b (1065)

s
پايان‌نامه کارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: کلام شيعه
عنوان
نقد و بررسي تفسير آيات فضيلت اميرالمؤمنين? و اهل بيت? در تفسير کشف الأسرار
استاد راهنما
آيت الله دکتر محسن حيدري
استاد مشاور
حجت الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زاده
نگارنده
سيد محمد مهدوي
مرداد 1393
کليه‌ي حقوق اين پايان‌نامه، اعم از چاپ، تکثير، نسخه‌برداري، ترجمه، اقتباس و… براي دانشگاه اميرالمؤمنين? اهواز محفوظ است. نقل مطالب با ذکر مأخذ، بلامانع است.
تشکر
عن علي بن أحمد بن محمد بن عمران الدقاق، ومحمد بن أحمد والحسين بن إبراهيم بن أحمد المکتب جميعا عن محمد بن أبي عبد الله الکوفي، عن سهل بن زياد، عن عبد العظيم الحسني، عن إبراهيم بن أبي محمودقال: سمعت الرضا? يقول: “من لم يشکر المنعم من المخلوقين لم يشکر الله عزوجل”. 1
لذا از اساتيد عزيز وگرامي بنده حضرت آيه الله دکترمحسن حيدري (دام ظله)ونيز از حضرت آيه الله سيد ابوالحسن حسن زاده (دام ظله)که در اين پايانامه کمک و مرا راهنمايي کردن تشکر مي‌کنم وتوفيقات روزافزون را از خداوند منان براي آنان خواستارم و نيز از استاد اساتيد واستاد بنده و زعيم حوزه هاي خوزستان حضرت آيه الله موسوي جزايري (دام ظله العالي) که واقعا زحمات زيادي را در تعالي حوزه ها متحمل شدند تشکر مي‌کنم واز خداوند منان براي ايشان طول عمر با برکت خواستارم وسايه شان بر سر ما مستدام بماند.
باسمه تعالي
چکيده پايان نامه کارشناسي ارشد
دانشگاه اميرالمؤمنين?عنوان پايان‌نامه:
نقد و بررسي تفسير آيات فضيلت اميرالمومنين? و اهل بيت? در تفسير کشف الاسرارنام نويسنده:
سيد محمد مهدوياستاد راهنما:
آيت‌الله دکتر محسن حيدرياستاد مشاور:
حجت‌الاسلام و المسلمين سيد ابوالحسن حسن‌زادهدانشکده:
حکمت و کلامگروه:
کلامرشته تحصيلي:
کلام شيعهتاريخ تصويب:
تاريخ دفاع:
تعداد صفحات:
132چکيده پايان‌نامه:
موضوع اين پايانامه را انتخاب کردم به اين خاطر بود که در سال اول طلبگي مختصر مطالعاتي از تفسير کشف الاسرار و عدة الابرار ميبدي داشتم ونيز مي‌خواستم بدانم که علماي اهل سنت در مورد اين همه فضايل اميرالمؤمنين? واهل بيت? در قرآن وسنت چه مي‌گويند. بنابراين اين پايانامه را در سه بخش اصلي وهر بخشي را با فصلهايي آورديم که در ذيل براي عزيزان مطرح مي‌نمايم: بخش اول کليات که مقدمه و چهار فصل دارد. فصل اول درآمدي بر تفسيرکشف الاسرار و عدة الابرار، که در اين فصل به چگونگي تدوين جايگاه نقل واسرائيليات ومباحث کلامي وفقهي وجلوه هاي تشيع وعرفان در کشف الاسرار وشيوه نگارش و نثر فارسي کشف الاسرار و تاريخ تأليف تفسير ميبدي ومصادر آن ومؤلف کشف الاسرار بحث شده است. فصل دوم در اين قسمت زندگاني ومؤلفات ديگر ابوالفضل رشيدالدين ميبدي مطرح شده است. فصل سوم مفهوم شناسي تفسير است. فصل چهارم که به ديدگاه ها و روشهاي تفسير پرداخته است. بخش دوم: فضايل اميرالمؤمنين واهل بيت? درآيات که متشکل از دو فصل مي‌باشد: فصل اول فضايل اميرالمؤمنين? در آيات ولايت از جمله آيه ابلاغ، اولي الامر، إکمال و إنذار و آيات غير ولايت که در آيات هادي أمت، نجوا و ليلة المبيت بحث شده است. فصل دوم فضايل اهل بيت? در آيات که در آن آيه تطهير، إطعام، مباهله، مودت ولؤلؤ و مرجان مطرح شده است. بخش سوم: فضايل اميرالمؤمنين واهل بيت? در أحاديث که از دو فصل تهيه شده است. فصل اول فضايل اميرالمؤمنين? در أحاديث که ازحديث رد الشمس، محبت به علي، علم علي و حديث لا فتي الّا علي وعلي مرتضي? همسر فاطمه زهرا? وحديث تير در پاي علي وزهد علي متشکل شده است. فصل دوم فضايل اهل بيت? در أحاديث که از سلام ملک الموت به اهل بيت? وعمل کردن اهل بيت به آيه “مَنْ ذَا الَّذِي يقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً” واهل بيت اقرباي پيامبرند تهيه شده است. واژگان کليدي: تفسير، آيات، فضيلت، اميرالمؤمنين?، اهل بيت?، کشف الأسرار
فهرست مطالب
مقدمه1
فصل اول: کليات4
مقدمه5
1. تعريف مساله5
2- پيشينه تحقيق6
3- ضرورت تحقيق7
4- هدف تحقيق7
5- سئوالات تحقيق7
1-5- سئوال اصلي7
2-5- سئوالات فرعي7
6- فرضيه‌ها8
7- روش تحقيق8
گفتار اول: شناختي بر تفسيرکشف الاسرار و عده الابرار9
1-چگونگي تدوين10
2-نگاهي به ابعاد گوناگون کشف الاسرار10
3-جايگاه نقل درکشف الاسرار11
4-اسرائيليات در کشف الاسرار12
5-مباحث کلامي درکشف الاسرار12
6-مباحث فقهي درکشف الاسرار13
7- فضايل علي? درکشف الاسرار13
8-عرفان در کشف الاسرار15
9-شيوه نگارش و نثر فارسي کشف الاسرار15
10-تاريخ تأليف تفسير ميبدي ومصادر آن16
11-مؤلف کشف الاسرار17
گفتار دوم: شناختي بر ابوالفضل رشيدالدين ميبدي18
1- زندگاني ابوالفضل رشيدالدين ميبدي18
2-مؤلفات ديگر ابوالفضل رشيدالدين ميبدي18
گفتار سوم: مفهوم شناسي تفسير20
1-معناي لغوي تفسير20
2-معناي اصطلاحي تفسير21
گفتار چهارم: جايگاه روايات در تفسير22
ديدگاه ها22
1-تفسير قرآن باروايت22
2-تفسير قرآن با قرآن24
3-تفسير قرآن با قرآن و روايات25
فصل دوم: فضايل اميرالمؤمنين? واهل بيت? درآيات34
گفتار اول: فضايل اميرالمؤمنين? در آيات35
1-آيات ولايت35
1-1-آيه ابلاغ35
1-1-1-تفسير آيه ابلاغ در کتاب کشف الاسرار ونقد آن35
2-1-1-ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين? در تفاسير شيعه41
3-1-1- روايات ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين? در تفاسير اهل سنت42
2-1-آيه اولي الامر43
1-2-1-تفسير آيه اولي الامر در تفسير کشف الأسرار و عدة الأبرار:43
2-2-1-عصمت اولي الامر در تفاسير شيعه و اهل سنت:46
3-2-1-رواياتي در مورد اولي الامر48
3-1-آيه إکمال49
1-3-1-تفسير آيه درکشف الأسرار و عدة الأبرار49
2-3-1-استدلال بر تفسير صحيح:50
3-3-1-نقد نظر مشهور اهل سنت با استفاده از همين نکته کليدي:51
4-3-1-روايات اهل سنت53
4-1- آيه إنذار54
1-4-1-تفسير آيه در کشف الاسرار54
2-4-1-روايات در تفسير وشأن نزول اين آيه از کتب اهل سنت56
3-4-1-نکته هائي در اين روايات58
2- آيات غير ولايت59
1-2-هادي أمت59
1-1-2- در تفسير کشف الاسرار59
2-1-2-رواياتي از شيعه واهل سنت60
2-2- آيه نجوا61
1-2-2-تفسير آيه در کشف الاسرار61
2-2-2-شأن نزول آيه در تفاسير62
3-2-2-تنها عمل‏ کننده به آيه نجوا63
4-2-2- شبهه انکار فضيلت عمل به آيه نجوا64
3-2- ليلة المبيت65
1-3-2- در تفسير کشف الاسرار66
2-3-2- در تفاسير شيعه و اهل سنت66
گفتار دوم: فضايل اهل بيت? در آيات68
1-آيه تطهير68
1-1-تفسير آيه در کشف الأسرار68
2-1-مراد از اهل بيت? در تفاسير شيعه واهل سنت69
3-1-آيه تطهير وعصمت71
2-آيه إطعام72
1-2- تفسير آيه در کشف الأسرار72
2-2-مفاد آيه: “وَ يطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي‏ حُبِّهِ”73
3-2-شأن نزول سوره “هل أتي”74
4-2-سوره “هل أتي” در اشعار شاعران75
3-آيه مباهله76
1-3- تفسير آيه در کشف الأسرار76
2-3-معني مباهله در لغت77
3-3-حضور اهل بيت? درمباهله در تفاسير اهل سنت78
4-3-يکي از فضائل بزرگ اهل بيت?78
4-آيه مودت79
1-4-تفسير آيه در کشف الأسرار79
2-4-شأن نزول آيه مودّت81
3-4-توضيح واژگان81
1-3-4- مودّت82
2-3-4-قربي82
4-4-مصداق “قربي”82
1-4-4- روايات شيعه درباره آيه مودّت83
2-4-4- روايات اهل سنت در تفسير آيه مودّت84
5-آيه لؤلؤ و مرجان84
1-5-تفسير آيه در کشف الاسرار84
2-5-تفسير آيه در تفاسير اهل سنت84
فصل سوم: فضايل اميرالمؤمنين? واهل بيت? در أحاديث کشف الأسرار87
گفتار اول: فضايل اميرالمؤمنين? در أحاديث کشف الأسرار88
1-حديث رد الشمس88
1-1-حديث رد الشمس در کشف الاسرار88
2-1- برگشت خورشيد پس از وفات پيامبر?89
3-1-ردالشمس در روايات90
4-1-حديث ردالشمس در منظر اهل سنت90
5-1-اشکالات و ابهامات91
2-محبت اميرالمؤمنين?92
1-2-محبت اميرالمؤمنين? در تفسير کشف الاسرار92
2-2-محبت اميرالمؤمنين? در کتب اهل سنت93
3-علم اميرالمؤمنين?94
4-لا فتي الّا علي?95
1-4-حديث لافتي در کشف الاسرار95
2-4-جوانمردي اميرالمؤمنين? در جنگ احد96
5-علي مرتضي? همسر فاطمه زهرا?97
1-5-ازدواج اميرالمؤمنين? با فاطمه زهرا? در آسمان97
2-5- فضيلت بودن همسري فاطمه زهرا?99
6-تير در پاي اميرالمؤمنين?99
1-6- در کشف الاسرار99
2-6-بررسي صحت اين روايت100
7-زهد اميرالمؤمنين?102
1-7-‏در تفسير کشف الاسرار102
2-7-نمونه هايي از زهد اميرالمؤمنين?103
گفتار دوم: فضايل اهل بيت? در أحاديث کشف الأسرار105
1-سلام ملک الموت به اهل بيت?105
2-عمل کردن اهل بيت? به آيه “مَنْ ذَا الَّذِي يقْرِضُ الله قَرْضاً حَسَناً”106
1-2- عمل به آيه در تفسير ميبدي106
2-2- پاسخ به دو شبهه107
3-اهل بيت? ذوي القرباي پيامبر108
1-3-ذوي القربي در تفسير کشف الأسرار و عدة الأبرار108
2-3-ذوي القربي در بقيه تفاسير108
نتيجه‌گيري110
فهرست منابع و مؤاخذ113
مقدمه
تفسير قرآن کريم در گرو معرفت آن است و چون شناخت آن درجات گوناگوني دارد بنابراين تفسير آن نيز مراتب مختلفي دارد. بعضي قرآن را در اثر اتحاد با حقيقت آن مي‌شناسند مثل پيامبر اکرم? و اهل بيت عصمت? که به منزله جان رسول خدا? هستند.
بعضي ديگر قرآن را بر اثر مشاهده جمال و جلال آن در خود، مي‌شناسند که تبيين آن کشش خاص، براي کسي که از آن نفحه نصيبي ندارد ميسور نيست.
و گروه سوم قرآن را با بررسي ابعاد گوناگون اعجاز وي مي‌شناسند که اکثر قرآن شناسان و مفسران از اين دسته‌اند.
کامل‌ترين شناخت قرآن همانا معرفت عميقانه طبقه اول است که نه تنها به تمام معارف آن آشنايي کامل دارند بلکه در مرحله عقل، قرآن معقول و در مرتبه مثال، قرآن متمثل و در مرتبه طبيعت، قرآن ناطق مي‌باشد و اين بخاطر آن است که حقيقت ولايت و حقيقت قرآن گرچه مفهوما از يکديگر جدا مي‌باشند ولي از لحاظ مصداق و همچنين حيثيت صدق، مساوي و متحدند.
گروه دوم به واسطه آيات انفسي قرآن به سوي اين هدف والا جذب شده‌اند و با کشش قرآن وارد درياي بيکران او گشته‌اند.
اما دسته سوم با بررسي ابعاد اعجاز آميز قرآن کريم آن را مي‌شناسند و قرآن شناسي آنان از روزنه‌هاي بيروني است و کلام خدا را از پشت پرده‌هاي الفاظ و مفاهيم و مانند آن مي‌بينند و از حجاب مصطلحات نمي‌گذرد.
به همين دليل ده‌ها کتاب در باب تفسير قرآن به شيوه‌هاي مختلف تاريخي، ادبي، روايي، فلسفي و… به رشته تحرير در آمده است و هر مفسري از باب تخصص خود به درياي بي کران قرآن نگاه کرده است. با اين نگاه‌هاي يک جانبه به درياي بيکران قرآن، لاجرم بعضي از پرده‌هاي قرآن کنار خواهد رفت اما ساير چهره‌هاي قرآن و بطون آن بر ما پنهان است. و اين بدان معنا نيست که انسان به دنبال کشف القناء نرود، بلکه يقينا هر قدر ظرف انديشه ما بزرگ‌تر شود مقدار بيش‌تري از اين درياي بيکران را درون خود جاي خواهد داد. از اين رو بر دانشمندان واجب است تا در همه اعصار و زمانها تلاش کنند تا حقايق بيش‌تري از قرآن کريم و ولايت که پيوند عميقي با هم دارند را – چنانکه پيامبر اکرم? فرمودند: “إني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي…” بياموزند و به آنچه تا کنون بوده قناعت نکنند زيرا پيامبر اکرم? فرموده شگفتيهاي قرآن هرگز تمام نمي‌شود و نوآوريهاي آن به کهنگي نمي‌گرايد.
آري، پيوند عميقي بين قرآن و ولايت و امامت وجود دارد به نحوي که شيعه آن را از اصول اعتقادات، و يک منصب الهي و دنباله رو نبوت پيامبران? مي‌داند. شيعه آن قدر براي امامت ارزش قائل است که امام رضا? مي‌فرمايد: “کلمه لا إله إلا الله حصني فمن دخل حصني أمن من عذابي بشرطها و شروطها و أنا من شروطها” در واقع امام شرط توحيد را امامت و ولايت مي‌داند.
اما عالمان اهل سنت امامت را به عنوان يک فرع فقهي مي‌دانند و نگاه سطحي به مسأله امامت دارند. از جمله اين عالمان، ابوالفضل رشيد الدين ميبدي صاحب تفسير کشف الأسرار است. ايشان به خاطر تخصصش در تاريخ، فقه، حديث و تفسير از جايگاه قابل ملاحظه‌اي در ميان عالمان اهل سنت دارد. لذا بررسي ديدگاه تفسيري وکلامي او در آيات امامت و ولايت از اهميت ويژه‌اي برخوردار است و پاسخ به آن‌ها زمينه ساز پاسخ به شبهات وهابيت براي محققان خواهد بود.
به همين خاطر به تفسير وي که يکي از مهم‌ترين تفاسير اهل سنت مي‌باشد مراجعه کرده و آن را محور بحث خود قرار مي‌دهيم و قصد داريم با بررسي و تبيين و تحليل آيات ولايت و امامت که از مباحث مهم و ضروري مذهب تشيع است ، در اين تفسير به نقد عالمانه نظرات ابوالفضل رشيد الدين ميبدي حول مبحث امامت و ولايت اهل بيت? بپردازيم تا حقايق تاريخي را مطابق با اصول تفسير صحيح درباره آيات منتخب استخراج نماييم.

فصل اول: کليات
مقدمه
بحث ولايت از مهمترين ابحاث شيعه است که اين روزها هجمه هاي همه جانبه از سوي دشمنان بالاخص فرقه ضاله‌ي تازه تأسيس شده‌ي وهابيت شده است. خصوصا با اين همه امکاناتي که دارند دشمنيهاي خود را بيش از پيش کردند و شبهات زيادي را بر عليه شيعيان مطرح مي‌کنند که مهمترين شبهه‌ي آنها اين شبهه است که شيعه اصل و اساس ندارد و زاييده‌ي تفکرات پادشاهان صفوي است در حالي که کتب اهل سنت بالاخص کتب تفسيري آنها پر از حقانيت شيعه مي‌باشد.
و در اين مختصر سعي کرديم که از کتب قديمي و تفسيري آنها مستنداتي بر حقانيت شيعه ارائه دهيم.
1. تعريف مساله
کشف الاسرار و عدة الابرار کتابي در تفسير قرآن و عظيم ترين و قديمي ترين تفسير عرفاني فارسي، نوشته ابوالفضل رشيد الدين ميبدي در دهه ??? قمري است. اين کتاب بر اساس تفسير الهروي خواجه عبدالله انصاري (که هم اکنون در دست نيست) و در ده جلد نوشته شده‌است رشيدالدين ميبدي در اين کتاب ابتدا بخشي از آيات را بدون توضيح به فارسي ترجمه کرده، سپس عقايد مفسرين و تحقيقات اهل فن را درباره تفسير همان قسمت شرح مي‌دهد و در بخش سوم به بيان نکات عرفاني خصوصا به نقل از خود خواجه عبدالله انصاري مي‌پردازد.
و از آنجا که مفسران و انديشمندان شيعه و نيز برخي از مفسران و علماي اهل سنت به شرح آيات فضيلت امام علي? پرداخته و دلالت آنها را به عظمت و جايگاه رفيع امام علي? مسلم دانسته اند. عظمت امام علي? همواره مورد توجه تعداد زيادي از انديشمندان اهل سنت قرار گرفته به طوري که علماي شيعه معمولاً براي اثبات ولايت امام? از منابع اهل سنت بهره جسته اند، سپس با نقد و بررسي نظرات آنان دلايلي بر ولايت و فضيلت امام علي? اقامه کرده اند. نوشته پيش رو نيز بر همين روال به بيان ديدگاه رشيدالدين ميبدي در اين باره پرداخته و سپس به نقد و بررسي آراي وي مي‌پردازد.
2- پيشينه تحقيق
ازجمله فعاليت‌هاي مستقل که در اين زمينه صورت گرفته:
1) کتاب فضايل اهل بيت از منابع اهل سنت نوشته‌ي محمد رضا امين زاده. است که اين اثر شامل بخشهايي چون لزوم عقلي امام. سيماي اهل بيت در قرآن. سيماي اهل بيت در اسناد اهل سنت. امام علي وحضرت زهرا درمنابع اهل سنت. واعترافهاي سه خليفه در مورد فضايل اميرالمومنين است.
2)کتاب چهل حديث ازفضايل اهل بيت از اسناد اهل سنت نوشته‌ي آيت الله مرتضي احمديان که از کتاب فرائد السمطين جمع آوري شده که شامل قسمتهايي از جمله برتري حضرت فاطمه بر ديگر زنان. اثبات دلالت ايات تطهير و مباهله بر افضليت ال الله. عظمت محبت ال الله. با شهادت ازددنيا رفتن اهل بيت از فرمايشات رسول اکرم ميباشد.
3) کتاب اهل البيت في تفاسير اهل السنه نوشته شيخ نزار الحسن
4) مقاله امام موسي بن جعفر عند اهل السنه از شيخ فارس حسون
5) فضايل پنج تن ال عبا در صحاح سته از ايت الله سيد مرتضي حسيني فيروز ابادي است. اين کتاب که شامل احاديث و روايتهاي مربوط به فضائل و مناقب پنج تن آل عبا? از مهمترين کتابهاي اهل سنّت مي‌باشد. گذشته از رواج آن در همه شهرها خصوصا بلاد اسلامي مدرکي ارزنده براي محققان در اين موضوع است. اين کتاب توسط حجةالاسلام محمدباقر ساعدي به فارسي ترجمه و در چهار جلد به چاپ رسيده است.
کتاب “فضائل الخمسة” از جمله کتب مدرکي در جهان اسلام محسوب مي‌شود و مورد توجه دانشمندان و محققين مي‌باشد. و از تأليفات غير مستقل وضمني در اين زمينه به بسياري از کتب اهل سنت از جمله1) مسند احمد بن حنبل 2)صحيح بخاري 3)المستدرک علي الصحيحين حاکم نيشابوري ميتوان اشاره کرد.
ولي آنچه اين تحقيق را از باقي تحقيقات در اين زمينه ممتاز ميکند پرداختن به فضايل علي? درکتب اهل سنت با روي کرد اثبات ولايت وامامت آنها با استفاده از اين منابع مي‌باشدبه عبارت ديگر اثبات ولايت انها باتوجه به اعترافات واقرارات آنها در اين زمينه وجه امتياز اين تحقيق از باقي مي‌باشد.
3- ضرورت تحقيق
از آن جا که کتاب قطع نظر از جنبه ديني از لحاظ ادبي و همچنين در مباحث عرفاني و تصوّف يکي از نوادر زبان فارسي است که مانند گنجي ثمين هزاران فايده علمي و ادبي و لغوي و تاريخي را به پارسي زبانان تقديم مي‌دارد و صدها لغات و اصطلاحات رائج در قرن پنجم و ششم هجري که دوره اوج ادبيات فارسي بوده‌است، در اين گنجينه وجود دارد و طالبان ادب و لغت و صرف و نحو از آن بهره مند توانند شد لذا پرداختن به فضايل اهل بيت دراين کتب باتوجه به اهميت آن در ميان اهل فن از اهميت ويژه اي برخورد دار است.
4- هدف تحقيق
هدف اصلي اين تحقيق روشنگري فضايل اهل بيت و اثبات حق ولايت وزعامت وخلافت بلا فصل ايشان بعد از رسول اکرم است. آنهم از زبان کساني که اصراربر به افضليت ايشان ندارند بنابراين آنچه مورد نظر است ازاين تحقيق اثبات ولايت حقه اهل بيت? از راه بيان افضليت آنها در کتاب هاي روايي مهم ومورد اطمينان مخالفينشان مي‌باشد.
5- سئوالات تحقيق
1-5- سئوال اصلي
چه آياتي از قرآن در مورد فضايل اميرالمؤمنين? و اهل بيت? در تفسير کشف الاسرار ذکر شده است؟
2-5- سئوالات فرعي
1- تفسير کشف الاسرار چگونه تفسيري است؟
2- فضائل اميرالمؤمنين? واهل بيت در آيات ولايت و غير ولايت در تفسير کشف الاسرار کدام است؟
3- فضائل اميرالمؤمنين? و اهل بيت? در احاديث تفسير کشف الاسرار کدام است؟
6- فرضيه‌ها
1- بيان فضايل اميرالمؤمنين? و اهل بيت? در آيات زيادي من جمله آيه مباهله، ولايت، اکمال،
2 – بيان فضايل اميرالمؤمنين? در احاديث مهمي همچون حديث رد الشمس وحديث لافتي
3- اعتراف به برتري علي‏بن ابي‏طالب? بر اصحاب
7- روش تحقيق
نوشته پيش رو نيز به روش کتابخانه اي به بيان ديدگاه رشيدالدين ميبدي در اين باره پرداخته و سپس به نقد و بررسي آراي وي مي‌پردازد.
گفتار اول: شناختي بر تفسيرکشف الاسرار و عده الابرار
يکي از تفاسيري که در قرن ششم به زبان پارسي که با نثري دلپذير بااشعار عربي و فارسي نگاشته شده تفسير کشف الاسراراست. ميبدي در مقدمه ي تفسيرش مي گويد، که تفسير را براساس تفسير فشرده و مختصر خواجه عبدالله انصاري نگاشته است:
کتاب فريد عصر و يگانه روزگار شيخ الاسلام ابواسماعيل عبدالله ابن محمدابن علي انصاري را در تفسير قرآن و کشف معاني آن خواندم که در لفظ و معاني و پژوهش و زيبائي بحداعجاز رسيده بود ولي چون نهايت فشردگي واختصار بود مقصور آموزندگان و رهروان از آن برآورده نمي‌شد ازاين روي به شرح و تفصيل آن پرداختم.2
برخي تفسيرالهروي را به خواجه عبدالله انصاري نسبت داده اند و درضمن تشريح زندگاني وي آورده اند که:
شيخ الاسلام3 چون ازاولين مسافرت سخت خود بازگشت به تفسير قرآن آغاز کرد و در مجالس وعظ و يادآوري به سال 436 هجري يکبار قرآن را تفسير کرد و سال 437 در همام محافل بارديگر به تفسير قرآن پرداخت… وي به سال 480 چون بار ديگر به هرات بازگشت و محافل و مجالسي به پا داشت تفسير قرآن را آغاز کرد اما با گزينش واختصار او دراين مجالس به اختصار مي‌کوشيد و گاه در يک جلسه 10 آيه را تفسير مي‌کرد.4
ولي تفسير خواجه در دست نيست اما به دست رشيدالدين ميبدي رسيده بود وايشان آن را شالوده کار خود در نوشتن کشف الاسرار قرارداده است.
1-چگونگي تدوين
همان طور که گفتيم تفسير کشف الاسرا به زبان پارسي با نثري زيبا تنظيم نوشته شده است. رشيدالدين ميبدي در سه نوبت به آيات قرآن پرداخته است. در نوبت اول آيات را تحت عنوان “النوبة الاولي” ترجمه مي‌کند سپس در نوبت دوم به شأن نزول آيات، احاديث، مباحث ادبي، تاريخي و فقهي به تفصيل، سخن مي‌گويد و در نوبت سوم عرفاني بحث مي کند که در ضمن آن کلمات قصار و سخنان صوفيان معروفي چون: خواجه عبدالله انصاري، جنيد شبلي بايزيد و… را نقل مي‌کند که بيشتر از سخنان خواجه عبدالله انصاري استفاده مي کند و او را با عناوين چون پير طريقت، پيرصوفيان، پيربزرگ، عالم طريقت و… ياد مي‌کند.
مؤلف خود در چگونگي تنظيم و شيوه نگارشش چنين گفته است:
شرط ما دراين کتاب آن است که مجلسها سازيم در آيات قرآن برولاء متوالي و در هر مجلسي سه نوبت سخن گوئيم: اولي پارسي ظاهر بروجهي که هم اشارت بمعني دارد و هم در عبارت غايت ايجاز بود. ديگر نوبت: تفسير گوئيم و وجوه معاني و قراآت مشهوره و سبب نزول و بيان احکام و ذکراخبار و آثار و نوادر که تعلق به آيات دارد و وجوه و نظاير و مايجري مجراه. بديگر نوبت: رموز عارفان واشارات صوفيان و لطائف مذکران. 5
2-نگاهي به ابعاد گوناگون کشف الاسرار
مؤلف از ابعاد و مباحث مختلفي در تفسيرش استفاده کرده است. او به شان نزول آيات توجه شايسته اي دارد و دراين زمينه از نقل اقوال و گفتار مفسران پيشين خودداري نمي‌ورزد. قراآت مختلف در ذيل واژه ها نيز گاهي مورد توجه است . به تبيين و تشريح واژه ها نيز پرداخته شده است.
و از جنبه هاي نحوي و صرفي آيات بحث کرده است و نيز از احاديث هم استفاده کرده است در تاريخ و عرفان سخن به ميان آورده است اما متأسفانه در پاورقي از مجمع البيان شيخ طبرسي استفاده کرده است .
3-جايگاه نقل درکشف الاسرار
ميبدي تا آنجا به منقولات تکيه کرده و از کاوش‌هاي عقلاني در معاني آيات دور شده است و گاهي افراط مي‌افتد، که تجسيم و ديگر عناوين ناصواب را مي پذيرد. مثلا در ذيل آيه”الرحمن علي العرش استوي” مي‌آورد:
استواء خداوند بر عرش در قرآن است و مرا بدين ايمان است. تاويل نجويم که تاويل دراين باب طغيان است. ظاهر قبول کنم و باطن تسليم. اين اعتقاد سنيان است و نادر يافته بجان پذيرفته طريقت ايشان است. ايمان من سمعي است. شرح من خبري است. معرفت من يافتني است. 6
و نيز در ذيل آيه”ان الله لايستحيي ان يضرب مثلا… ” در چگونگي استحياء الاهي مي‌گويد:
“اين صفت حيا وامثال اين هر چه درست شود به نصوص کتاب و سنت واجب است بر بنده خدا که چون آن شنود يا خواند بر نام و صفت بايستد و زبان و دل از معني آن خاموش دارد واز دريافت چگونگي آن نوميد باشد که خرد را فرا دريافت آن به تکلف و تاويل راه نيست”. 7
درادامه ميبدي تعقل و تدبر در معاني آيات را ناصواب شمرده و از آن منع مي‌کند و در جاي ديگر تفسير خود مي‌گويد: “مذهب اهل سنت واصحاب حديث در چنين اخبار و آيات و صفات به ظاهر رفتن است و باطن تسليم کردن واز تفکر در معاني آن دور بودن و تاويل نه نادن که تاويل راه بي راهان است و تسليم شعاراهل سنت ايمان است. ” 8
بعضي در باره ي اين انديشه ي ناصواب ميبدي مي گويند:
ظواهر آيات و احاديث واقوال صحابه و گفتار مفسران پيشين در ديدگاه ميبدي از جايگاه بسيار بلندي برخورداراست و وي در موارد اختلافي مستند و مرجع را فقط ظواهر و اخبار صحاح و گفتار مفسران مي‌داند و بس. اين نوع نگرش و بستن بال عقل و جلوگيري از پرواز درافقهاي تازه و فراخناي انديشه هاي بشري و بهره وري هاي شايسته از اعماق قرآن از آثارجريان اشعريگري و جمود بر ظواهر در جريانهاي مختلف فرهنگ اسلامي است.
آثار سوء و بازتاب ناهنجار اين انديشه که هنوز نيز در برخي از جراينها ديده مي‌شود بسيار بوده و هست واينجا مجال تفصيل آن نيست.9
4-اسرائيليات در کشف الاسرار
جناب ميبدي همانطور که گفتيم خيلي به نقل و اقوال ديگران توجه کرده است در حالي که روايات جعلي زيادي داريم که دشمنان اسلام وارد دين کردند در نتيجه اين سهل انگاري ميبدي باعث شده است تا تفسير کشف الاسرار از آميختگي به احاديث مجعول واسرائيليات در تاريخ پيامبران سلف مصون نماند ونيز تا حد زيادي باعث سقوط اين تفسير از اعتبار مي شود. مثلا در داستان آدم و حوا همان اخبار مجعول را رديف کرده و در چگونگي وسوسه شيطان نيز آنچه را از اسرائيليات به دست يافته در تفسيرش بهم بافته و عرضه کرده است. ميبدي در ذيل آيه 24 سوره”ص” ياوه هاي روايت سازان يهودي را درباره پيامبر بزرگواري چون “داوود” آورده و با اين که سخن علي? را که صريح در رد اين حديث مجعول نقل کرده است به دنباله داستان پرداخته بدون اين که آن را نقد و رد کند. 10
5-مباحث کلامي درکشف الاسرار
از بحثهاي گذشته مي توان دريافت که ميبدي در مسائل اعتقادي و کلامي بر شيوه اصحاب حديث11 مشي مي‌کرده است و در نتيجه سخناني را که مبتني بر کاوشهاي عقلاني باشد مثل سخن اهل تأويل را باطل مي شمارد. 12 و بر اين عقيده است که اصحاب حديث چون انديشه ها و عقايدشان رااز اخبار صحاح و آثار صحابه سلف گرفته اند بر صوابند واهل نجات. 13
مثلا براي خداوند جسم قائل است لذا براي خداوند صورت، جهت و مکان ثابت مي‌کند و گاه رويت خداوند را ممکن مي‌شمرد. 14
ميبدي چون ازاصحاب حديث است متمايل به اشعريگري است چرا که او گاهي ديدگاههاي پذيرفته شده اشعريان را نمي‌پذيرد و بر آنها خرده مي‌گيرداز جمله مي‌گويد:
“اشعريان گفتند: حروف در قرآن و غيرقرآن آفريده شده است و گفتند: کلام خداوند معني است قائم بذات او بي حرف و بي صوت واين عقيده اهل سنت و اصحاب حديث نيست واهل سنت را برايشان از آيات واخبار دليلهاي روشن است. “15
6-مباحث فقهي درکشف الاسرار
از مباحث ارائه شده در کشف الاسرار مبحث فقهي است که ميبدي به آن اشاره کرده است، ايشان در ذيل هر آيه ي مربوط به احکام به عنوان “فصل” از احکام فقهي يحث کرده است. ميبدي به مذهب شافعي گرايش دارد، مثلا در ذيل آيات قبله وارد بحث شده و مي‌گويد:
“بدان که روي بقبله آوردن شرط درستي نمازاست و بگذاشتن قبله اندر نماز روا نيست….شافعي را دو قول است: يکي اصابت عين قبله فرض است يااصابت جهت؟ واصابت جهت ظاهرتراست. “16
7- فضايل علي? درکشف الاسرار
يکي از جنبه هاي جالب و قابل توجه در تفسير ميبدي توجه وي به فضايل علي? و اهل بيت پيامبر? در اخبار و احاديث است. و اين علاقه ي ميبدي به اميرالمؤمنين علي? را مي رساند. مثلا در محبت علي? از پيامبر? نقل مي‌کند که فرمود:
چون الله تعالي بنده اي را دوست دارد بجبرئيل خطاب کند که من فلان را دوست مي‌دارم شما آه اهل آسمانيد او را دوست داريد اهل آسمانها او را دوست دارند. آنکه در زمين محبت وي در دل خلق افکند تا زمينيان او را دوست دارند و در بغض همچنين. براء عازب گفت که: پيغامبر? علي? را گفت: “يا علي قل اللهم اجعل لي عندک عهدا و في صدور المومنين و دا. “فانزل الله تعالي هذه الايه”آنگاه ميبدي پس از نقل اين جريان بعنوان شان نزول آيه مي‌گويد: “فما من مومن الا و يحب عليا”.17
و در ذيل آيه ي مباهله اين چنين از پيغمبر? حديث نقل ميکند:
مصطفي? گفت: آتش آمده بر هوا ايستاده اگرايشان مباهلت کردندي در همه روي زمين از ايشان يکي نماندي و اصحاب مباهله پنج کس بودند: مصطفي? و زهرا و مرتضي و حسن و حسين. آن ساعت که به صحرا شدند رسول ايشان را با پناه خود گرفت و گليم بر ايشان پوشانيد و گفت: “اللهم ان هولاءاهلي، جبرئيل آمد و گفت يا محمد وانا من اهلکم؟” چه باشد يا محمد اگر مرا بپذيري و در شمار اهل بيت خويش آري؟ رسول? گفت: يا جبرئيل و انت منا. آنگه جبرئيل بازگشت و در آسمانها مي‌نازيد و فخر مي‌کرد و مي‌گفت: “من مثلي؟ وانا في السماء طاووس الملائکه و في الارض من اهل بيت محمد” يعني چون من کيست؟ که در آسمانها رئيس فرشتگانم و در زمين اهل بين محمد خاتم پيغامبرانم.18
اما اين نکته را فراموش نکنيم که ميبدي نيز مثل ديگر مفسران و محدثان اهل به انکار و يا تضعيف ارزشها و والائيهاي علي? و فرزندانش ‌پرداخته است مثلا ارزشها و والائيهاي علي? و فرزندانش را در پاورقي مي آورد و يا احاديث و اقوالي را در مقابل آن مي آورد که آنرا از قوت بياندازد. ميبدي در تفسير آيه 55 سوره مائده که منکران فضايل علي? با تمسک به واژه هاي جمع “آمنو” “يقيمون”، “يوتون” و”راکعون” به انکار نزول آن درباره علي? پرداخته اند بعداز نقل شأن نزول در جواب ازاين اشکال مي‌گويد:
“و براين وجه آيت از روي لفظ اگر چه عام است از روي معني خاص است که مومنان را بر عموم گفت و علي بدان مخصوص است”.
اما پس ازاين اعتراف به نزول آيه درباره علي? و جواب از اشکال مي‌گويد: “و روا باشد که بر عموم برانند”.19
8-عرفان در کشف الاسرار
کفتيم که روش ميبدي در “النوبة الثالثه” عرفاني است، که باتوجهات صوفيانه و ذوقي به نثري مسجع و موزون دراطرافش قلم فرسايي مي‌کند. که با جملاتي خوش آهنگ و بليغ، با اشعاري بويژه از سنائي و سخناني از صوفيان مخصوصا خواجه عبدالله انصاري آميخته است. اينک يکي از قطعات عرفاني آن را مي‌آورديم:
گفته اند: صاحب دل چهار کسند: زاهد است دل او به شوق خسته خائف است دل او با شک شسته مريد است دل او به خدمت کمر بسته محب است دل وي به حضرت پيوسته. به داوود پيامبر وحي آمد که”يا داوود طهر لي بيتي اسکنه” يا داوود خانه اي که ميدان مواصلت ما را شايد پاک کن واز غير ما با ما مپرداز. داوود گفت: خداوندا و آن کدام خانه است که جلال و عظمت ترا شايد؟ گفت: دل بنده مومن “ياداوودانا عندالقلوب المحروقه” هر کجا خرمن سوخته اي بيني در راه جست و جوي ما که سوز عشق مارا مي‌جويد آنجاش نشان ده که خرگاه قدس ماجز فناي دل سوختگان نزنند. دل بنده مومن خزينه بازار ماست منزلگاه کلام ماست محراب وصال ماست خيمه اشتياق ماست مستقر کلام ماست گنج خانه اسرارماست معدن ديدار ماست هر چيزي که بسوزند بي قيمت گردد و دل که بسوزد قيمت گيرد. 20
9-شيوه نگارش و نثر فارسي کشف الاسرار
آنچه تفسير ميبدي را از تفاسير ديگر داراي اهميت ويژه اي برخوردار کرده است، نثراستوار با جمله هاي مسجع روان ميبدي است که در “النوبة الثالثه” قلم فرسايي کرده است. اما در بخش سوم عنان قلم را رها ميکند و نثري بس شورانگيز پديد مي‌آورد. يکي از محققان درباره ارزش ادبي آن چنين نوشته اند:
اين کتاب گنجينه گرانبهائي از لغات امثال و تشبيهات و تعبيرات فارسي است… واگر روزي فرا رسيد که لغات قرآني اين تفسير و معاني فارسي آن بصورت فرهنگي در آيد آن کتاب فرهنگ از کتب نفيس و ارزشمند لغت خواهد بود و در ضمن اين نتيجه گرفته مي‌شود که زبان فارسي بحدي توانا و مايه ور است که براي هر نوع معني لغتي سزاوار که رساننده آن معنا باشد دارد. خاصه آن که ترکيب در زبان فارسي باعث شده که هر معني و مفهومي را بتوان براي آن لغت ساخت. . و نيز لغات و ترکيبات فارسي که دراين کتاب بکار رفته اگر جمع آوري گردد و موارد استعمال آن تفحص و بررسي گردد به سرمايه لغوي زبان فارسي افزوده مي‌شود… آنان که بکار دستور زبان مي‌پردازند اين کتاب منبع سرشاري براي آنان خواهد بود زيرا خصايص صرفي و نحوي آن لاتعد ولاتحصي است و همچنين براي سبک شناسي که در زبان فراسي فني نوين است و در تکميل آن نيازمند به ماخذه و منابع بسياري از نظم و نثر فارسي هستيم اين کتاب بسيار مفيداست زيرا به نکات سبکي برخورد مي‌کنيم که نظير آن را در کتب انگشت شماري مانند”تاريخ بيهقي” و”تذکره الاولياء” شيخ عطار مگر بتوانيم بيابيم. 21
10-تاريخ تأليف تفسير ميبدي ومصادر آن
تاريخ شروع تأليف آن به طوري که در آغاز آن آمده سال پانصد و بيست هجري بوده است. لذا از تفاسير قرن ششم هجري است.
“شرعت بعون الله في تحرير ما هممت في اوائل سنة عشرين و خمسمأة، و ترجمت الکتاب کشف الاسرار و عدّة الابرار”.22
تعدادي از مصادر اين تفسير که در آن نام برده شده عبارت است از: المجمل در لغت، المغازي در تاريخ، صحيح بخاري، صحيح مسلم، صحيح ترمذي، الترغيب، تفسير ابوبکر نقاش، شفاء الصدور، قوت القلوب در عرفان، نظائر در ادبيات، کليه و دمنه، و الوفاء ابن جوزي را مي توان نام برد.
11-مؤلف کشف الاسرار
کتاب کشف الاسرار توسط آقاي حکمت، جمع‏آوري و به صورت يک دوره کامل ده‏جلدي درآمده است، ولي قبل از آن درباره مؤلف اين تفسير، ابهامهايي وجود داشت. زيرا بعضي آنرا به خواجه عبدالله انصاري مي دانند. از جمله آقاي عبدالحي حبيبي در مقدمه‏اي که براي طبقات الصوفيه نگاشته است، کشف الاسرار را از تأليفات خواجه به شمار آورده است و برخي مثل حاجي خليفه در کشف الظنون سعد الدين مسعود بن عمر تفتازاني متوفاي 791 هجري، مي دانند.
که بعضي براي اثبات اينکه مؤلف اين کتاب شخصي غير از تفتازاني و خواجه انصاري است، سه دليل را ذکر کرده اند:
1-مؤلف همه جا در نوبت ثالثه با عنوان پير طريقت‏يا شيخ الاسلام انصاري و گاهي هم با قيد رحمت‏بر او باد، از خواجه ياد مي‏کند و اين خود دليل آن است که اين تفسير پس از او نوشته شده و مؤلف آن، غير از خواجه است.
2-از دو مورد در اين کتاب، استفاده مي‏شود که در قرن ششم نوشته شده و در ديباچه کتاب نيز تصريح شده است که آغاز تأليف کتاب 520 هجري قمري بوده است. از سوي ديگر خواجه عبدالله انصاري در سال 481 وفات کرده است و تفتازاني نيز متوفاي 791 هجري است. بنابراين، نمي‏توان اين کتاب را از تأليفات تفتازاني يا خواجه عبدالله انصاري دانست.
3-مؤلف تفسير در ديباچه، صريحا مي‏نويسد: “من کتاب شيخ الاسلام عبدالله بن محمد انصاري را در تفسير قرآن مطالعه نمودم و چون در غايت ايجاز بود، تصميم گرفتم که بال سخن را در آن باز نموده، عنان زبان را در شرح آن رها سازم‏”. اين عبارت به خوبي نشان مي‏دهد که اين تفسير، شرح بر تفسير خواجه است نه خود آن. البته اين تفسير شرح متن کتاب خواجه نيست، بلکه مطالب خواجه همان نکته‏هايي است که در نوبت ثالثه با عنوان پير طريقت، شيخ‏الاسلام انصاري و امثال آن، نقل مي‏شود و چه بسا علت نسبت اين کتاب به خواجه هم ناشي از سوء برداشت از همين عبارت ديباچه باشد.23
گفتار دوم: شناختي بر ابوالفضل رشيدالدين ميبدي
1- زندگاني ابوالفضل رشيدالدين ميبدي
ابوالفضل احمد بن ابي سعيد ميبدي از عالمان و مفسران و عارفان اهل سنت مي باشد که در قرن ششم هجري مي زيسته است. اما متأسفانه از نحوه ي زندگانيش اطلاع زيادي در دست نيست. اما از اين کتاب مي توان تا حدي وي را شناخت.
نويسنده اي با توجه به تمام اطلاعات بدست آمده از پژوهشهاي محققان، زندگاني مؤلف مي‌نويسد:
ابوالفضل مردي از خاندان اهل علم ميبد يزد دراواخر قرن پنجم به دنيا آمده. به جهت رواج فضل و فضيلت در خاندانش مقدمات علوم ديني را خوانده خارخار آموختن واندوختن او را بهره مند بوده دور نيست که محضر درس و فيض خواجه عبدالله انصاري را دريافته و يا با يک واسطه از آبشخور عرفان اين عارف بزرگ بهره ياب گشته. تفسير پيرهرات را ديده و خوانده و پيش روي داشته به جهت مختصر و موجز بودنش بر آن شده که آن را شرح و بسط دهد و براين نيت توفيق يافته واين اثر گرامي را براي ما به يادگار گذاشته. در سال 520 که براين کار برخاسته چند سال بر آن عمر گذاشته؟ پس به کجا رفته در کجا فوت کرده در کدام گورستاني خفته؟… بر ما معلوم نيست. 24
2-مؤلفات ديگر ابوالفضل رشيدالدين ميبدي
از تأليفات ديگر ميبدي اطلاع زيادي در دست نيست اما از خود تفسير کشف الاسرار مي توان به برخي از آثار وي پي برد.مثل کتاب “اربعين” که ميبدي در ضمن تفسير و تاويل آيه 41 از سوره رعد پس از نقل حديثي که مشتمل بر واژه”اربعون” است مي‌گويد: “اصلي عظيم است اين خبر در علوم حقايق و تمکين ارباب معارف و با شرح آن در کتاب “اربعين” مستقصي گفته ايم کسي که اين بيان خواهداز آنجا طلب کند”25
و دوم کتاب “الفصول” است اين اثر را آقاي دانش پژوه به چاپ رسانده و درمعرفي آن چنين نوشته اند:
تأليفي است ازامام حافظ فخرالاسلام رشيدالدين ابوالفضل احمدابن جمال الاسلام ابي سعيدمحمدابن محمود بن مهريزد بن انوشيروان ميبدي يزدي زنهد در 520 که تا کنون جز “کشف الاسرار و عده الابرار” اثر ديگري ازاو نمي‌شناختيم ناشر طبقات الصوفيه انصاري پيرهرات گمان کرده است که شايداين کتاب هم نگارش او باشد. خوشبختانه مجموعه اي به کتابخانه مرکزي دانشگاه آمده است که يکي ازرسائل آن همين “الفصول” است که ميبدي آن را از روي تأليف استاد ابوالقاسم يوسف بن الحسين بن يوسف البيع هروي به فارسي درآورده وبه خط خودنوشته است. 26
بهرحال بيش از آنچه دراين سطور آمد از ميبدي اطلاعي نيست.
گفتار سوم: مفهوم شناسي تفسير
1-معناي لغوي تفسير
تفسير از ريشه “فسر” مصدر باب تفعيل است و لغت شناسان؛ معاني متعدّدي براي اين واژه آورده اند که برخي از آنها عبارتند از: کشف مراد از لفظ مشکل؛ 27 کشف معناي لفظ و اظهار آن؛ 28 بيان نمودن معناي سخن؛ 29 بيان و تشريح معنا و لفظ آيات قرآن؛ 30 کشف معناي معقول؛ 31 اظهار معناي معقول؛ 32 بيان؛ 33 ابانه؛ 34 بيان و توضيح دادن شيء؛ 35 آشکار ساختن امر پوشيده؛ 36 شرح قصه‌هاي مجمل قرآن کريم37 و…
اين نکته هم لازم به ذکر است که برخي مانند سيوطي در الاتقان و زرکشي در البرهان “تفسير” و “فَسْر” را مشتق شده از “سَفْر” دانسته اند. دليل آنان بر اين ادعا همگوني و تناسب معناي “فسر” و “سفر” (آشکار شدن) مي‌باشد، اما طبق بررسي هاي انجام شده، اين دو واژه، دو معنا و کاربرد متفاوت دارند: “تفسير” و “فسر” اغلب درباره اظهار معناي معقول و آشکار کردن مطالب علمي و معنوي استعمال مي‌شود و “سفر” در مورد آشکار کردن اعيان و اشياء خارجي و محسوس به کار مي‌رود38؛ لذا نه تنها تناسب معنايي لازم بين اين دو وجود ندارد، به فرض چنين تناسبي، صرف همگوني و تناسب معنايي “سفر” و “فسر” دليل بر اشتقاق و انشعاب “تفسير” و “فسر” از “سفر” نيست.
2-معناي اصطلاحي تفسير
البتّه ذکر اين نکته لازم است که ارائه يک تعريف کامل که جامع افراد و مانع اغيار باشد امر ساده اي نيست چرا که هر تعريفي که از تفسير ارائه شود، براساس پيش فرض هايي است که ممکن است در تحليل نهايي خدشه دار شود. به هر حال دو تعريف مي‌توان از تفسير ارائه کرد. در تعريف اول “تفسير به عنوان يک علم” و در تعريف دوم “تفسير به عنوان تلاش فکري مفسر” مطرح شده است:
1- تفسير، علمي است که به وسيله آن، معاني آيات قرآن و مراد خداوند از آن، با استفاده از منابع معتبر، بر مبناي قواعد ادبيات عرب، اصول مشترک محاوره و مفاهمه و قرائن متصل و منفصل کلام به دست مي‌آيد.
2-تفسير، عبارت است از کشف و بيان معاني آيات قرآن و مراد خداوند از آن، با استفاده از منابع معتبر، بر مبناي قواعد ادبيات عرب، اصول مشترک محاوره و مفاهمه و قرائن متصل و منفصل کلام.
گفتار چهارم: جايگاه روايات در تفسير
منظور از روايات در اين عنوان سخناني است که با نقل متواتر يا محفوف به قراين قطعي يا از طريق راويان مورد اعتماد از پيامبر? و امامان معصوم? نقل شده باشند.
درباره اين که آيا در تفسير قرآن به روايات نياز است يا بدون کمک گرفتن از روايات نيز مي‌توان قرآن را تفسير کرد، ديدگاه هاي گوناگوني وجود دارد:
ديدگاه ها
1-تفسير قرآن باروايت
جمعي بر اين باورند که قرآن را جز با روايات نمي‌توان تفسير کرد و از معنا و مفاد آيات تنها به آنچه در روايات بيان شده يا روايتي موافق معنا و مضمون آن باشد، مي‌توان اعتماد و احتجاج کرد.
راغب در مقدمة جامع التفاسير مي‌نويسد:
مردم در تفسير قرآن اختلاف کرده



قیمت: تومان

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید