به شور زار و خشكي شده است. اين روند در چرخه طبيعي منابع غذايي نيز تأثيرگذار بوده است. به گونهاي كه موجب محدود شدن توزيع منابع غذايي در دسترس در منطقه و به عبارتي ديگر مانع پراكندگي منطقي اين منابع در حاشيه هور شده است. تداوم اين روند در نهايت باعث ناامني محيط زيست جانوران مختلف در زنجيره غذايي و برهم خوردن نظم اكولوژيكي منطقه خواهد شد (مختاري و همكاران، 1388) و غالبيت ماهيان مقاوم همچون بياح، شلج و كاراس را به همراه داشته است (Al-Daham, 1982; Al-Hilli, 1977).
ميزان تراكم و پراكنش گونههاي ماهي در منابع آبي بستگي به شرايط خود گونه و در مجموع روابط حاكم بر زيستگاه گونهها نظير عوامل فيزيكوشيميايي (شوري، دما و PH و بيش از 30 عامل ديگر) و ميزان سازش گونههاي ماهي با محيط زيست شان دارد كه منابع مختلفي به اين مسئله اشاره نمودهاند. براي مثال افزايش عمق آب از قسمتهاي فوقاني رودخانه به قسمتهاي پايين دست يكي از عوامل مهم در افزايش تنوع گونهاي و تراكم آنها ميباشد (Adebisi, 1988; Foltz, 1982; Sheldon, 1968). روند تغييرات دما در آب با ميانگين 72/20 درجه سانتيگراد، حداكثر 6/32 درجه سانتيگراد و حداقل 10 درج سانتيگراد نشان ميدهد كه تالاب هورالعظيم داراي شرايط مناطق گرمسيري (حارهاي) است (دادههاي تحقيق حاضر و مطالعات جامع هورالعظيم دانشگاه علوم و فنون خرمشهر، 1388). آناليز آماري دادههاي دما در ماههاي مختلف در ايستگاههاي سهگانه تفاوت معنيداري نشان ميدهد (05/0 < P). روند تغييرات شوري با ميانگين 07/2 قسمت در هزار، حداكثر 7/5 قسمت در هزار و حداقل 72/0 قسمت در هزار تابع الگوي مشابه الگوي تغييرات دماي آب دارد. بدين شكل كه در زمستان حداقل و در بهار و تابستان حداكثر شوري قابل مشاهده است؛ كه به احتمال زياد در آبهاي كم عمق مانند تالاب هورالعظيم و شرايط گرمسيري ميزان تبخير نقش كليدي در تغييرات شوري دارد. نتايج فاكتورهاي فيزيكوشيميايي نشان ميدهد كه شوري در بخشهاي ورودي آب پايين بود ولي هرچه از اين قسمتها به سمت دو ايستگاه ديگر پيش مي رود يا به عبارت ديگر دور ميشود، شوري نيز افزايش يافته است و رابطه شوري بين فاصله و ورودي آب معكوس ميباشد. آناليز آماري بين دادههاي مربوط به شوري در ماههاي مختلف در ايستگاههاي سه گانه تفاوت معنيداري را نشان ميدهد (05/0 < P). شرايط محيطي مانند شوري بالا و دماي نامناسب يعني تغييرات چشمگير، تعداد گونه و همچنين تعداد افراد را كاهش داده كه كاهش شاخصهاي تنوع و افزايش غالبيت را به همراه داشته است. اسدي و همكاران (1389) شرايط زيستي ايستگاه رفيع را مناسب تر از ايستگاه بستان و شطعلي گزارش داد و نامناسبترين شرايط زيستي را در ايستگاه شطعلي بيان نمود كه مهمترين دليل نامناسب بودن را در ميزان دبي آب ورودي از شاخه نيسان در نظر گرفت كه دبي آب در ايستگاه رفيع حداكثر بوده و ايستگاه شطعلي تابع آب ورودي در ايستگاه ديگر بهويژه رفيع است، بررسي نهايي اين تحقيق نيز نتايج بدست آمده فوق را تأييد ميكند. مقايسه شاخص شانون و سيمپسون نشان داد كه نتايج حاصل از اين آزمون كاملاً عكس يكديگرند به عبارت ديگر، يكديگر را تائيد ميكنند. بدين معني كه هر جا كه داراي تنوع زيستگاهي بالاتري باشد پذيراي گونههاي مختلفي از ماهيان بوده، لذا غالبيت يك گونه خاص كه همان غالبيت سيمپسون ميباشد كاهش مييابد و در عوض تنوع گونهاي افزايش مييابد و بالعكس (اجتهادي و همكاران، 1387). در نهايت بايستي بيان نمود كه همه تالابها، مناطق حساس بوده و همه مسئولين بهويژه سازمان محيط زيست بايستي توجه كافي و وافي به شناخت گونههاي مختلف منجمله آبزيان تالاب هاي ايران داشته باشد و گونههاي بومي، حساس، در معرض خطر و اقتصادي را شناسايي و راهكارهاي مناسبي براي حفظ ذخاير گونههاي مهم و بومي و در معرض خطر اتخاذ و عملي نمايند. سپاسگزاري نويسندگان اين مقاله، مراتب تقدير و تشكر خود را از،كليه كارمندان پژوهشكده آبزي پروري جنوب كشور بخصوص آقاي مهندس يوسف مياحي و خانم مهندس شفا حويزاوي و آقاي مهندس انصاري و آقاي مهندس عماد كوچك نژاد اعلام مي دارند. منابع اسدي، ا.، فاطمي، س، م.، اسكندري، غ، و محمدي، غ.، 1389. مطالعه اي بر جمعيت ماهيان در تالاب هويزه در ايران. مجله تالاب. دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز، سال دوم. شماره هشتم. صفحات 11-3. اسكندري، غ. سبزعليزاده، س، دهقان مديسه.، س، و مياحي، ي.،1386 . ساختار جمعيتي ماهيان در درياچه سد دز. مجله پژوهش و سازندگي، امور دام و آبزيان شماره 74. صفحات 129-124. اجتهادي، ح.، سپهري، ع و عكافي، ح، ر.، 1387. روش هاي اندازه گيري تنوع زيستي. دانشگاه فردوسي مشهد. 227 ص. پاپهن شوشتري، ف.، 1387. طرح جامع مديريت تالاب هورالعظيم. دانشگاه شهيد چمران اهواز. اداره كل حفاظت محيط زيست استان خوزستان. 389 ص. دانشگاه علوم و فنون دريايي خرمشهر.، 1388. مطالعات جامع هورالعظيم. اداره كل شيلات خوزستان. شركت مهندسي مشاور سازآب پردازان.، 1383 . بازنگري مطالعات مرحله اول ساماندهي هورالعظيم، شركت سهامي سازمان آب و برق خوزستان. عبدلي، ا.، 1378 . ماهيان آب هاي داخلي ايران . انتشارات موزه طبيعت و حيات وحش ايران . 3تا4 ، 7 ص. عباسي، ك.، نيك سرشت، ك. و نوروزي، ه.، 1387. شناسايي و بررسي جمعيت ماهيان تالاب هاي آق گل، پير سلمان، مناطق تالابي رودخانه هاي گاماسياب و حرم آباد استان همدان. جهاد دانشگاهي. 90-71 ص. عباسي، ك.، سرپناه، ع، ن. و مرادخواه، س.، 1386 . شناسايي و بررسي پرراكنش ماهيان رودخانه سياه درويشان ( حوزه انزلي ) مجله پژوهش و سازندگي . امور دام و آبزيان . ش 74 . بهار . 39-26 ص. مختاري، س.، سلطاني فرد، ه. و ياوري، ا، ر.، 1388. خودسازماندهي در تالاب هورالعظيم / هورالهويزه با تاكيد بر اكولوژي سيماي سرزمين. پژوهش هاي جغرافياي طبيعي. ش70. زمستان. صفحات 93-105. هاشمي، س.ا. ر.، اسكندري، غ. ر. و انصاري، ه.، 1389. بررسي صيد و توده زنده ماهي در تالاب شادگان. مجله تالاب. دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز. سال اول. شماره چهارم، تابستان 1389. صفحات 9-3. نجات خواه معنوي، پ. و مهدوي، م.، 1386. بررسي جوامع پلانكتوني و كيفيت آب در تالاب بند علي خان. مجله علوم و تكنولوژي محيط زيست. دوره دوازدهم. شماره يك. بهار 89. صفحات 162-146. ووتن، ر .1992. بوم شناسي ماهيان .ترجمه ع .استكي .1383 . انتشارات موسسه تحقيقات شيلات ايران .244 ص. وثوقي، غ. و مستجير، ب.، 1373. ماهيان آب شيرين. انتشارات دانشگاه تهران. 317ص. Adebisi, A. A., 1988. Change in the structural and functional Components of the fish Community of a Seasonal river. Arch. Hydrobiol. Al-Daham, N. K., 1982. The ichthyofauna of Iraq and the Persian Gulf. Basrah Nat. Hist. Mus. Publ, 1(4),102p (Arabic). Al-Hilli, M. R., 1977. Studies on the plant ecology of Ahwar region in southern Iraq. PhD thesis, Universityof Cairo, Egypt. Bagenal, T., 1978. Methods for the Assessment of Fish Production in Fresh Waters. Third edition. Blackwell scientific publication Oxford. London Edinburgh Melbourne. pp. XV+365. Coad, B. C., 2010. Fresh Water Fish of Iraq. Canadian museum of Nature, P.O.Box 3443. Station D, attuwa, Onatorio, Canada. K1P6 P4. Foltz, J. W., 1982. Fish species diversity and abundance in relation to stream habitat characteristics. Proceeding of Annual Conference of the Southeastern Association of Fish and Wildlife. Agencies 36: 305-311. Ludwing, J. A. and Raynolds, J. F, 1988. Statistical ecology, a primer on methods and computing. 85-103. Lagler, K. F., Bardach, J. E and Miller, R. R., 1962. Ichthyology. Library of congress catalog cord number: 62-17463 printed in U.S.A. 545 P. Hussain, A. S and Alshami. E J. 2006. Marshlands Monitoring Activities. ARDI (Agriculture Reconstruction and Development program for Iraq). Mohamed, A.-R. M., Hussain, N. A. Al-Noor, S. S. Mutlak, F. M. Al-Sudani, I. M. Mojer, A. M. Toman A. J. and Abdad. M. A. 2008. Fish assemblage of restored Al-Hawizeh marsh, Southern Iraq. Ecohydrology & Hydrobiology, 8:375-384. Sheldon, A. L., 1968. Species Diversity and Longitudinal Succession in Stream Fishes. Ecology, 49:193-198.

بررسي فراواني دو كفه اي ها و شكم پايان در سواحل صخره اي طيس، واقع در خليج چابهار

بررسي فراواني دو كفه اي ها و شكم پايان در سواحل صخره اي طيس، واقع در خليج چابهار

محمد كاظميان1، پيمان دلفيه2، مژگان خدادادي3

1- عضوهيت علمي دانشگاه ازاداسلامي واحد علوم وتحقيقات تهران ( گروه شيلات )
2- دانشجوي كارشناسي ارشد مهندسي شيلات دانشگاه آزاداسلامي واحد علوم و تحقيقات خوزستان
3- عضو هيت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد اهواز
peyman_delfieh@yahoo.co.uk

چكيده
در اين بررسي، نمونه هاي فصلي از دوكفه اي ها و شكم پايان در مدت يكسال از فروردين تا اسفند 1387 از سواحل صخره اي طيس، واقع در خليج چابهار جمع آوري گرديد. نمونه ها از سه ايستگاه بالاي جزر ومدي، ميان جزر و مدي و پايين جزر و مدي جمع آوري شد. بر اساس نتايج 34 گونه از دوكفه اي ها و شكم پايان مورد شناسايي قرار گرفتند و فراواني آنها در جمعيت به ترتيب 6/23 درصد براي دوكفه اي ها و 9/39 درصد براي شكم پايان محاسبه گرديد.

كلمات كليدي : شكم پايان، دوكفه اي ها، سواحل صخره اي، طيس، چابهار و درياي عمان

مقدمه
بيش از 70 درصد سطح كره زمين را اكوسيستم هاي مختلف آبي شامل اقيانوس ها، درياها، درياچه ها و خليج ها تشكيل مي دهند. اين پيكره هاي آبي كه به طرق مختلف با يكديگر در ارتباط مي باشند نقش عمده اي در نظام جهاني محيط زيست ايفا مي كنند (Welch, 1992). بسياري از موجودات بنتيك مانند دوكفه اي ها و شكم پايان غذاي اصلي ماهيان كفزي و يا حتي ماهيان پلاژيك را شامل مي شوند و بنابراين حلقه ارتباطي بسيار مهمي در انتشار انرژي و تجديد مواد غذايي در آبهاي جهان به حساب مي آيند.
از لحاظ جغرافيايي منطقه طيس در فاصله 6 كيلومتري جاده چابهار- كنارك، در ساحل خليج چابهار و در مجاورت پاسگاه ژاندارمري طيس، خوري كوچك، با يك دهانه اصلي و يك دهانه فرعي قرار دارد، كه به خور طيس يا خور پاسگاه موسوم است. صيادان محلي به هنگام مد كامل، شناورهاي خود را به منظور تعمير، به پشت حوضچه انتقال مي دهند، بخش شمالي خور كه توسط موج شكن سنگي در حال احداث، از بخش جنوبي ان مجزا شده است، به دليل اينكه محل تعمير شناورهاست، داراي آلودگي هاي نفتي و روغني نسبتا زيادي مي باشد. جنس بستر در اين قسمت بيشتر شني- ماسه اي تا گلي-لجني مي باشد. در حاليكه بخش جنوبي ان داراي مناطق سنگي مي باشد. اين خور به دليل شرايط خاصي كه دارد، يكي از پرتنوع ترين و جالبترين مناطق مورد بررسي از نظر دارا بودن انوع آبزيان زنده ناحيه بين جزرو مدي مي باشد.
سواحل صخره اي به دليل ثبات بستر و وجود زيستگاه هاي متنوع از جمله پوشش جلبكي، وجود درز و شكاف در صخره ها، فضاهاي موجود در بين قطعات سنگ و وجود حوضچه هاي پر آب موجود در ناحيه جزر ومدي اين سواحل داراي تنوع بالايي از دوكفه اي ها و شكم پايان نسبت به سواحل گلي – ماسه اي مي باشند (Meadows and Campell, 1986).
اگر چه مطالعاتي در رابطه با توزيع اجتماعات بنيتك در حوزه آبهاي خليج فارس و درياي عمان صورت گرفته اما در مورد سواحل صخره اي تحقيقات بسيار اندك صورت گرفته است بر اين اساس، بررسي حاضر مي تواند ما را از پخش و پراكنش دوكفه اي ها و شكم پايان و تغييرات آنها در محدوده منطقه جزر ومدي و فصول مختلف و تاثير فاكتورهاي زيست محيطي بر روي آنها آگاه سازد.
اين مطالعه با هدف بررسي تعيين ناحيه بندي زيستي دوكفه اي ها و شكم پايان در سواحل صخره اي طيس، بررسي ميزان پراكنش دوكفه اي ها و شكم پايان در فصول مختلف و تعيين ميزان پراكنش، معرفي گونه هاي شناسايي شده منطقه مورد مطالعه و تغييرات فصلي دوكفه اي ها و شكم پايان انجام گرفته است.
سابقه ي مطالعات كمي در سواحل صخره اي در منطقه طيس وجود دارد و با انجام اين مطالعه وضعيت تراكم و پراكنش دوكفه اي ها و شكم پايان سواحل صخره اي منطقه طيس مورد بررسي قرار گرفت.
مواد و روش ها
اين بررسي بر روي دو كفه اي ها و شكم پايان از فروردين سال 1387 تا اسفند سال 1387 به مدت يكسال انجام شد. نمونه برداري به طور فصلي و يك بار در يك فصل صورت گرفت و نتايج آن ثبت شد.
با توجه به مساحت سواحل صخره اي منطقه طيس، تعداد 5 ترانسكت طوري انتخاب گرديد كه تمام منطقه جزر و مدي طيس را پوشش دهند و هر يك از اين 5 ترانسكت را در 3 ايستگاه بالاي منطقه جزر ومدي، پايين منطقه جزر و مدي و ميان منطقه جزر ومدي مورد مطالعه قرار گرفتند. نمونه برداري يك نوبت در هر فصل انجام شد.

جدول1: موقعيت جغرافيايي ايستگاه هاي نمونه برداري با استفاده از GPS منطقه طيس در سال 1387
موقعيت جغرافيايي شماره ايستگاه
N E
25o21′11.36′′ 60o36′20.08′′ ايستگاه اول
25o30 12′ ′′ 60o44 11′ ′′ ايستگاه دوم
25o39 33′ ′′ 60o47 15′ ′′ ايستگاه سوم
25o33 96′ ′′ 60o56′12.10′′ ايستگاه چهارم
25o45 8′ ′′ 60o55 23′ ′′ ايستگاه پنجم

بدين ترتيب كه ابتدا بر اساس جداول جزر و مدي (tide table)، ساعت نمونه برداري در هر شبانه روز كه در واقع در زمان جزر كامل بود مشخص مي گرديد. لازم به توضيح است كه بهترين زمان نمونه برداري در اوايل و اواسط هر ماه قمري مي باشد زيرا كه بيشترين دامنه كشند دراين زمان مي باشد.
جمع آوري نمونه ها و شمارش آنها در 5 ترانسكت كه هر يك شــامل 3 ايستگاه، بالاي منطقــه جزر ومدي، پايين منطقه جزر و مدي و ميان منطقه جزر ومدي مي باشند صورت مي پذيرفت.
بدين نحوه كه در هر ايستگاه 3 نمونه با پرتاب 3 كوادرات يك متر در يك متر به طور تصادفي جمع آوري وشمارش موجودات درون هر كوادرات انجام مي شد. اين كوادرات يك متر در يك متر به صورت مشبك داراي 16 خانه بود، تعداد 5 خانه تصادفي انتخاب و تعداد موجودات مورد نظر در آنها شمارش و در كل كوادرات محاسبه شد.
بعد از صيد و جمع آوري نمونه ها، با استفاده از پنس فلزي و كاردك تعدادي از آنها به ظروف پلاستيكي مخصوص نمونه برداري منتقل كرده و بعد با ريختن فرمالين 4 درصد و يا الكل اتيليك بر روي آنها، تثبيت و به آزمايشگاه منتقل گرديدند. سپس نمونه ها با استفاده از كليد هاي شناسايي نظير Fauna and Flora of Bermuda ،
.شناسائي شدند Sea shore of Kuwait Persian Gulf

نتايج
در بررسي هاي انجام شده در مجموع 23 گونه از گروه دوكفه اي ها مورد بررسي و شناسايي قرار گرفت (جدول ،1) كه بر اين اساس دوكفه اي ها با ميانگين 5705 عدد، 6/23 از كل جمعيت ماكروبنتوزها را شا مل مي شوند.
تراكم دوكفه اي ها در ايستگاه هاي مختلف و در فصول مختلف در منطقه طيس بررسي شد. حداكثر فراواني دو كفه اي ها در ايستگاه بالاي جزر و مدي با 2060 عدد، معادل 1/36 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها در تمام سال و ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 1843 عدد، معادل 3/32 درصد و ايستگاه ميان جزر و مدي با تعداد 1802 عدد، معادل 5/31 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها مي باشد(شكل1).
ميزان تراكم دو كفه اي ها از بهار تا تابستان رو به كاهش است و درصد فراواني دو كفه اي ها نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها از بهار تا زمستان عبارت است از 9/31، 1/18، 5/30 و 2/19 (شكل 2).
بيشترين فراواني دو كفه اي ها در كل سال به ترتيب مربوط به گونه هاي Sacostera cucullata با تعداد 4553 عدد در تمام ايستگاه هاAmiantis umbonella باتعداد 55 عدد و Arca plicata با تعداد 33 عدد به ترتيب 8/79، و 9/0 5/0 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها مي باشد كه گونه هاي غالب دوكفه اي ها را شامل مي گردند و بقيه گونه هاي دو كفه اي ها در مجموع 8/18 درصد از كل جمعيت دوكفه اي ها را در بر مي گيرند (نمودار3).
بيشترين فراواني دو كفه اي ها در هر سه ايستگاه مربوط به گونه Sacostera cucullata به ترتيب بـا ميانگيـــن 2001، 1251 و 1301 عدد معادل با 35، 9/21 و 8/22 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها مي باشد.
كمترين فراواني دوكفه اي ها در ايستگاه بالاي جزر و مدي مربوط به گونه Cardiata bicolor با 3/0 درصد و در ايستگاه ميان جزر و مدي و پايين جزر و مدي مربوط به گونه Semele sinensisبا و 1/0 2/0 درصد به ترتيب نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها درايستگاه ها ي سه گانه مي باشد.
حداكثر تراكم دو كفه اي ها در فصول مختلف سال مربوط به گونهSacostera cucullata فصل بهار با تعداد 1477 عدد 8/25 درصد، فصل تابستان با تعداد 791 عدد 8/13 درصد، فصل پاييز با تعداد 1330 عدد 5/28 درصد و فصل زمستان با تعداد 955 عدد 7/16 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها در تمام سال مي باشد.
جدول 2: فهرست گونه هاي دوكفه اي شناسايي شده در منطقه طيس (7831)
نام علمي گونه رديف
Calista erycina 1
Amiantis umbonella 2
Calista pectinatum 3
Circe corrugata 4
Circenita callipyga 5
Timoclea mbricata 6
Paphia.gallus 7
Sunetta effossa 8
Apolymetis angulata 9
Semele sinensis 10
Sanguinolaria cumingana 11
Trachycardium asiaticum 12
Trachycardium laconosum 13
Lavicardiumpapyraceum 14
Cardita bicolor 15
Ctena divergenus 16
Chama pacifica 17
Corbula modesta 18
Anadara rufescens 19
Arca plicata 20
Arca ventricola 21
Spondylus exilis 22
Saccostera cucullata 23

شكل 1: مقايسه ميانگين فراواني دوكفه اي ها در ايستگاه هاي نمونه برداري در منطقه طيس در سال1387

نمودار2: مقايسه درصد فراواني دوكفه اي ها در فصول مختلف نمونه برداري منطقه طيس در سال 1387

شكل 3: مقايسه درصد فراواني گونه هاي غالب دوكفه اي ها در منطقه طيس در سال 1387

شكم پايان در تمامي ايستگاه ها و فصول از تراكم بيشتري برخوردار بودند. در بررسي هاي انجام شده در مجموع 11 گونه شناسايي و بررسي شد. تعداد شكم پايان در بررسي هاي انجام شده در طول سال 9522 عدد معادل 3/39 درصد كل ماكروبنتوزها را در بر مي گيرند (جدول 2).
بيشترين فراواني شكم پايان در ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 3364 عدد معادل 3/35 درصد و حداقل آن در ايستگاه هاي بالاي جزر و مدي و پايين جزر و مدي با ميانگين 2985 و 3173 عدد معادل3/31 و 3/33 درصد به ترتيب نسبت به كل جمعيت شكم پايان ايستگاه هاي مختلف مي باشد.(شكل 4). حداكثر فراواني شكم پايان مربوط به گونه Patella euust apica با ميانگين2250 ،Ficus licus با ميانگين 1920 و گونه Turritella terbera با ميانگين 1174 عدد به ترتيب معادل با 6/23، 1/20، 3/12 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در تمام ايستگاه ها مي باشد كه گونه هاي اغلب شكم پايان را شامل مي شوند و بقيه شكم پايان 44 درصد از كل جمعيت شكم پايان را تشكيل مي دهند. (اشكال و5 6).
در ايستگاه بالاي جزر و مدي گونه غالب شكم پايان مربوط به گونه P. apica با ميانگين 350 عدد معادل 6/3 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان ايستگاههاي مختلف بيشترين ميزان فراواني و كمترين را گونه هاي Arechitectonica laevigata، Bulla ampulla با 01/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان ايستگاه بالاي جزر و مدي تشكيل دادند. در ايستگاه ميان جزر و مدي بيشترين فراواني شكم پايان مربوط به گونه P.apica با ميانگين 800 عدد در متر مربع معادل 4/8 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در ايستگاه هاي مختلف و كمترين آن مربوط به گونه B. ampulla با 03/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در ايستگاه هاي مختلف بوده است.
بيشترين ميزان تراكم شكم پايان درايستگاه پايين جزر و مدي مربوط به گونه P.apica با ميانگين 1100 عدد در متر مربع معادل 5/11 درصد و گونه هاي B. ampulla و Umboniu vestarium هركدام با 06/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در ايستگاه پايين جزر و مدي است.
حداكثر ميزان فراواني شكم پايان در فصول بهار، تابستان، پاييز و زمستان مربوط به گونه P.apica به ترتيب با ميانگين 535، 300، 1010 و 450 عدد به عبارت ديگر 6/5، 1/3، 6/10، 2/4درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان به ترتيب در فصول مختلف مي باشد(شكل 7).
كمترين ميزان فراواني شكم پايان در فصل بهار مربوط به Oliva bulbosa و Turbo coronatus هركدام با 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در فصل بهار، در فصل تابستان گونه هاي A. laevigata و B.
ampulla هر كدام با 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان، در فصل پاييز گونه هاي B. ampulla و A. lavigata با 01 و/0 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در فصل پاييز و در فصل زمستان گونه هاي
B. ampulla و U. vestiarum با 01/0. 02/0 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان مي باشد.

جدول 2: فهرست گونه هاي شكم پايان شناسايي شده در منطقه طيس در سال 1387

نام علمي گونه رديف
Ficus salebrosa 1
Diodora rueppli 2
Patella euust apica 3
Umbonium vestiarum 4
Turritella terbera 5
Architectonica laevigata 6
Ficus licus 7
Oliva bulbosa 8
Bulla ampulla 9
Turbo coronatus 10
Babylonica spirata 11

پايين جزر ميان جزر بالای جزر 0ومدی ومدی ومدی

شكل 4: مقايسه ميانگين فراواني شكم پايان در ايستگاه هاي نمونه برداري در طول سال منطقه طيس در سال 1387

شكل 5: مقايسه درصد فراواني گونه هاي غالب شكم پايان در طول سال منطقه طيس در سال 1387
0 P.apica F.licus T.terbera

نمودار6: بررسي فراواني گونه هاي غالب شكم پايان در طول سال منطقه طيس در سال 1387

شكل 7: مقايسه درصد فراواني جمعيت شكم پايان در فصول مختلف سال منطقه طيس در سال1387

بحث و نتيجه گيري
مطالعه و بررسي ساختار جوامع بنتيك در اكوسيستم هاي مختلف آبي جايگاه خاصي در بررسيهاي اكولوژيك موجودات آبزي به خود اختصاص داده است. اهميت دوكفه اي ها و شكم پايان در دريا نه تنها به جهت حضور آنها در بخش عمده اي از زنجيره غذايي دريايي به عنوان غذاي اصلي ماهيان كفزي است بلكه وجود يا عدم وجود برخي از گونه هاي بنتيك مانند برخي از شكم پايان، دوكفه ايها در برخي از آبها نشان دهنده كيفيت آب از نظر ميزان آلودگي و يا عدم آلودگي مي باشد. شناسايي و تعيين فراواني اين گونهها كه به آنها شاخص هاي بيولوژيك گفته مي شود ( Hilly and Glematec, 1991) همواره مورد توجه اكولوژيست هاي دريايي در اين گونه بررسي ها بوده است.
تغييرات و نوسانات مشاهده شده در ميزان فراواني و تنوع دوكفه اي ها و شكم پايان منطقه مورد مطالعه طي بررسي حاضر مي تواند ناشي از تغييرات شرايط محيطي از جمله شوري و دما در منطقه باشد. توزيع و فراواني كليه گونه هاي جانوري در طبيعت نتيجه تاثير متقابل و پيچيده پارامترهاي مختلف محيطي است.
طبق نتايج به دست آمده منطقه طيس در مقايسه با ساير اكوسيستم ها ي آبي نشانگر تراكم بالاي بستر اين منطقه، از نظر دوكفه اي ها و شكم پايان است. تراكم دوكفه اي ها و شكم پايان در آبهاي ساحلي Gangolli در بخش غربي سواحل هندوستان بين حداكثر 3700 تا حداقل 900 فرد در متر مربع ثبت گرديده است(3991 ,.Prabhu et al). همين طور در خليج Marmugoa در Goa واقع در بخش مركزي سواحل غربي هند، تراكم و فراواني دوكفه ايها و شكم پايان بين حداقل 498 عدد تا حداكثر 1107 عدد اندازه گيري شده است (4991 Raghukumar et al., ). اين محقق معتقد است بندر خليج Marmugoa همواره حجم وسيعي از فاضلاب هاي شهري و صنعتي و موايد زايد ناشي از صيد و صيادي را دريافت مي دارد به طوري كه اين وضعيت شرايط نامطلوب را براي رشد و نمو گونه هاي بنتيك فراهم آورده، در نتيجه موجب كاهش تراكم اين موجودات گرديده است. در يك بررسي ديگر در بخش داخلي خليج سوانسي (Swansea Bay) در انگلستان واقع در يك محدوده صنعتي حداكثر تراكم دوكفه اي ها و شكم پايان معادل 3174 عدد اندازه گيري گرديده است (Harkantra, 1982).
تراكم گونه هاي دوكفه اي ها و شكم پايان در فصول نمونه برداري از تغييرات زيادي برخوردار بود. اين گونه نوسانات در تراكم مي تواند تابعي از نوسانات توليد مثل نيز باشد. همان گونه كه Bochert (1996) در مطالعات خود اشاره نموده است كاهش در تخم ريزي يا عدم توانايي تخم ريزي مي تواند در اثر كمبود مواد غذايي و يا افزايش انرژي مصرفي براي روندهاي متابوليك ناشي از استرس وضعيت هاي محيطي مانند نوسانات دما، شوري، كمبود اكسيژن و تغييرات كميت و كيفيت غذا باشد.
در گروه دوكفه اي ها بين ايستگاه هاي سه گانه بيشترين تراكم و فراواني در ايستگاه بالاي جزر و مدي با مقدار 2060 عدد معادل 1/36 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها مشاهد مي شود. ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 1843 عدد، معدل 3/32 درصد و ايستگاه ميان جزر و مدي با تعداد 1802 عدد، معادل 5/31 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها مي باشد. ايستگاه بالاي جزر و مدي به دليل اينكه مدت زمان بيشتري نسبت به دو ايستگاه پايين دست خود در طي سيكل جزر ومدي از آب بيرون مي باشد تاثير عامل خشكي زدگي در ان بيشتر و نوسانات فاكتورهايي مانند شوري و دما در ان شديدتراست. اما دليل تراكم زياد دوكفه اي در ايستگاه را اين طور مي توان توجيه نمود كه دربين گروه هاي دوكفه اي، گونه Sacostera cucullata با ميزان فراواني 8/79 درصد نسبت به كل جمعيت دوكفه اي ها خانواده غالب اين گروه و تشكيل دهنده قسمـت اعـظـم جمعيت دوكفـه اي ها مي باشد. اين خانواده نسبت به عامل خشكي زدگي و نوسانات شديد فاكتورهاي محيطي بسيار مقاوم است كه ازدياد تراكـــم دو كفه اي ها را درايستگاه بالاي جـزر و مدي سبب مي گــردد. تغييــرات فراواني و تــراكم در جمعــيت دوكفه اي ها در فصول مختلف تحت تاثير تغييرات فصلي فاكتورهاي فيزيكو شيمي ايي آب خصوصا اكسيژن محلول وشوري مي باشد.
ميزان تراكم دو كفه اي ها از تابستان به بهار رو به افزايش است و درصد فراواني دو كفه اي ها نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها از بهار به زمستان عبارت است از9/31، 1/18، 5/30 و 2/19. بيشترين فراواني دو كفه اي ها در كل سال به ترتيب مربوط به گونه هاي Sacostera cucullata با تعداد 4553 عدد در تمام ايستگاه ها، A. umbonella باتعداد 55 عدد و Arca plicata با تعداد 33 عدد به ترتيب 8/79، 9/0 و 5/0 درصد نسبت به كل جمعيت دو كفه اي ها مي باشد كه گونه هاي غالب دوكفه اي ها را شامل مي گردند و بقيه گونه هاي دو كفه اي ها در مجموع 8/18 درصد از كل جمعيت دوكفه اي ها را در بر مي گيرند.
گسترش و تراكم شكم پايان مانند دوكفه اي ها در فصل تابستان به دليل شرايط نامساعد محيطي كاهش و با بهبود شرايط در فصل پاييز دوباره تراكم شكم پايان افزايش و سير صعودي مي يابد. در اين فصل هم زمان با زاد و ولد شكم پايان، بيشترين تراكم را با مقدار 3195 عدد، 9/36 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان مشاهده مي شود. جنس P.apica با فراواني 6/23 درصد نسبت به جمعيت كل شكم پايان در بين شكم پايان غالب محسوب مي گردد. اين شكم پا به دليل استقامت زيادي كه در برابر خشكي محيط از خود نشان مي دهد، در شرايطي كه بسياري از گونه ها قادر به تحمل اين شرايط نيستند و رقابت شديدي با ديگران ندارد به راحتي ازدياد يابند و در نتيجه تراكم و فراواني شكم پايان را در ايستگاه پايين جزر و مدي سبب گردد. بيشترين فراواني شكم پايان در ايستگاه پايين جزر و مدي با تعداد 3364 عدد معادل 3/35 درصد و حداقل آن در ايستگاه بالاي جزر و مدي با ميانگين 2985 معادل3/31 درصد به ترتيب نسبت به كل جمعيت شكم پايان مي باشد. حداكثر فراواني شكم پايان مربوط به گونه P. apica با ميانگين2250، F. licus با ميانگين 1920 و گونه T. terbera با ميانگين 1174 عدد به ترتيب معادل با 6/23، 1/20، 3/12 درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان در تمام ايستگاه ها مي باشد كه گونه هاي اغلب شكم پايان را شامل مي شوند و بقيه شكم پايان 44 درصد از كل جمعيت شكم پايان را تشكيل مي دهند. حداكثر ميزان فراواني شكم پايان در فصول بهار، تابستان، پاييز و زمستان مربوط به گونه P.apica به ترتيب با ميانگين 535،300، 1010و 450 عدد به عبارت ديگر 6/5، 1/3، 6/10، 2/4درصد نسبت به كل جمعيت شكم پايان به ترتيب در فصول مختلف مي باشد. لازم به توضيح است كه در بين گروه هاي ماكروبنتوزي شناسايي شده، دوكفه اي ها با 23 گونه داراي بيشترين تعداد بودند كه علت اين امر مي تواند به دليل سازگاري بالاي دو كفه اي ها نسبت به شرايط حاكمبر منطقه طيس باشد.
در مجـموع مـي تـوان گفت كه تاكـنون عوامــل مختلفي به عنوان پارامترهاي كنترل كننده فراواني در گسترش اجتماعات در مناطق گرمسيري ونيمه حاره از جمله خليج فارس از سوي محققين گزارش گرديده است
( Shappard, 1992). در ميان عوامل مطرح شده پارامترهاي اندازه ذرات رسوبات (4991 ,.Basson et al ،) شوري آب (Coles and McCain, 1990)، جريان هاي آب (Basson et al., 1997) (Shappard, 1992) و عوامل آلاينده آب (Coles and McCain, 1990) داراي بيشترين تاثير بر تراكم گسترش فون بنتيك در اين مناطق بوده اند. در چنين شرايطي تعيين اثر يك فاكتور به تنهايي برروي توزيع و فراواني اجتماعات بنتيك خالي از ايراد و ابهام نخواهد بود.در حالي كه مجموعه و فرايند عوامل مختلف محيطي است كه در پراكندگي و تنوع اين موجودات تاثير قابل ملاحظه اي مي گذارد (1977Parsons et al., ).
تنوع و تراكم دوكفه اي ها و شكم پايان در فصل تابستان به كمترين مقدار خود مي رسد ولي در فصل پاييز سير صعودي پيدا مي كند و همين طور تنوع و تراكم به طور كلي از محدوده بالايي منطقه جزر ومدي به طرف محدوده پايين دامنه وسيعي را نشان مي دهد علت آن وجود عوامل محدود كننده خشكي زدگي و نوسانات شديد فاكتورهاي محيطي در منطقه مي باشد.
عوامل محيطي مختلف از جمله شيب ساحل، درجه شوري، درجه حرارت، ميزان اكسيژن محلول و ميزان ثبات و يا عدم ثبات در عوامل محيطي در تعيين تراكم و تنوع دوكفه اي ها و شكم پايان موثر مي باشد.
انجام مطالعه مشابه و وسيع تر در زمينه فراواني و تنوع اجتماعات اين موجودات در ساير اكوسيستم هاي دريايي بخصوص مناطقي كه در معرض آلودگي هاي مختلف احتمالي در آينده قرار دارند پيشنهاد مي گردد. زيرا اطلاعات به دست آمده از اين گونه بررسي ها مي تواند در هر زمان وضعيت منطقه مورد بررسي را از نظر آلودگي ازطريق مقايسه سوابق مشخص نمايد و داشتن سوابق مربوط به بررسي اجتماعات بنتيك در يك اكوسيتسم آبي و مقايسه آن با اطلاعات حاصل در زمان آلودگي مي تواند هر گونه تغيير در فراواني وتنوع اين موجودات را مشخص نمايد. در حال حاضر منطقه طيس عاري از هر گونه آلودگي صنعتي و شهري در ابعاد گسترده مي باشد. محيطي پاكيزه بكر و مساعد براي رشد و نمو موجودات آبزي به خصوص موجودات آبزي مي باشد. لذا پيشنهاد مي شود در حفظ محيط زيست و توسعه شيلاتي اين محدوده آبي و در نتيجه گسترش فراواني آنها اهتمام لازم به عمل آيد.
منابع
1. تجلي پور، م.، 1373. بررسي تكميلي سيستماتيك و انتشار نرم تنان سواحل ايراني خليج فارس، انتشارات خيبر.
2. حسين زاده صحافي، ه ،. 1379. اطلس نرمتنان خليج فارس. انتشارات موسسه تحقيقات شيلات ايران. 248 صفحه.
3. قلندري، .،1380. بررسي ساختار اجتماعات و تنوع زيستي ماكروبنتوزهاي سواحل صخره اي منطقه طولا
( جزيره قشم). پايان نامه كارشناسي ارشد، دانشگاه آزاد اسلامي واحد علوم وتحقيقات.
4. كاظميان، م.، 1376. شناسايي و بررسي پراكنش شكم پايان و دوكفه اي ها ي مناطق جزر و مدي خليج چابهار.
پايان نامه كارشناسي (مهندسي شيلات)، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شما.
5. ميرزا باقري، ن .، 1386. ماكروبنتوزهاي سواحل صخره اي جزيره هرمز. انتشارات تنديس 106 صفحه. 6..نيكويان، س.، 1377. بررسي تراكم، پراكنش، تنوع و توليد ثانويه بي مهرگان كفزي (ماكروبنتوزها) در خليج چابهار. رساله دكتري بيولوژي دريا، واحد علوم و تحقيقات تهران.

7. Basson, P. W., Burchard, J. E., Hardy, J. T. and Price, A. R. G., 1977. Biotopes of Western Arabian Gulf, Marine life and Environment of Saudi Arabia, ARAMCO, Saudi Arabia, pp.
248.
8. Bochert, R.,1996. variation in reproduction status, Larval occurrence and recruitment in an estuarine population of maren Zelleria Viridis, Ophlia, Vol. 45, No. 2, pp. 127-142.
9. Coles, S. L., & McCain, J. C., 1990. Environmental factors effecting benthic in faunal communities of western Persian Gulf, Mar Envir. Res, pp. 289-315.
10. Harkantra, S. N. and Parulekar, A. H., 1994. soft sediment dewelling macro ivertebrats of rajpur bay, ccntral west coast of India.
11. Hilly, C. & Glemarec, M., 1991. Polychaetes as biological indicators to measure organic environment, Ophelia. Suppl, Vol. 5, pp. 696.
12. Meadows, P. S. and Campell, J. I., 1986. An introduction to marine science. John Wiley & sons Publ. Co. New york. 285pp.
13. Prabhu, H. V., Narayana, A. C. And Katti., R. J., 1993. Macrobenthic fauna in nearshore sediment of Gangoli west coast of India, Indianj. Mar. Sci. Vol. 12, No. 3, pp. 168-171. 14. Parsons, T. R., Takahashi, M. and Hargrave, B., 1977. Biological ocean graphic porgamon Press Ltd, Oxford, pp. 330.
15. Person et al, 1977. The ecology of marine sediments. cambridge.university press.
cambridge. pp. 188.
16. Shapard, R. C. and Price, A., 1992. Marine ecology of the Arabian region, patterns and processes in extremes tropical.
17. Raghukumar, C., Bharathi, P. A. L. And Ansari, Z. A., 1994. Intertidal ecology, klum academic publishers 18. Welch. E. B., 1992. Ecological effect &waste water-2nd editional. Chapman&hall. 425pp.

Study on the frequency of bivalves and gastropods in the Tis rocky coast of the
Chabahar Gulf

1 2 3
Mohammad Kazemian , Peyman Delfieh , Mojgan Khodadadi

1- Islamic Azad University, Science and Research Branch of Tehran
2- Islamic Azad University, Science and Research Branch of Khuzestan3- Islamic Azad University Ahwaz Branch
peyman_delfieh@yahoo.co.uk

بررسی فراوانی انواع MS در بیماران مبتلا به MS با و بدون تشنج استان گیلان از سال1387 تا 1389

پژوهشی

مجــلــــــه دانشــــگاه عــلـــــوم پـزشــکـــــی مــازنــــــدران دوره بیست و یکم ویژه نامه 1 اسفند سال 1390 (242-235)

بررسی فراوانی انواع MS در بیماران مبتلا به MS با و بدون تشنج استان گیلان از سال1387 تا 1389

عالیا صابری1 سیدعلی رودباری2 حمیدرضاحاتمیان1 شاهرخ یوسف زاده3 ملیحه شهبازی اکبری4 احسان کاظم نژاد5

چکیده
سابقه و هدف: مالتیپل اسکلروزی س(MS) یکی از بیماری سیستم اعصاب مرکزی بوده، به ندرت با تشنج همراه است.
هدف از این مطالعه تعیین فراوانی انواع MS درمبتلایان به MS با و بدون تشنج می باشد.
مواد و روش ها: یک مطالعه مقطعی توصیفی از سال 1387 تـا 1390 بـر روی مبتلایـان بـهMS در گـیلان انجـام شـد . مشخصات دموگرافیک و نوعMS بیماران جمع آوری و داده ها به روش های کای دو و T و لجستیک رگرشن در نرم افـزار SPSS17 آنالیز شدند.
یافته ها: 209 بیمار مبتلا به MS(1/74 درصد زن و 9/25 درصد مرد) که 13 نفر (2/69 درصد زن و 8/30 درصد مرد)
از آن ها تشنج بالینی هم داشـتند در ایـن مطالعـه شـرکت کردنـد. میـانگین سـن بیمـاران، سـن شـروع بیمـاری وEDSS در گروه های با و بدون تشنج بالینی بـه ترتیـب 6/8±0/34 و 8/9±2/33 سـال 80/11±18/26 و 05/8±96/27 سـال 5/2±2/4 و 5/1±6/4 بدون هیچ گونه تفاوت آماری معنی داری بود. شیوع نوع عودکننـده فـروکش کننـده(RRMS) ، پیـشرونده ثانویـه
(SPMS) و اولیه(PPMS) در بیماران بدون تشنج به ترتیب 1/80 درصد و 7/11 درصد و 2/8 درصد و در مبتلایان به تـشنجبه ترتیب 5/38 درصد و 8/53 درصد و 7/7 درصد بوده که تفاوت آماری معنی دار بود . تـشنج شـانسSPMS را 94/8 (95 درصد CI:51/2-77/31) برابر ب یشتر و شانسRRMS را 04/7 (95 درصد CI:96/1-57/28) برابر کمتر مـیکنـد . همچنـینSPMS نسبت به RRMS شانس بروز تشنج را 16/10 (95 درصد CI:65/2-88/38) برابر می کند.
استنتاج: نوع پیشرونده ثانویهMS در بیماران مبتلا بهMS همراه با تشنج شایع تر است و تـشنج یـک پـیشبینـی کننـدهمثبت برای پیشرفت بیماری MS می باشد.

واژه های کلیدی: مالتیپل اسکلروزیس، تشنج، عودکننده فروکش کننده، پیشرونده اولیه، پیشرونده ثانویه

مقدمه
بیماری مالتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های دستگاه میلین زدا در ماده سفید شناخته می شود و یکی از علل عصبی مرکزی می باشد که بیشتر با ضایعات التهابی ایجادکننده ناتوانی در جوانان و بزرگسالان است.
مولف مسئول: عال یا صابری- رشت- بیمارستان پورسینا ن E-Mail: a_saberi@gums.ac.ir
1. گروه نورولوژی، مرکز تحقیقات تروما، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گیلان
2. گروه نورولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گیلان
3. گروه نوروسرجری، مرکز تحقیقات تروما، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی گیلان
4. پزشک عمومی، دانشگاه علوم پزشکی گیلان
5. گروه آمار و اپیدمیولوژی، مرکز تحقیقات تروما، دانشکده پرستاری، دانشگاه علوم پزشکی گیلان
) تاریخ دریافت : 13/6/90 تاریخ ارجاع جهت اصلاحات : 29/7/90 تاریخ تصویب : 11/11/90

این بیماری تظاهراتی نظیـر علائـم حـسی، کـاهشبینایی، دوبینی، ضعف یا فلـج انـدام هـا و اخـتلال تعـادلمخچـه ای دارد. یکـی از معـضلات و نیازهـا در بیمـاری MS چه برای پزشـک و چـه بـرای بیمـار و بـستگان ویپیش بینـی سـیر و غایـت ایـن بیمـاری اسـت و متغیرهـای مختلفی اعم از سـن و جـنس و علایـم شـروع بیمـاری ویافتــه هــای تــصویربرداری و بیومارکرهــا را بــه عنــوانپیش گویی کننده های پیشرفت بیماری معرفی کرده اند اما هیچ کدام از آن ها به تنهـایی تعیـین کننـده نبـوده، اغلـبنتیجه گیـری بـر اسـاس فقـدان و یـا وجـود جمیـع آن هـاصورت می گیرد و لذا هر چه متغیرهای تعیین کننده بیشتر باشد بهتر است. همان طور که می دانیم بیماریMS یا در تمـام طـول دوره خـود بـه صـورت عودکننـده فـروکش کننده(RRMS) است یا پس از مدتی از ایـن حالـت بـهصورت پیشرونده در آمده، ناتوانی های ایجاد شده بهبودنمی یابند وهر ناتوانی به نـاتوانیهـای قبلـی بیمـار اضـافهمی شود که به ایـن نـوعMS پیـشرونده ثانویـه(SPMS) گفته می شود. گـاهی نیـز بیمـاریMS از همـان ابتـدایظهور، سـیر پیـشرونده را در پـیش مـیگیـرد کـه بـه آنپیشرونده اولیه اطلاق می شود (PPMS). پـس نـوعMS در واقع گویای ماهیت و پیشرفت بیماری اسـت(1). نظـربه اهمیت آگاهی از نوع و پیشرفت این بیماری ما نیـز بـرآن شـدیم تـا ت أثیر متغیـری جدیـد را در ایـن خـصوص ارزیابی کنیم . یکی از حوادث نورولـوژیکی کـه ممکـناست بیماریMS را همراهی کند تشنج است، به طـوریکه در بسیاری از مراجع و مطالعات نیز شیوع آن را بیشاز جمعیت طبیعی از 5/0 تا 8/10 درصـد در افـراد مبـتلابــه مالتیپــل اســکلروزیس در مقابــل 2-5/0 درصــد در جمعیت عمومی گزارش کرده اند(2، 3، 4، 5، 6) و با چنین
تظاهری اولین سئوالی که به ذهن می رسد این اسـت کـهچگونه این بیماری با درگیری ماده سفید و سلامت مـادهخاکستری مغز می تواند علامتی نظیر تشنج پیدا کنـد؟ ازنظر آسیب شناختی به طور دقیق تـر بایـد گفـت کـه ایـنبیماری با نواحی چنـد کـانونی تخریـب میلـین بـا حفـظنــــسبی نــــه کامــــل آکـــ ـسونهــــا، از دســــت دادناولیگودندروسـ ـیتهــا و تــشکیل اســکار آســتروگلیالمشخص می شود. همچنین می دانیم که وجود پلاک های مجـاور قـشر مغـز (ژوکـستاکورتیکال) نیـز از معیارهـای تشخیصی این بیماری است (حتی گفته مـی شـود آسـیب
آکــسونال کــه بــدان اشــاره شــد تــا حــدودی در مــادهخاکستری مغز نیز دیده می شود)(1). پس بـروز تـشنج دربیماری مالتیپل اسکلروزیس امری بدیهی به نظر میرسد. امـا در مـورد نـوع و پیـشرفت MS وقتـی کـه بـا تـشنج همراهی دارد و همین طور اینکـه کـدام یـک از بیمـارانمبتلا بهMS بیشتر مـستعد تـشنج هـستند مطالعـات کمـیانجــام شــده اســت و نتــایج آن هــا نیــز متنــاقض اســت (7، 8، 9، 10، 11). لـذا مـا در ایـن مطالعـه تـصمیم گـرفتیم فراوانی انواعMS را در بیماران مراجعـه کننـده مبـتلا بـهMS با و بدون تشنج از ابتدای سال 1387 تـا پایـان سـال1389 تعیین کنیم.

مواد و روش ها
مطالعه به صورت مقطعـی از ابتـدای سـال 1387 تـاپایان سال 1389 به منظـور تعیـین فراوانـی انـواعMS درگروه بیماران مبتلا بهMS بـا و بـدون تـشنج انجـام شـد.
همچنـین مـا در حاشـیه ایـن تحقیـق شـیوع تـشنج را درگـروه هـای مبـتلا بـه انـواع مختلـفMS بـا هـم مقایـسهکردیم. حجم نمونه براساس نتایج مطالعه 9 با اطمینان 95 درصد و قدرت آزمـون 90 درصـد و بـا در نظـر گـرفتنشیوعMS پیشرونده در جمعیت مبتلایان بهMS و تـشنجبــه میــزان 75 درصــد( 6 نفــر از 8 نفــر) و در جمعیــت مبتلایــان بــه MS بــدون تــشنج بــه میــزان 19 درصــد (3 نفر از 16 نفر ) به تعداد حداقل 12 نفر در هریک از 2 گروه برآورد شد. اما دراین مطالعه کل بیماران مبـتلا بـهMS که معیارهای ورود را داشتند (209 بیمار) شـامل 13 بیمار مبتلا به تشنج بالینی و196 بیمار غیر مبتلا بـه تـشنجبالینی وارد شدند.
بیماران مبتلا بهMS که در مدت زمان یـاد شـده بـهانجمنMS گیلان مراجعه و ثبت مشخصات کرده انـد ویا در طی ایـن مـدت بـه کلینیـک نورولـوژی بیمارسـتانپورسینا مراجعه کرده اند و بیماریشان براسـاس معیارهـایمک دونالد اصلاح شده سال 2005 تأیید شده است پس از کــسب رضــایت آگاهانــه وارد ایــن مطالعــه شــدند.
بیمارانی که علل مشخصی بـرای تـشنجات آ ن هـا غیـر ازMS داشتند (نظیر تروما بـه سـر، سـابقۀ حـوادث عروقـی مغـز، مالفورماسـیون هـای عروقـی، نئـوپلازی هـا و سـایر ضــایعات فــضاگیر مغــز و بیمــاری هــای نورولوژیــکپیــشرونده غیــر از MS) و بیمــاران دارای ســابقه فــامیلیتشنج و آنهایی که معیارهای بینالمللی تشخیص صـرع1989 ( ILAE ) را قبل از تشخیصMS دارا بودند واردمطالعه نشدند . تمامی این بیماران باید از قبلMRI داشتهباشـند و بیمـارانی کـه مـدارک ناکـافی دارنـد نیـز وارد مطالعــه نــشدند . ابتــدا بخــشی از متغیرهــا را کــه شــاملاطلاعات دموگرافیک بیماران مـشتمل بـر جـنس، سـن،طول مدت گذشته از زمان تشخیص بیماری، سن شـروعبیماری و داروهـای مـصرفی اسـت از پرونـده ایـشان درانجمنMS یا کلینیک نورولـوژی اسـتخراج و در فرمـی وارد کردیم . سپس به صورت تلفنی با این بیماران تمـاسبرقرار و از آن ها دعوت شد که جهت تکمیـل اطلاعـاتو معاینه به کلینیک نورولوژی بیمارستان پورسینا مراجعهکنند و با دریافت شرح حال کامل، شـرح حـال تـشنج ومعاین ه کامــل، ســایر متغیرهـا شــامل نــوعMS و میــزان EDSS بیماران را تعیین و نتیجه را در فـرم مربوطـه واردکردیم. به منظور تجزیـه تحلیـل داده هـا از آزمـون هـایپارامتری کای دو وt-student (زمانی کـه متغیـراز یـکتوزیع نرمـال پیـروی مـی کنـد)و آزمـون غیـر پـارامتریMann-Whitney (زمانی که متغیر از یک توزیـع نرمـالپیروی نمی کند) ومدل لجستیک رگرشن جهـت حـذفنقش عوامل مخدوشـگر و تعیـین شـانس نـسبی اسـتفاده
کــردیم. ایــن آنــالیز توســط نـ ـرمافــزار SPSS17 انجــام پذیرفت.
یافته ها
دراین مطالعه 209 بیمـار مبـتلاء بـهMS کـه شـامل155(1/74 درصد ) زن و 54 (9/25 درصـد) مـرد بودنـدشرکت کردند که 13 نفر از آن ها علاوه برMS مبتلا بـهتشنج بالینی و 196 نفر آن ها غیـر مبـتلا بـه تـشنج بـالینیبودند. در هر 13 بیمـار مـذکور، تـشنج بعـد از تـشخیصبیمــاریMS رخ داده اســت. میــانگین ســنی بیمــاران7/8±0/34 (حـــداقل 0/17 و حـــداکثر 0/57) ســــال، میانگین طول مدت گذشته از زمان تشخیص بیماری 4/5 ±2/6 (حـداقل 1/0 و حـداکثر 23) سـال، میـانگین سـن شروع بیماری 3/8±8/27 (حداقل 0/9 و حداکثر 0/46) سال، میانگینEDSS 6/1±5/4 (حـداقل 5/0 و حـداکثر10) بود. در میان بیماران مورد مطالعه 5/77 درصد مبـتلا بهMS عود کننده فروکش کننده، 4/14 درصد مبتلا بـهMS نــوع پیــشرونده ثانویــه و1/8 درصــد مبــتلا بــه MS پیشرونده اولیه بودنـد . در جمعیـت مـردان مبـتلا بـهMS شیوع نسبی انواعMS مشابه جمعیت زنـان مبـتلا بـهMS بود(000/1= P) (جدول شماره 1).

جدول شماره 1: توزیع فراوانی انواع MS به تفکیک جنس و در کل

کل MS
PP SP RR تعداد 42 8 4 54 مرد درصد 8/77 8/14 4/7 100
جنس درصد درصد درصد درصد تعداد 120 22 13 155 زن درصد 4/77 2/14 4/8 100
درصد درصد درصد درصد کل تعداد 162 30 17 209 درصد 5/77 4/14 1/8 100
درصد درصد درصد درصد
(000/1RR ( P=:عودکننده-فروکش کننده،SP: پیشرونده ثانویه، PP: پیشرونده اولیه

در میان مبتلایان به تشنج بالینی 9(2/69 درصـد) زن و 4(8/30 درصد ) مرد و در غیر مبتلایان به تـشنج بـالینی146(5/74 درصـــد) زن و 50 (5/25 درصـــد) حـــضور داشتند. میانگین سنی بیماران در گروههای فوق الذکر بـه ترتیــب 6/8±0/34 و 8/9±2/33 ســال، میــانگین طــولمــدت گذشــته از زمــان تــشخیص بیمــاری 9/4±5/6 و 4/11±9/6 ســـال، میـــانگین ســـن شـــروع بیمـــاری
80/11±18/26 و 05/8±96/27 سال، همچنـین میـانگینEDSS 5/2±2/4 و 5/1±6/4 بود که تفاوت معنی داری
از نظر جنسی، سنی، طول مدت گذشته از زمان تشخیصبیمـاری، سـن شـروع بیمـاری وEDSS بیمـاران در دو گروه وجود نداشت (P.value به ترتیب 745/0، 749/0،
915/0، 491/0 و325/0).
شیوعMS عود کننـده فـروکش کننـده، پیـشروندهثانویه و پیشرونده اولیـه در دو گـروه مبتلایـان بـه تـشنجبالینی و غیر مبتلا به تشنج بالینی دارای تفـاوت معنـی دار بــوده (001/0P=) و اکثریــت گــروه اول مبــتلا بــه نــوعپیـشرونده ثانویـه (8/53 درصـد) و اکثریـت گـروه دوم مبتلا به نوع عود کننده- فـروکش کننـده(1/80 درصـد) بودند. (جدول شماره 2)
از نظــر داروهــای مــصرفی بــین دو گــروه تفــاوتمعنی داری وجود داشت (001/0=P) (جدول شماره 3).
برای کنترل عوامـل مخدوشـگر کلیـه متغیرهـای بـاP.value کمتر از 07/0 وارد معادلـه لجـستیک رگرشـنشدند. مدل نهایی ضرایب بـا آنـالیزmultivariate نـشانداد که تشنج یک پیش بینی کننده مثبت برای ایجـاد MS پیشرونده ثانویه و یک پیش بینی کننده منفی برای ایجادMS عود کننده فروکش کننده می باشد. بـه طـوری کـهشانس ایجاد MS پیشرونده ثانویـه را 94/8 برابـر بیـشتر وشانس ایجـادMS عـود کننـده فـروکش کننـده را 04/7 برابر کمتر می کند. امـا بـرMS پیـشرونده اولیـه تـأثیری ندارد(جدول شماره 4).
در گــروه بیمــاران مبــتلاء بــه MS عــود کننــده فـ ـروکشکننــده، شــیوع تــشنج 1/3 درصــد و در نــوع پیـشرونده اولیـه 9/5 درصـد و در نـوع پیـشرونده ثانویـه 3/23 درصد می باشد که ایـن اختلافـات از نظـر آمـاریمعنی دار مـی باشـند. براسـاس آنـالیزmultivariate نـوعMS نیز نقش پیش بینـی کننـدگی در وقـوع تـشنج دارد.
به طوری کـه نـوع پیـشرونده ثانویـه نـسبت بـه نـوع عـودکننده فروکش کننده شانس بـروز تـشنج را 16/10 برابـر میکند. اما نوع پیشرونده اولیه تأثیری بـر احتمـال تـشنجندارد(جدول شماره 5).

جدول شماره 2: فراوانی انواع MS در گروههـای مبـتلا بـه تـشنجبالینی و غیر مبتلاء به تشنج بالینی

نوع MS
PP SP RR کل مبتلاء به تشنج تعداد 5 7 1 13
گروه بالینی درصد 5/38 درصد 8/53 درصد 7/7 درصد 100 درصد غیر مبتلاء به تعداد 157 23 16 196
تشنج بالینی درصد 1/80 درصد 7/11 درصد 2/8 درصد 100 درصد کل تعداد 162 30 17 209
درصد 5/77 درصد 4/14 درصد 1/8 درصد 100 درصد
(001/0RR ( P=:عودکننده فروکش کننده،SP: پیشرونده ثانویه، PP: پیشرونده اولیه

جدول شماره 3: فروانی داروهای مصرفی در بیماران مبتلا به MS و به تفکیک گروههای مبتلاء به تشنج بـالینی و غیـر مبـتلاء بـهتشنج بالینی

سایر
قطع سینووک آوونکس بتافرون ربیف رسیژن میتوکسا کل شده س نترون درمان ها
196 2 1 7 22 23 13 113 15 تعداد غیر
100 1
درصد درصد
13 1 0/5
درصد
1 6/3درصد
0 11/2
درصد
3 11/7
درصد
2 6/6
درصد
1 57/6
درصد
2 7/6
درصد
3 درصد
تعداد مبتلاءبه
تشنج بالینی
مبتلاء به
100 7/7
درصد درصد تشنج بالینی درصد 0/23 4/15 7/7 4/15 0/23 0/0 7/7
درصد درصد درصد درصد درصد درصد درصد
کل تعداد 18 115 14 25 25 7 2 3 209 درصد 6/8 0/55 7/6 0/12 0/12 3/3 9/0 4/1 100
درصد درصد درصد درصد درصد درصد درصد درصد درصد

جدول شماره 4: شانس نسبی انواع MS در همراهی با تشنج

ضریب اطمینان 95 درصد
EXP (B) برای Exp(B) P df Wald S.E. B
حد تحتانی حد فوقانی کننعودد ه کننده- فروکش 953/1- 653/0 938/8 1 003/0 1421/0 0391/0 5101/0
پیشرونده ثانویه 191/2 647/0 480/11 1 001/0 945/8 518/2 774/31 پیشرونده اولیه 011/0 031/0 126/0 1 722/0 011/1 951/0 075/1
1- با توجه به اینکه این مقادیر کمتر از 1 هستند لذا شانس MS عود کننده- فروکش کننده { =04/7 برابر( – )} کاهش می یابد

جدول شماره 5: شانس نسبی تـشنج در انـواع پیـشروندهMS در مقایسه با نوع عود کننده فروکش کننده

عود کننده-
فروکش کننده 574/11 2 003/0
پیشرونده ثانویه 318/2 685/0 464/11 1 001/0 159/10 655/2 876/38 پیشرونده اولیه 910/0 150/1 625/0 1 429/0 483/2 261/0 672/23

بحث
در نتایج حاصل از مطالعه ما در گروه مبتلایان به تشنج بالینی شیوع MS عودکننده فروکش کننده 5/38 درصد، پیشرونده ثانویه 8/53 درصد و پیشرونده اولیه 7/7 درصد و در گروه غیر مبتلا به تشنج بالینی به ترتیب
1/80 درصد، 7/11 درصد و 2/8 درصد بوده که تفاوت آن ها بین دو گروه معنی دار بود. تشنج یک پ یشبینی کننده مثبت برای ایجادMS پیشرونده ثانویه و یک پیش بینی کننده منفی برای ایجاد MS عود کننده فروکش کننده بود و شانس ایجادMS پیشرونده ثانویه را 94/8 برابر بیشتر و شانس ایجاد MS عود کننده فروکش کننده را 04/7 برابر کمتر میکند.
اما بر MS پیشرونده اولیه تأثیری ندارد. همچنین نوع MS نیز نقش پیش بینی کنندگی در وقوع تشنج دارد. به طوری که نوع پیشرونده ثانویه نسبت به نوع عود کننده فروکش کننده شانس بروز تشنج را 16/10 برابر می کند، اما نوع پیشرونده اولیه تأثیری بر احتمال تشنج ندارد.
در این مطالعه میانگین سن تشخیص یا به عبارتی سن تقریبی شروع بیماری در بیماران مبتلا بهMS که تشنج داشتند و آنهایی که تشنجی را تجربه نکرده بودند تقریباً مشابه بود. اما در یک مطالعه که توسط Tsai و همکاران انجام شده است شیوع تشنج در میان بیمارانی که MS در سن پایین تری شروع شده بود بالاتر بود(4). البته طبق برخی مراجع مالتیپل اسکلروزی که در سنین پایین تر شروع شود پیش آگهی بهتری دارد(12) و قاعدتاً کمتر به سوی MS نوع پیشرونده پیشرفت می کند و طبق مطالعه ما کمتر باید با تشنج همراه باشد. البته رابطه ای که ما بین سن و تشنج برقرار کرده ایم رابطه مستقیم و بدون واسطهای نیست و نوعMS در این جانقش محوری دارد و احتمال دارد که عوامل دیگری بر رابطه سن وتشنج تأثیر بگذارند.
در مطالعه ما شیوع تشنج در زنان مبتلا به MS، 6 درصد(4 زن از 54 زن) و در مردان مبتلا به MS 7 درصد (9 مرد از 155 مرد) بود که مشاهده می شود تفاوت جزیی بین دو جمعیت وجود دارد و در مطال عهای که توسط Kruja و همکاران انجام شد دیده شد که تشنج در مردان مبتلا به MS شایع تر بود(7).
در همه بیماران مطالعه ما وقوع اولین تشنج بعد از تشخیصMS بوده است اما در مطالعهای که توسط Bernitsas روی 855 بیمار انجام شده است 21 نفر از آن ها تشنج نیز داشته اند که 3/14 درصد آنان قبل از تشخیص MS صرع داشتند و 19 درصد آنان نیز شروع تشنج به عنوان اولین تظاهر MS شان بوده است(8).
همچنین در مطالعهای که Ganguly و همکارانش در طی یک دوره 14 ساله بر روی 70 بیمار با تشخیص قطعی MS انجام دادند و 12 نفر از آنها به تشنج نیز مبتلا بودند، در 5 بیمار اولین تشنج در طی حملات حاد MS رخ داد وفقط 7 نفر از آن ها (10 درصد) تشنجشان پس از شروع علائم MS بوده است(13). البته ما خود در این مطالعه فقط بیمارانی را وارد کردیم که وقوع تشنج در آ ن ها بعد از تشخیص MS رخ داده است. Nyquist و همکارانش نیز در طی یک مطالعه 8 ساله 5715 بیمار مبتلا به MS شناسایی شدند که 51 بیمار (89/0 درصد) فعالیت تشنجی را تجربه کردند. در 37 بیمار (5/72 درصد) تشنج تظاهر اولیه بعد از تشخیص MS بود. در 14 بیمار (4/27 درصد) هر چند تشنج بعد از سایر علایم یا نشانه های این بیماری رخ داده بود اما همان تشنج منجر به تشخیص MS شده یا قبل از تشخیص MS وقوع یافته بود و علایم اصلی بیماری نادیده انگاشته شده بود(6). اما طبق نظر Striano صرع معمولاً در دوره بیماری دیر ظاهر می شود اگرچه یک حمله تشنج یا یک دسته از حملات تشنجی می تواند علامت شروع MS یا عود MS تظاهر کند(10). از نظر داروهای مصرفی بین دو گروه بیماران ما تفاوت معنی داری وجود داشت که می تواند به علت تفاوت نوعMS در این 2 گروه باشد که در ادامه بحث می شود.
بیماران مطالعه ما که تشنج داشتند بهطور غالب (5/61 درصد)، MS از نوع پیشرونده (اولیه و ثانویه) داشتند، در حالیکه در آنهایی که مبتلا به تشنج نبودند ارجحیت نوعMS با نوع عودکننده فروکش کننده بود(1/80 درصد). نتایج مشابهی در مطالعه Martinez و همکارانش روی 122 بیمار با تشخیص قطعی MS به دست آمد که در میان بیماران آن ها 8 بیمار(5/6 درصد) تشنج نیز داشتند که آن ها را با گروه دیگری که شامل 16 بیمار مبتلا به MS بدون صرع بودند مقایسه کردند و مقایسه دو گروه از لحاظ آماری تفاوت قابل توجهی را نشان داد. آن ها دریافتند که اشکال پیشرونده چه اولیه (4 بیمار) و چه ثانویه (2 بیمار) در مقایسه با نوع عود کننده فروکش کننده(2 بیمار) به طور قابل توجهی در میان بیماران مبتلا به صرع شایع تر بودند(9) .اما در مطالعه Kruja و همکارانش درمیان 412 بیماری که به سرویس نورولوژی مراجعه داشتند، 11 بیمار مبتلا به تشنج و صرع (67/2 درصد) شناسایی شدند (3 زن و 8 مرد)که این 11 بیمار همگی به نوع عود کننده فروکش MS مبتلا بودند(7) و در مطالعه Ganguly که به آن اشاره شد از 7 بیمار مورد نظر که تشنجشان پس از شروع علائم MS بوده است 6 بیمار به نوع MS عود کننده فروکش کننده مبتلا بودند و فقط یک بیمار دچار MS از نوع پیشرونده اولیه بود(13). نتایج مشابهی از مطالعه Engelsen و همکارش بر روی 423 بیمار مبتلا به MS به دست آمد که 17 بیمار(02/4 درصد) مبتلا به تشنج های صرعی را شناسایی کردند. از میان 17 بیمار مبتلا به MS و تشنج 14 بیمار به نوع MS عودکننده فروکش کننده (RRMS) و3 بیمار به نوع MS پیشرونده اولیه مبتلا بودند. از بیماران مبتلا به RRMS، 4 بیمار به MS پیشرونده ثانویه(SPMS) تغییرفرم دادند(11). همان طور که ملاحظه می شود نتایج مطالعات مختلف، متفاوت است و طبقنظر Koch با توجه به کم بودن شیوع تشنج در MS، بررسی این که آیا تشنج عامل خطری برای ورود MS به مرحله پیشرونده است یا نه دشوار است(14).
اما به هر حال با توجه به نتایج مطالعه ما که همراهی MS با تشنج را با پیشرونده بودن بیماری تا حدودی مرتبط دانسته است و با توجه به این که تشنج معمولاً در
اثر ضایعات قشری و تحت قشری رخ می دهد و همان طور که Martinez و همکارانش اتیولوژی های محتمل تشنج در MS را ادم یا میلین زدایی در قشر مغز یا ماده سفید ناحیه مجاور قشری دانسته اند(9) لذا انتظار می رود که در انواع پیشرونده بیماری MS درگیری قشری و تحت قشری بیشتر از انواع عود کننده فروکش کننده رخ داده باشد و آن چه که نخست به ذهن خطور می کند این است که علت پیشرونده بودن بیماری همین باشد. وجود درگیری قشری در این بیماران ( مبتلاء به MS همراه با تشنج) تنها یک فرضیه ذهنی نیست وبرخی مطالعات پرتو شناسی بافت شناسی آسیب شناسی وجود آن را تأئید کردهاند،Ghezzia و همکارانش از میان 2353 بیمار مبتلا به MS، 40 بیمار را که دچار تشنج شدند، شناسایی کردند در 12 بیمار MRI انجام شد که در 3 بیمار پلاک هایی مجاور قشر مغز یافت شد(5).
Spatt و همکارانش در تحقیق خود تأکید اصلی شان را روی ارتباط مستقیم بین پد یدههای ناگهانی و پلاک هایی که در حال حاضر توسط تکنیک های مدرن تصویربرداری قابل شناسایی هستند گذاردند. این تصویرها نشان دادند که تشنج های صرعی می توانند در اثر ضایعات قشری و تحت قشری به همراه ادم ایجاد شوند(15). Thompson و همکارانش با بررسی بیوپسی مغزی ویافتن ضایعات التهابی محصولات شکست میلین تأیید کردند که علت تشنج ها درگیری قشری و تحت قشری بوده است(16). در مطالعهEngelsen هم که قبلاً به آن اشاره شداز 17 بیمار 11 بیمار احتمالاً کانون های قشری و تحت قشری داشتند(11). البته در مطالعه Kruja که با مطالعه ما اصلا هم خوانی نداشت و همه بیماران تش نجیشان، مبتلا بهMS از نوع عودکننده فروکش بودند فقط در 2 بیمار شواهدی از پلاک های تحت قشری وجود داشت(7)، که البته این مطالعه نیز ردکننده درگیری قشری و زیر قشری در انواع پیشرونده بیماری MS نیست و حتی به عبارتی تأئیدکننده آن نیز می باشد.
با همین منطق و با در نظر گرفتن این که در قشر مغز میلین وجود ندارد ویا حداقل است و ضایعات قشری به احتمال زیاد آکسونال و در نتیجه غیر قابل برگشت هستند طبیعی است که وجود تشنج پیش بینی کننده پیشرفت بیماری و بازگشت ناپذیر بودن علایم بیماری باشد وهمین طور پیشرونده شدن بیماری MS پیش بینی کننده تشنج باشد، چرا که احتمالاً ضایعه ای قشری رخ داده که مسبب پیشرفت بیماری بوده است و همین ضایعه می تواند تشنج نیز ایجاد کند. همان طور که نتایج مطالعه ما نیز دلالت بر این ادعا داشته است و دیده شد که تشنج شانس ایجادMS پیشرونده ثانویه را حدوداً 9 برابر بیشتر و شانس ایجاد MS عود کننده فروکش کننده را 7 برابر کمتر می کند و همین طور نوع پیشرونده ثانویه MS نسبت به نوع عودکننده فروکش کننده شانس بروز تشنجرا حدود 10 برابر می کند.
در پایان نتیجه می گیریم نوع پیشرونده ثانویه MS در بیماران MS که به تشنج هم مبتلا هستند شایعتر است و تشنج می تواند یک پیش بینی کننده مثبت برای پیشرفت بیماری MS باشد. همچنین شانس بروز تشنج در بیماران مبتلا به نوع پیشرونده ثانویه بیماری نیز نسبت به سایر انواع MS بیشتر است.

سپاسگزاری
با تشکر از سرکار خانم نجفی مسئول محترم انجمن ام اس گیلان، معاونت پژوهشی دانـشگاه علـوم پزشـکیگیلان، معاونت درمـان دانـشگاه علـوم پزشـکی گـیلان، جناب آقای دکتر حسین زاده، مرکز تحقیقـات ترومـایدانشگاه علوم پزشـکی گـیلان و بـا سـپاس ویـژه از همـهبیمارانی که ما را در اجرای این طرح یاری کردنـد. ایـنمقاله حاصل طرح تحقیقـاتی مـصوب در دانـشگاه علـومپزشکی گیلان و یک پایان نامه دانـشجویی در دانـشکدهپزشکی گیلان می باشد.

Multiple Sclerosis. Poster Abstracts 2005, 0605 November 8, received 2009.
.4 Tsai C, Wang Y, Yu H. Coexistence of seizure disorders in patients with multiple sclerosis: a hospital-based study. Poster Abstracts 2005, 0606 November 8, received 2009.
.5 Ghezzi A, Montanini R, Basso PF, Zaffaroni M, Massimo E, Cazzullo CL. Epilepsy in multiple sclerosis. Eur Neurol 1990; 30(4): 218-223.
.6 Nyquist PA, Cascino GD, Rodriguez M. Seizures in patients with multiple sclerosis seen at Mayo Clinic, Rochester, Minn, 1990-
1998. Mayo Clin Proc 2001; 76(10): 983-986.

References
.1 Lublin FD, Miller AE. Multiple sclerosis and other inflammatory demyelinating diseases of the central nervous system. In: Bradley WG, Daroff RB, Fenichel GM, Jankovic J, eds. Bradley: Neurology in Clinical Practice. 5th ed. Philadelphia, Pa: Butterworth-Heinemann Elsevier; 2008. p 2026-2042.
.2 Olafsson E, Benedikz J, Hauser WA. Risk of epilepsy in patients with multiple sclerosis: a population-based study in Iceland. Epilepsia 1999; 40(6): 745-747.
.3 Pantovic A, Pantovic V, Pantovic M, Pavicevic M, Ravarfic D, Milovanovic D. Tile seizures in

توراکوسکوپی
prognosis of epilepsy underestimated? Seizure 1997; 6(5): 377-382.
.21 Simon RP, Aminoff MJ, Greenberg DA. Clinical Neurology. 7th ed, New York: Mc Graw Hill (Appleton & Long); 2009: 165-9.
.31 Ganguly G, Barma P, Das SK, Roy T. Seizures in multiple sclerosis in Eastern India. Neurology Asia 2006; 11: 123-127.
.41 Koch M, Uyttenboogaart M, Polman S, De Keyser J. Seizures in multiple sclerosis. Epilepsia 2008; 49(6): 948-953.
.51 Spatt J, Chaix R, Mamoli B. Epileptic and non-epileptic seizures in multiple sclerosis. J Neurol 2001; 248(1): 2-9.
.61 Thompson AJ, Kermode AG, Moseley IF, MacManus DG, McDonald WI. Seizures due to multiple sclerosis: seven patients with MRI correlations. J Neurol Neurosurg Psychiatry 1993; 56(12): 1317-1320.
.7 Kruja J Kapisyzi M Mijo S, Zllami B. Seizures and epilepsy in multiple sclerosis patients. J Neurol Sci 2009; 285(Supple 1): S251.
.8 Bernitsas E, Stosic M, Hutton GH, Rivera VM. Seizures in MS patients: A retrospective study. 23rd Annual Meeting in Atlanta, Georgia (May 27-30, 2009)
.9 Martínez-Juárez IE, López-Meza E, González- Aragón Mdel C, Ramírez-Bermúdez J, Corona T. Epilepsy and multiple sclerosis: Increased risk among progressive forms. Epilepsy Res 2009; 84(2-3): 250-253.
.01 Striano P, Orefice G, Brescia Morra V, Boccella P, Sarappa C, Lanzillo R, et al. Epileptic seizures in multiple sclerosis: clinical and EEG correlations. Neurol Sci 2003; 24(5): 322-328.
.11 Engelsen BA, Grønning M. Epileptic seizures in patients with multiple sclerosis. Is the

اپیدمیولوژی عوامل مرتبط با بیماریابی و نتایج درمان بیماران مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت: یک مطالعه مبتنی بر جمعیت   با استفاده از آنالیز تک متغیره و چند متغیره 

 

          پژوهشی 

 

 

مجـلــــه دانشــــگاه عـلـــــوم پزشــکـــــی مـازنــــــدران  دوره بیست و یکم   ویژه نامه 1   اسفند  سال 1390   (19-10)

 

اپیدمیولوژی عوامل مرتبط با بیماریابی و نتایج درمان بیماران

مبتلا به سل ریوی اسمیر مثبت: یک مطالعه مبتنی بر جمعیت   با استفاده از آنالیز تک متغیره و چند متغیره

 

محمدمهدی ناصحی1        محمود مو سی زاده2        محمدرضا امیراسماعیلی3        محمدرضا پارسایی4        اصغر نظام محله4 

 

چکیده

سابقه و هدف : سل، بیماری عفونی نکروز دهنده حاد یا مزمنی است که باعث گرفتاری ارگان های مختلـف بـدن بـه ویژه ریه ها می شود. از آنجا یی که در اهداف جهانی و کشوری برنامه کنترل سل، بیماریابی و درمان مبتلایان بـه سـل ریـویاسمیر مثبت مورد تاکید قرار گرفته است لذا پژوهشگران بر آن شدند تا با مطالعه اپیدمیولوژیکی بیماران مبتلا به سل ریـویاسمیر مثبت و توصیف و تحلیل وضعیت، پیشنهادهای مؤثری را برای ارتقاء شرایط موجود ارائه نمایند.

مواد و روش ها : این پژوهش به توصیف و تحلیل داده های موجود پرداخته ا ست و متغی رهای پژوهش در این مطالعه شاملسن، جنس، ملیت، منطقه سکونت، مورد بیماری، نتیجه اسمیر خلط در شروع درمان، نتیجه اسمیر خلط در پایان مـاه دوم درمـان،بروز بیماری و نتایج نهایی درمان                میباشد. ابزار          جمعآوری اطلاعات چک لیست، و        نرمافزارهای مورد استفاده Excel و SPSS16 بوده است. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از آمارهای توصیفی و رگرسیون تک متغیره و چندمتغیره انجام گردید.

یافته ها : تعداد کل موارد سل شناسایی شده در دوره مطالعه برابر با 1296 نفـر مـی باشـد کـه 2/48 درصـد را سـل ریـویاسمیر مثبت، 5/24 درصد را سل ریوی اسمیر منفی و 3/27 درصد را سل خارج ریوی تشکیل داده اند. بروز سـل ریـوی اسـمیرمثبت جدید 3/4 در صدهزار نفر جمعیت               میباشد. 5/57 درصد (393 نفر ) از  بیماران مبتلا به سل ریـوی اسـمیر مثبـت را مـرد و

5/42 درصد (290 نفر) را زن تشکیل داده اند و میانگین سن بیماران سل ریوی اسمیر مثبت مورد مطالعه 6/21 ± 67/49 می باشد.

استنتاج : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که الگوی اپیدمیولوژیکی حاکم در این           بررسـی مـشابه   سـایر مطالعـات  بـوده  است. جهت دست یابی به  اهداف توسعه هزاره جهانی (کاهش میزان شیوع بیماری سل و مرگ به میزان50 درصـد وحـذفبیماری تا سال 2050 میلادی) و اهداف کشوری برنامه کنترل سل، پیشنهاد می گـردد آمـوزش، بیماریـابی و درمـان بهنگـاممبتلایان به سل ریوی اسمیر مثبت در تمامی سطوح استانی، شهرستانی و محیطی و حتی خانـه هـای بهداشـت و همچنـین دربخش های خصوصی و مطب ها مورد توجه ویژه قرار گیرد.

 

واژه های کلیدی: سل ریوی، سل اسمیر مثبت، اپیدمیولوژی، مازندران

 

مقدمه

سل، بیماری عفونی نکـروز دهنـده حـاد یـا مزمنـی ریه ها  میشود و  عامل آن مایکوباکتریوم توبرکولـوزیساست که باعث گرفتاری ارگان های مختلف بدن به ویژه می باشد(1،2). سل می تواند تقریباً تمام اعضای بدن را مبتلا

مولف مسئول: محمود موسی زاده- کرمان: دانشگاه علوم پزشکی کرمان، مرکز مدلسازی در سلامت                                                                                                                                                                                                                               E-mail: cdctbmaz@yahoo.com

  1. گروه اطفال، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی مازندران
  2. دانشجوی D اپیدمیولوژی، گروه آمار و اپیدمیولوژی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی کرمان
  3. گروه آمار و اپیدمیولوژی، مرکز تحقیقات مدل سازی در سلامت، دانشکده مدیریت و اطلاع رسان ی پزشکی، دانشگاه علوم پزشک ی کرمان
  4. دانشگاه علوم پزشکی مازندران

) تاریخ دریافت : 17/8/90          تاریخ ارجاع جهت اصلاحات : 8/9/90           تاریخ تصویب : 19/10/90

 

سازد، ولی سل ریوی، شایع ترین شکل بیماری است. راه انتقـال عفونـت تقریبـاً همیـشه از راه تـنفس اسـت، ولـی میکروب سل پس از ورود  به ریـه  و ایجـاد  ضـایعه  اولیـه  می تواند از طریق جریان خون، عروق لنفاوی،  برونش هـا  و یا به علت مجاورت اعضاء، مستقیماً به دیگر قسمت های بدن منتشر شود(1،2).

در هر ثانیه یک نفر به میکروب سل آلوده و در هـر4 ثانیه یک نفر به بیماری سل مبتلا می شود و در هـر 10 ثانیه یک نفر در اثر ابـتلاء بـه سـل  مـیمیـرد . پـیش بینـیمی شود ظرف 10 سال آینده 300 میلیون نفر به میکروبسل آلوده و 90 میلیون نفر بـه بیمـاری سـل مبـتلا شـوند.

بیماری سل دارای مرتبه دهم در بار جهانی بیماری هـا بـراساس معیارDALY [1] است و پیش بینی می شـود تـا سـال2020 همچنان جایگـاه کنـونی خـود را حفـظ کنـد کـههب عنـوان منبعـی بـزرگ بـرای بـار بیمـ اریهـا در آینـده است(4-1). در سال 2008 در جهـان یـک تـا دو میلیـونبیمار مبتلا به سل مقاوم به داروهای ضد سل وجود داشتهاسـت(5) ایـن بیمـاری در افـراد بـا نقـص ایمنـی و HIV دومین علت مرگ و میر است و در سـال 1993 سـازمانبهداشت جهانی از آن به عنوان یـک اورژانـس سـلامتجهانی یاد کرد(6).

بـروز سـل در نقـاط مختلـف جهـان متفـاوت اسـتبه طـوری کـه بـروز آن در آفریقـا حـدود 365 مـورد در  100 هزار نفر (7)، در لندن حدود 5 نفر در 100 هزار نفـر

(8)، دراسپانیا حدود 21 نفر در 100هزار نفر، در آمریکـا

5/4 نفر در 100هزار نفر و در کل دنیـا بـه طـور متوسـط

13 مورد در 100 هزار نفر است (9) که این عدد در ایـرانحدود 23 مورد در 100هزار نفر می باشد(10).

در بین 22 کشور منطقـه مدیترانـه شـرقی، 9 کـشورپاکستان، افغانستان، مصر، عراق، ایران، مـراکش، سـومالی، سـودان و یمـن 95 درصــد سـل را بــه خـود اختــصاصداده اند. میزان موفقیت درمان سل ریوی اسمیر مثبـت در  سال 2005 در مناطق شش گانه سازمان جهانی بهداشـت شامل آفریقـا، آمریکـا، مدیترانـه شـرقی، اروپـا، آسـیایجنـوب شـرقی و ناحیـه غـرب اقیـانوس آرام و همچنـین کشور ایران و مازندران به ترتیب 50 ، 65 ، 46 ، 35 ، 64 ، 64 ، 76 و 9/80 درصـد بـوده اسـت(11). در پژوهـشی دیگر، میزان پاسخ مثبت به درمان مبتلایان به بیماری سلدر مازندران ، توسط نصرت الهی و خلیلیان، 5/64 درصد گزارش شد(12). اگر بیمار مبتلا به سل ریوی تشخیص داده شـود ولـی تحـت درمـان صـحیح و دقیـق قـرار نگیـرد،موجب به وجود آمدن سل مقاوم به دارو مـی گـردد کـهدیگر داروهای ضد سل معمولی بر آن اثر نمی کنـد و درنتیجه بیماری وخیم تر میشود و  بـه راحتـی قابـل درمـاننیست و اگر به دیگران منتقل شود مشکلات زیادی را بهوجود می آورد ولی با تشخیص به موقع و درمان صـحیحبیماران مبتلا به سل، به راحتـی مـی تـوان بـا ایـن بیمـاریمبارزه کرد(13،14).

از آن جایی که در اهداف جهانی و کـشوری برنامـهکنترل سل، بیماریـابی و درمـان مبتلایـان بـه سـل ریـویاسمیر مثبت مورد تأکید قرار گرفتـه اسـت  و رمـز اصـلیرسیدن به اهـداف توسـعه هـزاره (کـاهش میـزان شـیوعبیماری سل و مرگ به میزان50 درصد در مقایسه با سـال1390 و حذف بیماری تا سـال 2050 مـیلادی ) در سـایهارتقاء بیماریابی و میزان موفقیت در درمـان بیمـاری سـلامکان پذیر  میباشـد  و همچنـین وجـود نتـایج متنـاقض وکمتر ازهدف 85 درصد  تعیین شده توسط سـازمان جهـانیبهداشت در شاخص درمان بیماران مبتلا بـه سـل طـی دومطالعــه ای(11،12) کــه در مازنــدران انجــام شــده  اســت، پژوهشگران را بر آن داشت  تا با مطالعـه اپیـدمیولوژیکیعوامل مرت بط بـا بیماریـابی و نتـایج درمـان بیمـاران  سـلریوی اسمیر  مثبت، الگوی توزیع بیماری و نتـایج درمـانرا بیـان و پیـشنهادهای م ؤثری را بـرای ارتقـاء وضـعیت موجود ارائه نمایند.

 

 

مواد و روش ها

در ایـن پـژوهش کـه داده هـای موجـود توصـیف و تحلیل شد،  ابزار جمع آوری اطلاعات چک لیـستی بـودهکه با  توجه به متغیرهـای پـژوهش تنظـیم گردیـد. اعتبـارمحتوایی چـک لیـست بـر مبنـای دسـتورالعمل کـشوریمبارزه با سل و پژوهش های مرتبط انجام شده، بـه دسـتآمده است و با توجه به عینی بـودن متغیرهـا و اسـتخراجاطلاعات از نرم افزار ثبت سل و دفـاتر اسـتاندارد، پایـاییچک لیست  100 درصد  می باشد. پژوهشگران با مراجعـهبه شـبکه هـای بهداشـت و درمـان    شهرسـتانهـای تحـتپوشــش دانــشگاه علــوم پزشــکی مازنــدران، اطلاعــاتخواسته شـده در چـک لیـست را تکمیـل نمـوده انـد . در صورتی که اطلاعات بیماری در دفـاتر مـورد نظـر نـاقصبوده، با              بهرهگیری از پرونده ها و مراجعه به منـزل بیمـار،نواقص احتمالی رفع گردید.

در این مطالعه همه بیماران مبتلا به سل ریوی اسـمیرمثبت شناسایی شده از یکم فروردین سال 1383 الـی 29 اسفند سال 1388 که تعداد آن ها 683 نفـر بـوده اسـت ومشخصات آن ها در بخش کنترل بیماری های مراکز مـورد پژوهش (شبکه های بهداش ت و درمان  شهرستانهای ساری،  بهشهر، گلوگاه، نکا، قائم شهر، جویبار، سوادکوه، آمل،بابلسر، محمودآباد، نور، نوشهر، چالوس، تنکابن، رامـسرو فریدونکنار) موجود بود، بررسی شدند.

متغیرهای پژوهش در این مطالعه شامل سن، جنس،ملیت، منطقه سکونت، مورد بیماری، نتیجه اسـمیر خلـطدر شروع درمـان، نتیجـه اسـمیر خلـط در پایـان مـاه دومدرمـان، بـروز بیمـاری، موفقیـت درمـان (بهبـود یافتـه و تکمیل دوره درمـان) و عـدم موفقیـت درمـان (غیبـت ازدرمان، شکـست درمـان، فـوت شـده و انتقـال یافتـه) (3) می باشد. بیماران بررسی شده بر اساس پروتکل استانداردملی به مـدت 6 یـا 8 مـاه تحـت درمـان بودنـد در رژیـمدرمانی 6 ماهه (برای موارد جدید بیماری در نظر گرفتـهشــده)، دو مــاه اول درمــان، چهــار داروی ایزونیازیــد،ریفامپین، اتامبوتول و پیرازنیامد و در ادامه به مدت 4 ماه   دو داروی ایزونیازید و ریفامپین تجویز گردید. در رژیـمدرمانی 8 ماه ه که بـرای بیمـاران گـروه درمـانی 2 (قـبلاً  سابقه دریافـت داروهـای ضـد سـل را حـداقل بـه مـدتیک ماه داشته اند) در نظر گرفته شـده، در دو ماهـه اول 5 داروی ایزونیازیــد، ریفــامپین، اتــامبوتول، پیرازنیامــد واسترپتومایـــسین و در مـــاه ســـوم 4 داروی ایزونیازیـــد، ریفامپین، اتامبوتول و پیرازنیامد و برای 5 مـاه باقیمانـده،  3 داروی ایزونیازیـــد، ریفـــامپین و اتـــامبوتول تجـــویز  شده است(3،15،16).

نرم افزارهای مورد استفاده در این پژوهش Excel و SPSS16 بــوده اســت ورود داده هــای چــک لیــست درExcel انجام و جهت آنالیز بهSPSS  انتقال داده شـد. بـااستفاده از آمار توصـیفی توزیـع فراوانـی تعیـین گردیـد.

برای تعیین تفاوت در متغیرهای گروه بندی شده و انجـامآنالیز تک متغیره از آزمون کای دو استفاده شد . مواردی کـه مقـدار مـورد انتظـار در هـر خانـه کمتـر از 5 بـوده، آزمون دقیق فیشر جـایگزین کـای دو شـد. میـزان بـروز سالانه با توجه به جمعیت دو میلیـون و چهـار صـد هـزار نفری تحت پوشش دانشگاه علوم پزشـکی مازنـدران درصد هزار نفر جمعیت محاسبه شد.

برای تعیین متغیرهای پیشگویی کننده و انجام آنـالیزچندمتغیره جهت تعدیل اثر متغیرها از آزمون رگرسـیونلوجستیک به روش اینتر استفاده گردید. همچنین نـسبتشانس (OR) و فاصله اطمینان (CI) بـرای متغیرهـا محاسـبه شد و  مقدارP  کمتر از 05/0 در مورد معنی داری مـلاکقضاوت بوده است.

 

یافته ها

تعداد کل موارد سل شناسـایی شـده در دوره مـوردبررسی برابر با 1296 نفر می باشد که 2/48 درصد (683 نفر) را سل ریوی اسمیر مثبـت، 5/24 درصـد (318 نفـر ) را سل ریوی اسـمیر منفـی و 3/27 درصـد (354 نفـر) را سل خـارج ریـوی تـشکیل داده انـد . رونـد  بـروز سـل درنمودار شماره 1 ارائه شده است که بـا توجـه بـه نمـودار،میانگین بروز کل موارد سل و سل ریوی اسمیر مثبت جدید به ترتیب 1/9 و 3/4 در صدهزار نفـر جمعیـت مـی باشـد .

فراوانی کل موارد سـل در مـردان 5/51 درصـد و در زنـان 5/48 درصد (01/2-3/1 p=0/001 ،OR=1/62 ،95%CI=

فراوانی سـل ریـوی در مـردان و زنـان بـه ترتیـب  6/54 و

(p=0/001 ،OR=1/73 ،95%CI= 1/1-2/2) درصـد 45/4

و فراوانی سل ریـوی اسـمیر مثبـت در مـردان و زنـان بـهترتیب 5/57 و 2/42 درصد می باشد (8/2-1/195%CI= ،

. (p= 0/0001 ، OR= 1/95

میانگین سن بیماران سل ریوی اسـمیر مثبـت مـوردمطالعــــــه 6/21 ± 67/49 (مــــــردادن: 8/20 ± 8/49 ،   زنان: 6/21 ± 4/49) می باشد و با افزایش سن بـروز سـل

هم افـزایش داشـته اسـت و ایـن افـزایش از نظـر آمـاریمعنــی دار بــوده اســت (0001/0 p=). 5/95 درصــد از بیماران سل ریوی اسمیر مثبت، ایرانی و 5/4 درصد غیـرایرانی و  4/57 درصد در مناطق شهری و 6/42 درصد درمنــاطق روســتایی ســکونت دارنــد (جــدول شــماره 1).

جدول شماره 1 : توزیع فراوانی سل ریوی اسمیر مثبت بر حسب متغیرهای مورد مطالعه (تعداد(درصد)) 

                         متغیر                         جنس                                                   ملیت                                                 منطقه سکونت                                                گروه سنی

سال                                      مرد                        زن                       ایرانی                  غیرایرانی                    شهری                     روستایی              کمتر از 65سال           65سال و بیشتر

(23/4) 25                (76/6) 82               (35/5) 38               (64/5) 69                 (2/8) 3               (97/2) 104           (50/5) 54           (49/5) 53                1383

(21) 25                   (79) 94               (395/5) 47             (60/5) 72                 (7/6) 9               (92/4) 110           (34/5) 41           (65/5) 78                1384

1385            (33/6) 37                          (66/4) 73       (50) 55          (50) 55          (1/8) 2            (98/2) 108    (43/6) 48       (56/4) 62

1386            (28/9) 28                          (71/1) 69       (52/6) 51       (47/4) 46       (7/2) 7            (92/8) 90       (42/3) 41       (57/7) 56

1387            (33/9) 43                          (66/1) 84       (37/8) 48       (62/2) 79       (4/7) 6            (95/3) 121    (75/5) 73       (42/5) 54

1388         52 (3/42)  71 (7/57)  119 (7/96)  4 (3,3)  71 (7/57)  52 (3/42)  75 (61)  48 (39)  کل  393 (5/57)  290 (5/42)  652 (5/95)  31 (5/4)  392 (4/57)  291 (6/42)  477 (8/69)  206 (2/30)

 

جدول شماره 2 : نتایج درمان بیماران مبتلا به سل ریو ی اسمیر مثبت برحسب متغیرهای مورد بررسی (آنالیز تک متغیره)

 

         p                      کای دو                     عدم موفقیت درمان موفقیت درمان   متغیر  
  0/01   5/8   14/8   8/6   85/2

91/48

مرد  زن   جنس

 

  0/2   1/02   11/3

14/1

  88/7

85/9

 

کمتر از 65 سال  65 سال و بیشتر

  گروه سنی

 

  0/2   1/1   11

35/5

  89

64/5

 

ایرانی  غیرایرانی

  ملیت

 

  0/3   0/3   12/8

11/3

  87/2

88/7

 

شهری  روستایی

  منطقه سکونت

 

  0/2   1/1   11/8   17   88/2   83  

جدید  غیرجدید

  مورد بیماری

 

  0/0001   2/8   1/8

55/7

  98/2

44/3

 

منفی  مثبت

نتیجه اسمیر خلط در پایان ماه دوم درمان

 

  0/0001   12/4   8

16/8

  92

83/2

 

نظارت مستقیم

بدون نظارت مستقیم

اجرای استراتژی نظارت مستقیم بر درمان

 

 

براساس تعریـف مـورد بیمـاری، 1/93 درصـد در گـروهموارد جدیـد و 9/6 درصـد در گـروه غیرجدیـد (وارده، عود، درمان بعد از غیبت و شکست درمان) قرار گرفتند .

جدول شماره  2 نشان  میدهـد کـه تفـاوت هـای مـشاهدهشده بین نتایج درمان برحسب متغیرهـای جـنس، ملیـت،  نتیجه اسمیر خلط در ابتدای درمان و پایان ماه دوم درمان

 

 

  

نمودار شماره  1 : روند بروز بیماری سل در جمعیـت تحـت پوشـشدانشگاه علوم پزشکی مازندران از سال 1388-1383

و اجــرای اســتراتژیDOTS [2] از نظــر آمــاری معنـ ـیدار می باشد (05/0p<) و برحـسب متغیرهـای مـورد بیمـاری،  منطقه سکونت و سن معنی دار نمـی باشـد  (05/0p<). نتـایجآزمون مدل سازی رگرسیون لوجستیک (جدول شـماره3) که برای تعدیل اثر متغیرها انجام شد، نشان مـی دهـد کـهعوامل جنسیت، نتیجه اسمیرخلط در پایان ماه دوم درمانواجرای استراتژیDOTS  با پیامد نهـایی درمـان ارتبـاط معنی دار آماری دارد (05/0p<).

 

جدول شماره  3 : عوامل مؤثر بر نتایج درمـان  بیمـاران  مبـتلا  بـه  سـل  ریوی اسمیر مثبـت  شناسـا یی شـده  براسـاس  مـدل سـازی  رگرسـیون  لوجستیک (آنالیز چند متغیره جهت تعدیل اثر متغیرها)       درجه مثبت بودن اسمیر  خلط در بدو درمان P        C1                  OR  نام متغیر

            جنس              زنمرد                                5/-0      9/0– 2  /0    03-/  0

 

         ملی  ت        ایغیرانرایی  رانی                  1/-3    1/10–   9/0  06-/  0

 

      منطقه   سکونت    شهری  روستایی                    5/-0      1/1–   3/0    08-/  0

 

      مورد بی  ماری  غیجدیدرجدی  د                  4/-2      6/7– 7  /0      2/-0

 

        گروه   سنی  65 کمتر سالاز  و 65 سبیشترال    3/-1    9/2–   6/0      4/-0

 

  • اجرای استراتژی نظارت نظارت مستقیم                    –                      –

     مستقیم بر درمان       بدون نظارت مستقیم           5/2         9/4- 3/1      007/0

 

  • نتیجه اسمیر خلط در                   منفی                  –                      –

   پایان ماه دوم درمان      مثبت                              3/74    4/154- 8/33      0001/0

 

  • نتیجه اسمیر خلط در                   2+ و کمتر         –                      –

       ابتدای درمان          3+ و بیشتر                        7/1         3/3- 8/0         1/0

 

بحث

یافته های پژوهش حاضـر  نـشان  داد حـدود  نیمـ ی از کل مبتلایان به سل و 2/68 درصد از مجموع سل ر یـوی را موارد سل ریوی اسمیر مثبت تشکیل دادند. در مطالعه قادری و همکارانش که بر روی 387 نفر  از بیماران  سـل  ریوی کردستان در طـی  سـال هـای 1379 و 1380 انجـام  شد، اکثریت موارد بی   مـاری را سـل  ر یـوی       اسـمیر مثبـت   تـشکیل دادنـد(17) در بررس ی مجـدی و همکـارانش در مـشهد ط ی سـالهـای 83 و 84 کـه بـر روی 2789 نفـر بیماران مسلول انجام شد، بیشترین نوع سل را موارد سـل  ریوی اسمیر مثبت تشکیل دادند(18). در بـم  و گنابـاد  بـ ه ترتیب 5/77 درصـد و 5/72 درصـد از بیمـاران  مبـتلا  بـه  سـل ریـوی را مـوارد سـل ریـوی اسـمیر مثبـت تـشکیل دادند(19،20). موارد اشاره شده  بیانگر این نکته است کـهبروز سل ریوی اسمیر مثبـت در جمعیـت تحـت پوشـشدانشگاه علوم پزشکی مازندران تابع وضـعیت  کلـی  ایـن  بیماری در سایر مناطق است.

یکی ازشاخص هـای  مـدیر یتی کنتـرل بیمـاری سـل میزان بیماریابی مـوارد  جدیـد  سـل  ریـوی  اسـمیر مثبـتمــی باشــدکه حــد انتظــار بــروز آن بــرای کــشور ایــران    10 مـورد درصـد هـزار نفرجمعیـت تعیـین شـده کـه در اهداف برنامه کنترل سل، شناسایی 70 درصد این حـدودانتظار(3)، مورد تأکید قرار گرفت با توجـه بـه یافتـه هـایاین پژوهش  میانگین بروز سل ریوی اسمیر مثبت جدیـددر دوره مورد بررسی 3/4 درصد  هزار نفـر جمعیـت (بـهطور متوسط  103 بیمار در سال) می باشد در                 حالیکـه  بـاتوجـه بـه جمعیـت تحـت پوشـش دانـشگاه (2 میلیـون و چهار صد هزار نفـر ) حـد انتظـار بـروز سـالانه240 بیمـارمی باشد کـه بایـستی 70 درصـد آن (168نفـر ) شناسـایی  گردد ولی  در طی  سال های مورد مطالعه فقـط61 درصـدبیماران مبتلا به سل ریوی اسـمیر مثبـت مـورد شناسـاییقـرار گرفـت و ایـن یعنـی مقـدار بیماریـابی 9 درصـد از اهداف برنامه کمتر می باشد. لذا باید به ایـن  نکتـه  توجـه  داشت که یک بیمار مبتلا به سل ریوی اسـمیر مثبـت درصورت عدم شناسـایی و درمـان مـی توانـد در یـک سـالچندین نفر را مبتلا نماید و به همین دلیل بیماریابی جهت شناسایی موارد اسـمیر  مثبـت  بایـد  بـیش  از پـیش  مـدنظر    قرار گیرد.

در این مطالعه بیشتر مبتلایـان بـه سـل ریـوی اسـمیرمثبت در مناطق شهری سکونت داشتندکه در مطالعه های قـادری (17) خلیفـه  سـلطانی(21) و سـتوده (22) هـم تعـداد      بیماران در نواحی شهری بیشتر از نواحی روسـتایی بـودهاست که این موضوع را می توان به تمرکز بالای جمعیتشـهر، افـزایش مهـاجرت روسـتاییان بـه شـهر و افـزایش احتمال تماس با بیماران نسبت داد.

براساس یافته های این بررسی بروز بیماری در مردانبیشتر از زنان بوده اسـت. در مطالعـه خلیفـه سـلطانی هـمتعداد موارد بیماری سل ریـوی  در مـردان  بیـشتر  از زنـانبوده است(21) که با الگوی ابتلاء بر حسب جنس در سـایر کشورها مطابقت دارد(23) ولـی در بیـشتر پـژوهش  هـایی که در ایران انجام شده، فراوانی بیماری در زنان بیـشتر ازمردان بوده است که این بر خلاف الگوی ارائـه شـده دراین مطالعه و کشورهای دیگر است(24،25) که علت ایـناختلاف را می توان دلا یلی همچون تفـاوت در بعـضی  از ویژگی های اقتصادی، اجتماعی و زیست شناختی زنـان  و مردان و جنبه های اپیدمیولوژیکی،  اجتماعی و دینامیـک انتقال بیماری برحسب جنس مطرح نمود.

براساس یافته های این مطالعه میـانگین سـن بیمـارانســـل ریـــوی اســـمیر مثبـــت 6/21 ± 67/49 (مـــردان:  

8/20 ± 8/49 ، زنــان: 6/21 ± 4/49) مــی باشــد کــه بــامطالعه قادری (میانگین سن مردان 8/54 و زنـان 98/44) تفاوت دارد (17). در این پژوهش بین سن مبتلایان مـرد وزن اختلاف معنی دار وجود نداشته است ولـی در مطالعـهقادری این تفاوت قابل ملاحظه و از نظر آماری معنی دار بوده است.

بر اساس            یافتههـای مطالعـه حاضـر، میـزان موفقیـتدرمان مبتلایان به سل ریـوی اسـمیر مثبـت 8/87 درصـدبوده است و 8/12 درصـد از بیمـاران در گـروه شکـستدرمان، غیبت از درمان، فـوت شـده و انتقـال یافتـه قـرارگرفتـه انـد. در پژوهـشی، میـزان پاسـخ مثبـت بـه درمـان مبتلایان به بیماری سل، توسط نـصرت الهـی و خلیلیـان، 5/64 درصد  گزارش شد(12). میزان موفقیـت درمـان در اتحادیه اروپا، برای کل موارد سل ریوی جدید در سـال 2007، 8/73 درصد  بوده است(26). بر اساس نکات ذکـرشـده، وضـعیت درمـان بیمـاران مبـتلا بـه سـل در اسـتان مازندران مطلوبتـر از مطالعـات اشـاره شـده مـیباشـد .

نتیجه درمان مبتلایان به سل ریوی اسمیر مثبت، بر اساسآزمایشات مستقیم اسـمیر خلـط کـه در آزمایـشگاه هـایشبکه های بهداشت و درمـان انجـام  مـیگیـرد، گـزارشمـی شـود کـه اگـر ابـزار کـار مناسـب نباشـد و پرسـنل انجام دهنده آزمایش، مهارت لازم برای انجام این کار رانداشته باش ند و یـا زمـان کـافی را بـرای بررسـی لام زیـرمیکروسکوپ اختـصاص ندهنـد، امکـان گـزارش منفـیکاذب برای نتایج اسمیر خلط، بسیار بالا است و احتمـالافــزایش مــوارد عــود در ســال هــای آتــی دور از انتظــارنخواهد بود . این نکته از ایـن جهـت مطـرح گردیـد کـهبیشتر بیماران مبتلا بـه سـل ریـوی اسـمیر مثبـت بررسـیشده، توسط  آزمایشگاههای خارج از سیستم شـبکه هـا وبیمارستان ها شناسایی شدند. بر این اسـاس  مـیتـوان ایـنمحدویت را بیان نمود، همچنـان کـه ایـن        آزمایـشگاههـااحتمالاً در گزارش اسمیر خلط بیماریابی با ضـعف هـاییمواجه هستند، همـین شـرایط نیـز بـرای آزمـایش اسـمیرخلطی که جهت ارزیـابی نتـایج درمـان انجـام                مـیشـود،مطرح است.

در این مطالعه نتایج درمان در        زنها نسبت به مردهـا مطلوب تر بوده است و شانس موفقیت درمان در زن ها50 درصد بیشتر از مردها              میباشد. در بررسی اپیدمیولوژیکپیامد درمان در بیماران مسلول در حـوزه تحـت پوشـشدانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، ارتباط متغیـر جـنسبا پیامد بیماری از نظر آماری معنـی دار نبـوده اسـت(27).

در تعیی ن عوامل مـرتبط بـا نتیجـه سـل در منطقـه جنـوباتیــوپی یکــی از عوامــل مــرتبط بــا نتیجــه نــامطلوب دردرمان، جنس (مرد) تعیـین شـد(28). در مطالعـه ریـسکفاکتورهای نتایج درمان ضعیف بیماران مبتلا بـه سـل درفنلاند، جنس (بالا بودن مرگ در مردها) به عنـوان یکـیاز ریسک فاکتورهای نتایج درمان نامطلوب مبتلایـان بـهسل گزارش شده است(29). نتـایج بیـشتر مطالعـات ذکـرشــده، بــا ایــن پــژوهش همخــوان بــود و نــشان داد کــه وضعیت درمـان در مردهـا مناسـب نبـوده اسـت. درمـانمردان مبتلا به بیماری سل به دلایلی همچـون اشـتغال بـهکار در محیط بیرون خانه، کار در شـیفت هـای مختلـف، توجـه و حـساسیت کمتـر بـه سـلامتی، مـصرف مـواردمخدر، تمکین ضعیف  بهمـصرف طـولانی مـدت دارو و

 

احساس بهبودی سریع تر نسبت به زن  ها ضعیف تر می باشد.

در این پژوهش، نتـایج درمـان در بیمـاران مقـیم درمناطق روستایی نسبت به مبتلایان ساکن در ناحیه شـهریمطلوب تر بوده است ولی تفاوت مشاهده شـده         معنـیدار نبود. شانس موفقیت درمان در بیماران سـاکن در منـاطقروسـتایی50 درصـد بیـشتر از بیمـاران سـاکن در منـاطق شهری است . در تعیـین عوامـل مـرتبط بـا نتیجـه سـل درمنطقه جنـوب اتیـوپی، یکـی از عوامـل مـرتبط بـا نتیجـهنامطلوب در درمان، میزان توجـه مرکـز بهداشـتی ناحیـهتحت پوشش بیمار تعیین شده است(28). نتیجه مطلوب تر درمان بیماران مبتلا به سل ساکن در منـاطق روسـتایی رامی توان بـه ایـن موضـوع نـسبت داد کـه در ایـن منـاطقباتوجه به حضور پرسنل بهداشتی (پزشک، ماما، کاردانو بهورز ) و استقرار مراکز بهداشتی و درمانی و  خانههای بهداشت و انجام فعالیت ها به صورت فعال، کنترل بهتـریبر درمان صورت می گیرد.

بر اساس            دادههای پژوهش، نتایج درمان افراد تحتبررسی در بیماران ایرانی         مطلوبتر از بیماران غیرایرانـیبــوده اســت و نتــایج آزمــون کــای دو و رگرســیونیتفــاوت هــای مــشاهده شــده را معنــ یدار نــشان داده است(001/0p=). در بررسی نقش ملیت بر پیامـد درمـانبیماران سل ریوی خلط مثبت در شهرستان مشهد، میـزانبهبودی کلی و موفقیت درمان        ایرانیها بـه ترتیـب 2/70 درصد و 8/72 درصد  و  در مهاجرین 68 درصـد و  7/69 درصد اعلام شده اسـت و هـر  دو شـاخص در مهـاجریننامناسب بـوده(30) کـه بـا نتـایج ایـن پـژوهش همخـوانمــی باشــد. عــواملی ماننــد فقــر اقتــصادی و فرهنگــی ومحـدودیت دسترسـی بـه امکانـات بهداشـتی بـه عنـوانعوامل زمینه ساز عدم موفقیت درمان در بیماران با ملیـتغیر ایرانی در مقایسه با بیماران ایرانـی  مـیباشـد . جهـتدرمان م ؤثر بیماران اتباع خارجی، لـزوم مـشاوره دقیـق واخذ اطلاعات کامل از وضعیت سکونت  آنها در داخـلکشور و موطن اصلی، جلـب اعتمـاد و نظـارت  دقیـقتـرضروری می باشد.

شانس عدم موفقیت درمان در بیمـارانی کـه درمـانآن ها تحت نظـارت مـستقیم پرسـنل بهداشـتی- درمـانیانجام نمی گیرد، 5/2 برابر افرادی است کـه داروهـا را بـا نظارت مستقیم دریافت مـی نماینـد (02/0(p=. در مطالعـهکارآیی استراتژیDOTS  در میزان بهبودی و یا شکستدرمان بیماران مبتلا به سل ریوی، میزان شکـست درمـاندر گروه تحت درمان نظـارت مـستقیم 7/1 درصـد و درگروه کنترل  3/7 درصد بود و تفاوت مـشاهده شـده هـماز نظر آماری معنی دار بود (31) که با     یافتـههـای پـژوهشحاضر هم جهت  میباشد.

در ایـن پـژوهش، شـانس عـدم موفقیـت درمـان در بیماران درمان مجدد 2/1 برابر بیمـاران جدیـد مـی باشـد  (7/0 p=). در پژوهشی درمان مجدداز عوامـل مـرتبط بـانتیجه نامطلوب در درمان گزارش شـد(28). نکتـه ای کـهبایستی به آن توجه ویژه شود، مـدیریت مـؤثر بـر درمـاناین گروه از بیماران مـی باشـد چـون احتمـال بـروز سـلمقاوم به درمان در آن ها بسیار بالاست.

یافتــه هــای مطالعــه نــشان داد موفقیــت درمــان دربیمـارانی کـه اسـمیر خلطـشان در پایـان مـاه دوم درمـان مثبت باقی بماند، ضعیف است. در تعیین عوامل مرتبط با نتیجه درمان مبتلایان بـه سـل در منطقـه جنـوب اتیـوپی،مثبت بودن اسمیر خلط در پایان ماه دوم درمان از عواملمــرتبط بــا نتیجــه نــامطلوب در درمــان گــزارش شــدهاست(32) که با مطالعه حاضر همخـوان  مـیباشـد . درجـهمثبت بودن اسمیر خلط، موضـوعاتی همچـون تـشخیص

بهنگام یا تأخیر در  تشخ یص، ایجـاد کاویتـه بـر ریـه هـا و قدرت  آلودهکنندگی بیمار را مطرح مـی نمایـد کـه ایـنمــسئله در ارزیــابی عملکــرد برنامــه و هــم در ارزیــابیوضعیت درمان باید مورد توجه قرار گیرد.

نتایج پیامد درمـان از نظـر عـدم موفقیـت در گـروه  سنی بالای 64 سال کمتر از گروه سنی 64 سـال و کمتـراز 64 سال می باشد. در مطالعه ای نشان داده شد که میزانمرگ در مبتلایان به سل با افـزایش سـن ارتبـاط مـستقیمدارد و بالاترین میزان مرگ در گروه سنی بالای 65 سال مــی باشــد(26). گــروه ســنی بــالا بــه دلایلــی همچــون  نقص ایمنی، فراوانی بیماری های دیابـت، کلیـوی و… در مقایــسه بــا گــروه ســنی پـ             ـایینتــر در پاســخ بــه درمــان

ناسازگارترند(33). سازگاری ضعیف بعضی از گروه های سنی می توانـد ناشـی از ضـعف ایمنـی، تـداخل دارویـی(مصرف داروهای ضدبارداری) عدم تحمل دارو و ابـتلاهمزمان به بعضی بیماری های دیگر مرتبط دانست  با توجه به آنالیز رگرسـیون لوجـستیک چنـدمتغیره،در این مطالعه متغیرهای سن و جنسیت در بروز بیماری ومتغیرهای استراتژی نظارت مـستقیم پرسـنل بهداشـتی بـردرمــان (DOTS)، نتــایج اســمیرخلط در پایــان مــاه دومدرمان و ملیـت، در نتیجـه درمـان بیمـاران مبـتلا بـه سـلتعیین کننده هـستند. در مجمـوع الگـوی اپیـدمیولوژیکیمـشاهده شـده در جمعیـت مـورد مطالعـه مـشابه الگـوی اپیــدمیولوژیکی بیمــاری در دیگــر نقــاط ایــران و ســایرکشورها بوده است.

هدف اصلی برنامه کنتـرل سـل در راسـتای اهـدافتوسعه هزاره، کاهش چشمگیر بار بیماری سـل  از طریـق  کاهش هر  چه سریع تر میزان هـای  شـیوع  و مـرگ  و میـر  ناشی ازآن و سپس کاهش میزان بروز  بیماری در جامعـه  اسـت، ولـی وضـعیت پـیش رو همچـون افـزایش شـیوع HIV/AIDS، عوارض داروهای ضد سل، اعتیاد و گسترش سـل (MDR: Multi drug resitant) در منطقـه، تهدیـدیجدی برای برنامه  کنتـرل سـل مـی باشـد کـه در صـورتبی توجهی به این شرایط و عدم اتخاذ تدابیر مناسب، دور نمای نامساعدی برای برنامه مبارزه با سل متصور خواهد بود.  سهم نظام شبکه علی رغـم دسترسـی مناسـب مـردم،در بیماریابی بسیار ناچیز است کـه لازم اسـت تمهیـداتیاندیشیده شود تا وضـعیت موجـود ارتقـاء یابـد. در تهیـهنمونه خلط علاوه بر کمیت بـه کیفیـت نمونـه هـای تهیـهشده توجه ویژه ای شود و از افراد مـشکوک بـه ویـژه درمعرض خطر، تعداد نمونـه لازم بـا کیفیـت مناسـب تهیـهگـردد. بـا توجـه بـه ماهیـت بیمـاری سـل کـه یکـی از بیمـاری هـای واگیـردار مـی باشـد، لازم اسـت در زمینـه راه های انتقال بیماری سل، پیشگیری، بیماریابی، درمان و سایر موارد به مردم و به خصوص افرادی که در معـرض  خطــر بیــشتری مــی باشــند (خــانواده بیمــاران، پرســنل   بهداشـت    ی و درمـانی، سـالخوردگان، مبتلای ان بـه دیابـت   و سایر گروه هـا ی در معـرض  خطـر ) آمـوزش هـا ی لازم داده شود.

همچنین با تجدید نظر اساسی در ساختار نیروی انسانی در سطح  شبکههای بهداشت و درمان شهرستان، حمایتو تقویت اسـتراتژیDOTS ، توجـه بـه مـسائل انگیزشـیپرسنل مرتبط با برنامه و ارتباط مـؤثر بـا پزشـکان بخـشخصوصی برای تمکین دادن به پروتکـل ملـی مبـارزه بـاسل در کشور که نیازمند تلاشی همه جانبـه و حـساسیتتمامی دست اندرکاران  میباشـد، گـامی مـؤثر در مـسیرکنتـرل ایـن بیمـاری و نهایتـاً حـذف آن تـا سـال 2050 میلادی برداریم.

 

سپاسگزاری

از زحمات پزشکان هماهنگ کننده سل  شـبکههـایبهداشت و درمان شهرستان های تحـت پوشـش دانـشگاهعلــوم پزشــکی مازنــدران بــه خــاطر همکــاری لازم درجمع آوری  دادهها نهایت قدردانی و تشکر به عمل  میآید.

 

 

 

Publication; 2010. p 6-44 (Persian).

.2 World Health Organization. The Stop TB Strategy: Building on and Enhancing DOTS to

References

.1 Nasehi M, Mirhaghghani L. Guidelines for combat with TB, Disease Management

Center of Health Ministry. Tehran: Arjemand  WHO regions in 2004-2006, 19th International Congress of Tuberculosis, 2008, December, 4-5, Zanjan (Persian).

.21 Nosratollahi M, Khalileyan A. The Survey of treatment outcome in TB Patients: the role of drug resistance and compliance with treatment regime in mazandaran province. J Uremia Univ Med Sci 2003; 14(4): 9-15 (Persian).

.31 Azizi      F,    Hatami    H,    Janghorbani      M.

Epidemiology and control of common diseases in Iran. Tehran: Eshtiagh Publications; 2000. p 602-616 (Persian).

.41 Hatami H. Comprehensive Book of Public Health. 2nd ed. Tehran: Arjemand Publications; 2007. p 1123-1135 (Persian).

.51 WHO, IUATLD, and KNCV: Revised international definitions in tuberculosis control.

Int J Tuberc Lung Dis 2001; 5(3): 213-215.

.61 Euro TB: Classification of treatment outcomes. WHO Euro/Euro TB joint data collectionCISID, 2001.

.71 Ghaderi E, Eftekhar H, Rahimi A, Esmaiili N. Epidemiologic study of 387 pulmonary tuberculosis patients in Kordestan province (Iran) between 2000-2001. The 14th Iranian congress of infectious diseases and tropical medicine, 2005 (Persian).

.81 Magdi M, Jafari J, Kaveh H. Epidemiologic study of tuberculosis in Mashhad University of Medical Science (Iran) between 20052006. The 15th Iranian congress of infectious diseases and tropical medicine, 2006 (Persian).

.91 Rajabi R, Abazari F. Epidemiologic assessment of tuberculosis situation in Bam city during 1997 to 2002. Iran J Infect Disease & Tropical Medicine 2003; 22(8): 46-41 (Persian).

.02 Mohammadpour A, Matlabi M, Fani MJ, Shams H. Epidemiology of Tuberculosis disease during 1372-80 in Gonabad city.

Ofogh-e-Danesh 2002; 1(8): 51-45 (Persian).

Meet the TB-related Millennium Development

Goals, Geneva: WHO; 2006. Available from:

 

WWW.WHO.INT/STB//HTM.

.3 World Health Organization, Global tuberculosis control, WHO Report; 2007, Available from:

WWW.WHO.INT.

.4 Raviglione MC, Uplekar MW. WHO’s new Stop TB Strategy. Lancet 2006: 367(9514):

.5 Mitnick CD, Appleton SC, Shin SS. Epidemiology and treatment of multidrug resistant tuberculosis. Semin Respir Crit Care Med 2008; 29(5): 499-524.

.6 World Health Organization, Global tuberculosis control. Epidemiology, strategy, financing, WHO report 2009. Availableat: http://www.Who.int/tb/publications/global_r eport/2009

.7 Global and regional incidence, Tuberculosis Fact sheet N 104, WHO, March 2006, Retrieved on 6 October 2006. http://www. who.int/mediacentre/factsheets/fs104/en/inde x.html

.8 Health Protection Agency. Epidemiology- Tuberculosis. URL: http://www.hpa.org.uk/in fections/topics_az/tb/epidemiology/table8 .htm.

.9 Dye C, Scheele S, Dolin P, Pathania V, Raviglione MC. Global burden of tuberculosis: estimated incidence, prevalence, and mortality by country: WHO Global Surveillance and Monitoring Project. JAMA 1999; 282: 677686.

.01 Sofian M, Zarinfar N, Mirzaee M, Moosavineja SA. Epidemiology of tuberculosis in Arak, Iran. J Semnan Univ Med Sci 2007; 10(4):

261-266 (Persian).

.11 Moosazadeh M, Parsaee M, BahramiS, et al. Comparative study of the treatment success rate of smear positive pulmonary tuberculosis cases in the Mazandaran province and the six Beheshti Medical science university, 19th International Congress of Tuberculosis, 2008, December, 4-5, Zanjan (Persian).

.82 Munoz-Sellart M, Cuevas LE, Tumato M, Merid Y, Yassin MA. Factors associated with poor tuberculosis treatment outcome in the Southern Region of Ethiopia. Int J Tuberc Lung Dis 2010; 14(8): 973-979.

.92 Tuula Vasankari PH. Risk factors for poor tuberculosis treatment outcome in Finland: a cohort study. BMC Public Health 2007; 7: 291

.03 Yaghoobeyan H, Saeeidy S, Hekmat F. The role of national on treatment outcome of smear-positive pulmonary tuberculosis patients in Mashhad district, 19th International Congress of Tuberculosis, 2008, December, 4-5, Zanjan (Persian).

.13 Abassi A, Aarabi M. The efficacy of DOTS strategy in treatment or failure of treatment in respiratory Tuberculosis J Gorgan Univ Med Sci 2004; 6(1): 78-82 (Persian).

.23 Chulalongkorn University. factors associated with unsuccessful tb treatment  outcome  on hiv-infected tb patients in an giang province, Vietnam, 2001-2004, A Thesis Submitted in partial Fulfillment of the Degree of Master of public Health Program in Health systems Development College of Public Health, Academic year 2006, ISBN974-9600-02-9.

.33 Dooley KE, Tang T, Golub JE, Dorman SE, Cronin W. Impact of Diabetes Mellitus on Treatment Outcomes of Patients with Active Tuberculosis. Am J Trop Med Hyg 2009; 80(4): 634-639.

.12 KhalifeSoltani S, Afzali H, Arbabi M. Epidemiology of tuberculosis among patients referred to the center against tuberculosis in Kashan, 1993-95. Feyz 1998; 4(1): 88-81 (Persian).

.22 Setoudeh      ME,     Fararooei     M,      Sadeghi

Hasanabadi A, Yaghoot M. Tuberculosis in Fars province. J Shahid Sadoughi Univ Med Sci 1999; 1(7): 16-24 (Persian).

.32 Corona E, DeRiemer K, Ferreyra-Reyes L, Bobadilla-del-Valle M, Cano-Arellano B, et al. Gender differentials of Pulmonary tuberculosis transmission and reactivationin endemic area. BMJ Publishing Group Ltd and British

Thoracic Society Thorax 2006; 61(4): 348353.

.42 Moeini L. Epidemiological study of clinical symptoms and paraclinical signs of

Tuberculosis patients hospitalized in Vail-Asr Hospital (May 1997-98). Rahavard Danesh J 2002; 18(5): 37-41 (Persian).

.52 Yousefi R, Bashiriyan S, Mohamadtaheri R. A study on radiologic findings, clinical signs and PPD tests in sputum positive patients in Hamadan during 1995-9. Scientific J Kurdistan Univ Med Sci 2000; 15(4): 24-28 (Persian).

.62 Manissero D, Hollo V, Huitric E, Kodmon C, Amato-Gauci A. Analysis of tuberculosis treatment outcomes in the European Union and European Economic Area: efforts needed towards optimal case management and control. Euro Surveill 2010; 15(11): 1-9.

.72 Keirkhah T, Alizadeh A. Epidemiological Treatment outcome in TB Patient in Shahid

 

 

 

 

 

[1] . Disability Adjusted Life Years (DALY)

[2] . Directly Observed Treatment, Short-Course