b (1077)

دانشگاه آزاد اسلامي
واحد تهران مرکزي
دانشکده روانشناسي و علوم اجتماعي ، گروه علوم اجتماعي
پايان نامه براي دريافت درجه كارشناسي ارشد ( M.A )
گرايش جامعه شناسي
عنوان:
تأثير تغييرات و تحولات اجتماعي بر آثار سينماي رسول صدرعاملي
استاد راهنما:
دکتر سعيد معدني
استاد مشاور:
دکتر مهرداد جواهري پور
پژوهشگر :
فاطمه وثوقي
تابستان 1393
تقديم به بهترين هاي زندگيم
سپاسگزاري:
با سپاس از استاد بزرگوار دکتر سعيد معدني که دلسوزانه مرا راهنمايي کردند و
دکتر مهرداد جواهري پور استاد مشاور محترم که زحمات فراواني را متحمل شدند.
بسمه تعالي
تعهد نامه اصالت پايان نامه كارشناسي ارشد
اينجانب فاطمه وثوقي دانش آموخته مقطع کارشناسي ارشد به شماره دانشجويي 900797627 در رشته علوم اجتماعي که در تاريخ 15/5/93 از پايان نامه خود تحت عنوان:تأثير تغييرات و تحولات اجتماعي بر آثار سينماي رسول صدرعاملي
با کسب نمره 18 و درجه بسياخوب دفاع نموده ام بدين وسيله متعهد مي شوم :
1. اين پايان نامه حاصل تحقيق و پژوهش انجام شده توسط اينجانب بوده و در مواردي که از دستاوردهاي علمي و پژوهشي ديگران ( اعم از پايان نامه ، کتاب ، مقاله و … ) استفاده نموده ام ، مطابق ضوابط و رويه هاي موجود ، نام منبع مورد استفاده و ساير مشخصات آن را در فهرست ذکر و درج کرده ام.
2. اين پايان نامه قبلاً براي دريافت هيچ مدرک تحصيلي ( هم سطح ، پايين تر يا بالاتر ) در ساير دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي ارائه نشده است.
3. چنانچه بعد از فراغت از تحصيل ، قصد استفاده و هر گونه بهره برداري اعم از چاپ کتاب، ثبت اختراع و … از اين پايان نامه داشته باشم ، از حوزه معاونت پژوهشي واحد مجوزهاي مربوطه را اخذ نمايم.
4. چنانچه در هر مقطع زماني خلاف موارد فوق ثابت شود، عواقب ناشي از آن را بپذيرم و واحد دانشگاهي مجاز است با اينجانب مطابق ضوابط و مقررات رفتار نموده و در صورت ابطال مدرک تحصيلي ام هيچ گونه ادعايي نخواهم داشت.
نام و نام خانوادگي :
تاريخ و امضاء :

بسمه‌تعالي
در تاريخ 15/5/93
دانشجوي کارشناسي ارشد فاطمه وثوقي از پايان نامه خود دفاع نموده وبا نمره 18 بحروف هجده تمام و با درجه بسيارخوب مورد تصويب قرار گرفت.
امضاء استاد راهنما
بسمه تعالي
دانشگاه آزاد اسلامي – واحد تهران مركزي
دانشکده روانشناسي و علوم اجتماعي
(اين چکيده به منظور چاپ در پژوهش نامه دانشگاه تهيه شده است)
كد شناسايي پايان‌نامه : 10120505912039نام واحد دانشگاهي: تهران مركزي كد: 101عنوان پايان نامه: تأثير تغييرات و تحولات اجتماعي بر آثار سينماي رسول صدرعامليتاريخ شروع پايان نامه: 3/6/92
تاريخ اتمام پايان نامه: 15/5/93نام ونام خانوادگي دانشجو: فاطمه وثوقي
شماره دانشجويي: 900797627
رشته تحصيلي: علوم اجتماعي – جامعه شناسي استاد /استادان راهنما: دکتر سعيد معدني استاد/استادان مشاور: دکتر مهرداد جواهري پورچكيده پايان نامه ( شامل خلاصه، اهداف، روش هاي اجرا و نتايج به دست آمده):
تحقيق حاضر با عنوان “تاثير تحولات اجتماعي بر آثار سينمايي رسول صدرعاملي” است. هدف از نگارش آن، بررسي جامعه شناختي آثار صدرعاملي به مثابه بازتاب شرايط اجتماعي مورد تحليل مي باشد. براي اين کار تحولات اجتماعي پس از انقلاب اسلامي بعنوان متغير مستقل و آثار سينمايي صدرعاملي بعنوان متغير وابسته در نظر گرفته شد. براي اين تحقيق چهار فيلم مورد بررسي قرار گرفت که نحوه انتخاب فيلمها ميزان موفقيت هر فيلم در زمان اکران و نظر شخصي مولف بوده است. اين تحقيق با روش تحليل محتواي کيفي انجام شد که بر اساس ان چهار فيلم صدرعاملي به منزله بازنمايي شرايط چهار دوره تاريخ اجتماعي ايران پس از انقلاب اسلامي تحليل گرديد. رويکرد نظري بازنمايي به تحقيق کمک کرد که شاخص ترين و مهم ترين مسائل جاري را که در زمان ساخت فيلم در خود دارند در هر يک از آثار صدرعاملي به رعنوان آينه اي از مسائل روز و واقعيت اجتماعي مورد تحليل و بررسي قرار گيرد.فيلم پاييزان در دوره جنگ ساخته شده است و شاخص هاي دوران جنگ مثل ساده زيستي و افزايش مهاجرت,اهميت به حريم خانواده,تحت تاثير بودن جامعه ازاموزهاي ديني وحس وطن پرستي به خوبي در ان ديده ميشود. فيلم قرباني دردوران سازندگي ساخته شده است وشاخص هاي بارز دوره سازندگي مثل اهميت جامعه به ثروت و منزلت اجتماعي,شکاف بين طبقه مرفه ومتوسط وايجاد طبقه ضعيف جامعه,تلاش جامعه براي خروج از فضاي خاکستري جنگ در سکانس هاي فيلم قابل مشاهده است.فيلم من ترانه پانزده سال دارم در دوران اصلاحات ساخته شده است وشاخص هاي بارز ان دوران مانند ازادي بيان,نگرش منطقي تر و ازادانه تر به باورهاي مذهبي داشتن و افزايش اشتغال زنان در ارگان هاي دولتي و نيز وجود دختران فراري در سکانس هاي فيلم قابل مشاهده است.فيلم زندگي با چشمان بسته در دوران اصول گرايي ساخته شده است. و شاخص هاي ان دوران مانند پايبندي و بازگشت به اصول و ارزش هاي انقلاب, تداخل اموزش هاي سنتي با نگاره هاي نوين, بي دقتي در تحليل و تدبير شرايط جديد, اماده نبودن براي جا دادن قواعد جديد در ظرف سنت و سازگاري انان با مبناي بومي و ديني,برداشت سلبي در برابر ظهور رفتارهاي جديد,فراموش کردن وظايف سنتي,خود را بي مسوليت نماياندن وتابع شرايط منفعل شدن در ان به خوبي ديده مي شودنتايج اين تحقيق نشان مي دهد سينماي صدرعاملي، تاريخي تصويري از شرايط اجتماعي اقتصادي و فرهنگي ايران پس از انقلاب اسلامي است که جامعه شناسي هر دوره را به زبان سينمايي روايت مي کند و شرايط و ويژگي هاي بارز هر دوره را بازنمايي مي نمايد و سيري متناسب با تحولاتي که ارزشها و کنشهاي ايرانيان تجربه کرده اند و تنشهاي پردامنه جامعه دارد.
واژگان کليدي:
تغييرات اجتماعي- تحولات اجتماعي – نشانه شناسي- تحليل محتوا- بازنمايي- آثار سينمايينظر استاد راهنما براي چاپ در پژوهش نامه دانشگاه مناسب است ? تاريخ وامضا:
مناسب نيست?
فهرست مطالب
عنوانصفحه
فصل اول: کليات1
1-1- بيان مسأله2
2-1 اهداف تحقيق4
1-2-1- هدف کلي4
2-2-1- اهداف جزئي4
3-1- اهميت موضوع تحقيق و انگيزش انتخاب آن4
4-1 سوالات تحقيق6
5-1 متغيير ها و واژه هاي کليدي:6
6-1 مدل تحقيق7
7-1- روش تحقيق8
1-7-1- روش اسنادي8
2-7-1- روش تحليل محتوا9
8-1 جامعة آماري و حجم نمونه9
9-1 قلمرو تحقيق9
10-1- تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي پژوهش10
1-10-1- متغير مستقل10
2-10-1 متغير وابسته21
فصل دوم : مطالعات نظري22
1-2- مقدمه23
2-2- تحولات اجتماعي23
1-2-2- آگوست کنت25
2-2-2- ديدگاه ابن خلدون26
3-2-2- ديدگاه سوروکين27
4-2-2- نظريات تکامل28
5-2-2- اشاعه29
6-2-2- فرهنگ پذيري29
7-2-2- شهري شدن29
8-2-2- صنعتي شدن و خانواده29
9-2-2- طبقه بندي تغييرات اجتماعي30
10-2-2- مرتن31
11-2-2- هانتينگتون33
3-2- بازنمايي35
1-3-2- تعريف بازنمايي40
2-3-2- استوارت هال و نظريه بازنمايي41
3-3-2- استراتژي هاي بازنمايي58
4-3-2- طبيعي سازي61
5-3-2- ساخت اجتماعي واقعيت62
4-2- شالوده شکني64
5-2- چارچوب نظري66
6-2 پيشينه پژوهش67
فصل سوم : روش شناسي70
1-3- مقدمه71
2-3- روش اسنادي71
1-2-3- زمينه هاي مورد استفاده از روش اسنادي73
2-2-3- کاربرد روش اسناد در مأخذيابي73
3-3- تحليل محتوا73
1-3-3 مراحل تحليل محتوا74
2-3-3 مقوله هاي تحليل محتوا75
3-3-3 مزاياي تحليل محتوا76
4-3-3 معايب تحليل محتوا77
4-3- تحليل نشانه شناختي77
5-3- ابعاد متفاوت نشانه شناسي تصوير78
6-3- رمزهاي فني سينمايي79
7-3- نشانه هاي تصويري با رمزگان فرم81
فصل چهارم : يافته هاي تحقيق82
1-4- مقدمه83
2-4- دوره جنگ85
3-4-دوره سازندگي89
4-4- دوره اصلاحات92
5-4- دوره اصول گرايي99
فصل پنجم : نتيجه گيري و پيشنهادها105
1-5- مقدمه106
2-5- بحث درباره يافته هاي تحقيق107
3-5- بررسي سوالات تحقيق109
1-3-5- آيا تغييرات و تحولات اجتماعي بر آثار رسول صدر عاملي تا ثير گذار است؟109
2-3-5- آيا داستان فيلم‌هاي صدرعاملي به زمان ساخت فيلم‌ها برمي‌گردد؟111
4-5- نتيجه گيري112
5-5-پيشنهادهايي براي محققين بعدي118
1-5-5- عملکردي:118
2-5-5- نظري:119
3-5-5- روشي:119
6-5- محدوديت هاي تحقيق119
فهرست منابع121
فهرست جداول
عنوانصفحه
جدول شماره (1)66
جدول شماره (2)84
جدول شماره (3)115
جدول شماره(4)117
فصل اول: کليات
1-1- بيان مسأله
سينما به عنوان يکي از مظاهر تمدن جديد هنر، صنعتي است که نمي توان منکر تأثير شگرف و گسترده آن بر فرهنگ عامه بود زيرا برمبناي مقتضاي ماهيت خود مي تواند پيام هايي را متناسب با نيات دروني فيلمساز به گروه مخاطبان و پيام گيران منتقل سازد. سينما به عنوان زبان احساس، تعقل و تبليغ، هنري تکنولوژيک است که نقش اساسي در تحول فرهنگها و اصلاح نگرشها و الگوسازي براي انسانها و عصرها دارد. سينما به عنوان موثرترين و بانفوذترين رسانه جمعي، اهميت ويژه و انکارناپذيري بر رفتار اجتماعي مخاطبان خود دارد و با تأثيرگذاري بر احساسات و روان ناخودآگاه افراد، به گونه اي پنهان مي تواند ارزشها و نگرشهاي افراد را تغيير دهد. اين ابزار فرهنگي در بستر نظام فرهنگي مي تواند اشاعه دهنده باورهاي فرهنگي آن نظام باشد. همچنين نقش بسزايي در به تصوير کشيدن واقعيات در جامعه دارد و صرفاً ابزاري براي سرگرمي و تفريح نيست، بلکه نقش بنياديني در فرهنگ سازي و اعتلاي فرهنگ جامعه دارد، به حدي که نحوه ارائه بازنمايي واقعيات در توليدات فرهنگي به ويژه سينما، يکي از بهترين شاخص ها در ارزيابي عملکرد هر نظام فرهنگي است. اکنون پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي اين سوال کلي و مبنايي به ذهن متبادر مي شود که انقلاب اسلامي تا چه اندازه توانسته است از ابزار و قابليت هاي خود در جهت تحقق رسالت خويش و ارائه تصوير مطلوب از رابطه تحولات اجتماعي و سينما بهره ببرد. بنابراين سينما را مي توان به عنوان حوزه عامه پسند و همه گير ستيزهاي گفتماني در جهان معاصر تعريف کرد. تصاوير، فانتزي ها، روياها، سبک هاي زندگي و ايده هاي واقعيت سينمايي، زندگي روزمره را تحت الشعاع قرار داده اند (السر،2002، 86).
درباره رابطه ميان هنر و جامعه در حوزه جامعه شناسي هنر بحثهاي متنوع و فراواني وجود دارد: “يکي از فرض هاي اساسي جامعه شناسي هنر اين است که مسائل، مشکلات و تحولات اجتماعي با گذر از صافي ذهن و شخصيت هنرمند در آثار او بازتاب مي شود” (راودراد: 1378؛ ولف: 1368؛ الکساندر:2003).
مسأله محل توجه درباره هنرمند عبارت است از اينکه اگرچه هنرمند به واسطه آثار هنري بر جامعه تأثير مي گذارد، اما جامعه به عناصر اجتماعي نيز به نوبه خود در هدايت فرد به سمت توليد هنري، سبک و مضمون آثار او نقش دارند. اما آثار همه هنرمندان از نظر ارزشهاي هنري و اجتماعي يکسان نيستند. برخي از هنرمندان در حوزه هاي متفاوت به منزله هنرمندان بزرگ و برجسته آن حوزه ها و آثارشان به منزله آثار هنري بزرگ يا شاهکارهاي هنري مطرح مي شوند.
به نظر گلدمن افرادي استثنايي در جامعه هستند که علاوه بر توانايي و خلاقيت ذاتي هنري، آگاهي هايشان نسبت به آمال، آرزوها، اهداف، خواسته ها، ارزشها و هنجارهاي گروه اجتماعي خود به حداکثر ميزان ممکن است. اين افراد استثنايي پا را از آگاهي روزمره که چندان نظام مند هم نيست، فراتر مي نهند و به چنان توانايي دست مي يابند که بر فراز آگاهي طبقه خويش قرار گيرند و مسائل و مقوله هاي طبقاتي را به گونه اي ويژه و با شکلي خاص بيان مي کنند (راودراد، 1382، 94).
نکته اي که قابل اشاره است، اينکه دلايل انتخاب ابراهيم صدر عاملي و تحليل آثار او را مي توان به دو بخش اجتماعي و علاقه شخصي، تقسيم نمود:
1- ديدگاه اجتماعي: فيلم هاي رسول صدر عاملي، در چارچوب تاريخي و اجتماعي به شکلي منسجم بازتاب شده است و با تحليل آثار اين کارگردان مي توان به شناختي از جهان بيني و تحولات اجتماعي هر چهار دوره رسيد.
2- علاقه شخصي: يکي از دلايل انتخاب اين کارگردان اين است که او همواره موضوعات اجتماعي را دستمايه خود قرار داده و بدون توجه به تصاحب گيشه، دست به ساخت فيلم زده که همين امر او را نسبت به ساير کارگردانان ديگر متمايز مي سازد.
در ادامه بحث پس از توضيح نظريات مطرح شده که براي تحليل آثار سينمايي صدر عاملي، در مقام آثار هنري که رابطه تنگاتنگي با جامعه خود دارند، به کار گرفته شده است به تحليل فيلم ها پرداخت خواهدشد. سوال اساسي که در اين پژوهش قصد پاسخگويي بدان را دارد، اين است که چگونه ، ماهيت تحولات اجتماعي وسيع و در عين حال گذار از دوره اي به دوره ديگر را بر درون مايه هاي آثار سينمايي خود نشان داده است؟ بازنمايي اين تغيير در سينما چگونه بوده است؟
2-1 اهداف تحقيق
هدف پژوهش بايد آنچه را که در نهايت و پس از انجام پژوهش حاصل خواهدشد، نشان دهد. پژوهشگر مي تواند در نوشتن اهداف پژوهش آنها را به دو دسته هدف کلي و اهداف جزئي تقسيم نمايد. هدف کلي منظور و مقصود نهايي پژوهش است که مستقيماً از مسأله پژوهش مشتق مي شود.
1-2-1- هدف کلي
اين پژوهش در نظر دارد به مطالعه تأثير تغييرات اجتماعي سي ساله اخير ايران با اتخاذ رويکردي جامعه شناختي در آثار سينمايي رسول صدر عاملي بپردازد.
2-2-1- اهداف جزئي
در اين خصوص اهداف جزئي به شرح ذيل عبارتند از :
1- بررسي آثار صدر عاملي در دوره جنگ
2- بررسي آثار صدر عاملي در دوره سازندگي
3- بررسي آثار صدر عاملي در دوره اصلاحات
4- بررسي آثار صدر عاملي در دوره اصول گرايي
3-1- اهميت موضوع تحقيق و انگيزش انتخاب آن
اهميت موضوع و ضرورت بررسي آن در جامعه حاضر در طرح مسأله تا حدودي مشخص شده است. سينما آگاهي بخش و توهم زا است. حرکت مي آفريند و خواب مي کند. اين کارکرد دوگانه که در ماهيت سينما قرار دارد، چون وسيله اي قدرتمند مکان ويژه اي در ميان ساير رسانه هاي جمعي به سينما مي بخشد. از سوي ديگر بايد توجه داشت که سينما خود تحت تأثير تغييرات اجتماعي و بررسي حرکات دروني سينما به روشن تر شدن حرکات اجتماعي و روان تر شدن تحليل آنها کمک مي کند.
سينما همواره به عنوان يکي از وسايل ارتباط جمعي در مطالعات رسانه اي، همواره مورد غفلت قرار گرفته است. کمبود کتابها و منابع موجود در اين زمينه گواهي بر اين ادعاست، اما واقعيت اين است که سينما به همان اندازه که هنر است، رسانه هم است. “غفلتي عظيم درباره طبيعت سينما به عنوان يک نهاد اجتماعي- در ميان مهم ترين نهادها در جهان- وجود دارد. من براي تبيين اين پديده، نه کمبود، بلکه فقر کيفي مطالعات را بيان مي کنم: شکست کم يا زياد نويسندگان در درک اين مطلب که يک رسانه با جامعه چه مي کند و چرا” (جاروي به نقل از راودراد، 1379، 42).
با ذکر آنچه که در مقدمه فوق رفت لازم است تا شرح مختصري از سينماي پس از انقلاب داده شود به خصوص پس از انقلاب فرهنگي در سال 1359 که منجر به تحول بسياري از ارزشها شد تا بيشتر به اهميت موضوع واقف شد.
* دوره اول که دهه آغازين انقلاب است و همچنين با شروع جنگ ايران و عراق و به تبع آن به وجود آمدن مسائل و ارزش هاي جديد، سينماي ايران نيز متأثر از همه مسائل يادشده به شکل نويني پس از اندکي توقف آغاز به کار کرد. اين نوع سينماي جنگي به محوريت روابط انسانها در جنگ و همچنين ايثار و از خودگذشتي مي پرداخت.
* دوره دوم که دوران پس از جنگ و شروع دوران سازندگي است (68- 76) با محوريت توسعه اقتصادي در متن مناسبات اجتماعي و تلاش براي بهتر شدن وضعيت معيشتي و اقتصادي و سينماي ايران نيز خيلي سريع به اين روند واکنش نشان داد که از پي آن طي سالهاي ابتدايي دهه 70 چند فيلم با اين موضوع ساخته شد.
* دوره سوم که دوره اصلاحات و توسعه سياسي است (76-84) عمده مباحثي که مطرح بود توسعه فرهنگي و سياسي در سر فصل هاي فيلم ها بيشتر به چشم مي خورد. نکته بسيار جالب توجه در اين ميان همنوايي سريع سينماي ايران با شرايط سياسي متن جامعه بود. به عبارتي مشخصه اصلي اين دوره ستاره سالاري بار ديگر احيا شد و بازيگران خوش سيما و جذاب براي جذب مخاطبان استفاده شدند. فيلمنامه ها يکدست و يک شکل بودند به قول گادفري چشاير منتقد مجله فيلم کامنت “فيلم ايراني براي اينکه مورد توجه قرار بگيرد بايد تازه و قوي با کيفيت باشد و هرگز نبايد گرفتار تکرار شود… فيلم هاي ايراني اکنون مورد تقليد قرار مي گيرند که البته به هيچوجه گرايش درستي نيست”.
* دوره چهارم که دوره عدالت اجتماعي (84-92) است که از ويژگي هاي مهم فيلم هاي اين دوره تجربه تغييرات پياپي در ارزشهاي رسمي و عرفي، زندگي طبقات مختلف جامعه را به سمت نوعي زندگي سياستمدارانه مبتني بر پنهان کاري، ريا و در بعضي مواقع وارو نمايي واقعيت ها سوق داد.
بررسي شرايط چهارگانه بخصوص باتوجه به مدل هاي اجتماعي، چيزي است که جاي آن در ميان تحقيقات چندساله اخير خالي است و مي شود گفت تقريباً در اين زمينه به جز چند تحقيق که عمدتاً در زمينه هاي کمي سينما و فيلم و چند ترجمه در مقولات مختلف نقد سينمايي و تکنيک سينما است، تحقيقي به صورت جامع صورت نگرفته است و همچنين ضرورت تحقيق جامعه شناسانه فيلم و سينما احساس نگرديده و حرکتي در اين زمينه کمتر احساس شده است. در اين تحقيق سعي خواهدشد به سينماي رسول صدر عاملي به مثابه تاريخ تصويري انقلاب اسلامي بپردازد، چراکه جامعه شناسي هر دوره را متناسب با دگرگوني زمانه و تحولاتي که ارزشها و کنشهاي آدمها تجربه کرده اند را به زبان سينما روايت کرده است.
4-1 سوالات تحقيق
1.آيا تغييرات و تحولات بر اثار سينمايي صدرعاملي تاثير گذار است؟
2. آيا داستان فيلم هاي صدرعاملي به زمان ساخت فيلم‌ها برمي‌گردد؟
5-1 متغيير ها و واژه هاي کليدي:
متغيير مستقل:تغييرات و تحولات اجتماعي. تغييرات اجتماعي عبارتست از پديده هاي قابل رويت و قابل بررسي در مدت زماني کوتاه به صورتي که هر شخص معمولي نيزدر طول زندگي خوديا درطول دوران کوتاهي از زندگيش مي تواند يک تغيير را شخصا تعقيب نماييد; نتيجه قطعيش را ببينيد يا نتيجه موقتيش را دريابد.بايد توجه داشت مفهوم تغيير اجتماعي با مفهوم دگرگوني اجتماعي متفاوت است.تحول اجتماعي يا دگر گوني اجتماعي در طول يک دوره ي طولاني; طي يک يا شايدچند نسل درجامعه رخ مي دهدو بررسي يک تحول اجتماعي نيازمند نوعي بررسي تاريخي جامعه است.( گي روشه ، 1389. 26 تا 30 )
متغيير وابسته :اثار سينمايي رسول صدر عاملي که عبارتست از: 1.گل هاي داوودي(1363)2.پاييزان(1366)3.قرباني(1370)4.سمفوني تهران(1372)5. دختري با کفشهاي کتاني(1378)6.من ترانه 15 سال دارم(1380)7.ديشب باباتو ديدم ايدا(1383)8.شب(1385)9. هر شب تنهايي(1386)10. زندگي با چشمان بسته(1387)11.در انتظار معجزه(1388).
واژه هاي کليدي:
تحليل محتوا:
براي بررسي محتواي آشکار پيام‌هاي موجود در يک متن مي‌توان از روش تحليل محتوا استفاده کرد. در اين روش محتواي آشکار و پيام‌ها به‌طور نظام‌دار و کمّي توصيف مي‌شود. از اين‌رو اين روش را مي‌توان روش تبديل داده‌هاي کيفي به داده‌هاي کمّي قلمداد کرد. تحليل محتوا روشي مناسب براي پاسخ دادن به سؤال‌هايي درباره محتواي يک پيام است. (زهره سرمد وديگران، عباس بازرگان، الهه حجازي. “روش‌هاي تحقيق”. در روش‌هاي تحقيق در علوم رفتاري. چاپ سيزدهم. انتشارات آگه، ????.)
تحولات اجتماعي;تغييرات اجتماعي,اثار سينمايي که در بالا تو ضيح داده شد
6-1 مدل تحقيق
7-1- روش تحقيق
عمده ترين روش هايي که در پژوهش حاضر استفاده شده اند، عبارتند از روش اسنادي و تحليل محتوا که اشاره مختصري بدان خواهد شد و روش شناسي اين پژوهش در فصل سوم به صورت کامل بيان مي گردد:
1-7-1- روش اسنادي
“روش اسنادي در زمره روش ها يا سنجه هاي غير مزاحم و غير واکنشي به شمار مي آيد. به اين معني که محقق در هنگام جمع آوري اطلاعات واقعي اختلال به وجود مي آوردند – مثلاً سوگيري پاسخگو مواجه نمي شود. در حالي که هنگام استفاده از ديگر روش ها نظير مشاهده، مصاحبه و … مشکل اساسي جمع آوري اطلاعات است، به هنگام کاربرد روش هاي اسنادي، اطلاعات موجودند” (ساروخاني، 1381، 254).
2-7-1- روش تحليل محتوا
تحليل محتوا به عنوان يک روش عبارت است از “شناخت و برجسته ساختن محورها يا خطوط اصلي يک متن مکتوب، يک يا مجموعه اي از سخنراني ها، سلسله اي از تصاوير، نوارها، وصيتنامه ها، نامه هاي خصوصي، سوالهاي باز يک پرسشنامه و …” (ساروخاني، 1381، 281).
در اين تحقيق از تحليل محتواي کيفي در تحليل موضوعات و مضمون هاي فيلم ها و داوري درباره جايگيري آن در هر کدام از مقولات کارکردي استفاده شده است.
8-1 جامعة آماري و حجم نمونه
جامعه اماري شامل اثار سينمايي رسول صدر عاملي که شامل:1. پاييزان (1366) 2.قرباني(1370) 3.سمفوني تهران(1372) 4.دختري با کقشهاي کتاني(1378
5.من ترانه 15 سال دارم(1380)6.ديشب باباتو ديدم ايدا(1383)7.شب(1385)8.هرشب تنهابي(1386) 9. زندگي با چشمان بسته(1387) 10.در انتظار معجزه(1388) در اين تحقيق حجم نمونه با جامعه اماري يکسان است
9-1 قلمرو تحقيق
در اين تحقيق سعي بر اين است که تحولات و تغييرات اجتماعي موثر بر اثار رسول صدر عاملي مورد بررسي قرار مي گيرد. اين اثار عبارتند از1.در مقام کار گردان:1.گل هاي داوودي(1363)2.پاييزان(1366)3.قرباني(1370)4.سمفوني تهران(1372).4.دختري با کفشهاي کتاني(1378)5.من ترانه 15 سال دارم(1380).6. ديشب باباتو ديدم ايدا(1383)7.شب(1385)8.هر شب تنهايي(1386).9. زندگي با چشمان بسته(1387)10.در انتظار معجزه(1388). 11.سريال خاطرات يک خبر نگار(1376) 2. به عنوان فيلم نامه نويس: مي خواهم زنده بمانم.
تحولات اجتماعي طيف گسترده اي از وقايع و رويدادهاي تماعي.اقتصادي.فرهنگي.هنري.زيستي را شامل ميشود. منظور از تحولات اجتماعي دوره هاي جنگ . سازندگي. اصلاحات و اصول گرايي است و قصد داريم در هر يک از دوره هاي مذکور اثار اين کار گر دان را بررسي کنيم.
10-1- تعريف نظري و عملياتي متغيرهاي پژوهش
1-10-1- متغير مستقل
تحولات اجتماعي ايران
پروفسور روژه گارودي انديشمند مسلمان فرانسوي، انقلاب اسلامي ايران را مظهر رويارويي فرهنگ اسلامي با فرهنگ و تمدن غربي و آمريکايي ضد اسلامي مي داند و در تفسير انقلاب ايران مي گويد: “من فکر مي کنم که انقلاب ايران يکي از مهم ترين جهش هاي تاريخ بشريت است؛ چراکه انقلابي صرفاً اقتصادي نبوده و انگيزه هاي اقتصادي و مقابله و مخالفت با طبقه برجسته هدف نهايي اين انقلاب نبوده است. اين انقلاب حتي انقلابي صرفاٌ سياسي نبوده است که بر ضد قدرتي استبدادي حرکتي صورت گرفته باشد. اين انقلاب در حقيقت نوعي مخالفت و رويارويي با يک تمدن – تمدني که ما آن را غربي يا تمدن آمريکايي مي ناميم- بوده است؛ تمدن و فرهنگي که از سوي سردمداران رژيم حاکمي که خود از اربابان آمريکايي دستور مي گرفتند و با زور و ارعاب به ملت ايران تحميل مي شد و نه تنها با فرهنگ ايراني که از قديمي ترين و شفاف ترين و غني ترين فرهنگ هاست، بلکه با فرهنگ و ايمان اسلامي و عصاره اساسي اسلام که همانا شيوه صحيح زندگي و اصول اساسي حيات بود در تضاد قرار داشت (روزنامه قدس، 21/11/1377، ص14).
پس از انقلاب و تحول عظيم اجتماعي جامعه ايران شاهد 4 دوره مهم جريان سياسي بود که در ادامه تنها به اين 4 دوره اشاره خواهد شد:
1- دوران جنگ
2- دوران سازندگي
3- دوران اصلاحات
4- دوران اصول گرائي
1- دوره جنگ
از مهم ترين و حساس ترين وقايع و رويدادهاي دوران پس از انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي عليه کشور بود که پديد آورنده تأثيرات فراواني در لايه هاي مختلف جامعه بوده است. شهريور 1359 با حمله هوايي عراق به چند فرودگاه ايران و تعرض زميني همزمان ارتش بعث به شهرهاي غرب و جنوب ايران، جنگ 8 ساله حکومت صدام حسين عليه ايران آغاز شد. اين جنگ 19 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي و چند روز پس از آن اتفاق افتاد که صدام پيمان الجزاير را در برابر دوربين هاي تلويزيون بغداد پاره کرد. صدام در نطقي با تأکيد بر مالکيت مطلق کشورش بر اروند رود (که وي آن را شط العرب ناميد) و ادعاي تعلق جزاير ايران به “اعراب” جنگ را در زمين، هوا و دريا عليه ايران آغاز کرد. اين جنگ در حالي شروع شد که مردم ايران دوران نقاهت پس از انقلاب را مي گذراندند و طبعاً به بازسازي کشور و آرامش و سازندگي مي انديشيدند.
کشورهاي عربي به ويژه کويت و عربستان با ارسال کمک هاي مالي و نظامي شان به عراق بخشي از هزينه هاي اين کشور را در دوران جنگ تحميلي عليه ايران متحمل مي شدند. برابر گزارش محرمانه اي که در آن مقطع زماني منتشر شد، دو کشور ياد شده در مجموع 25 تا 50 ميليارد دلار را به صورت قرض يا وام بلاعوض در اختيار عراق قرار دادند. بعدها، پس از بروز اختلاف ميان عراق و کويت و اظهارات مقامات عراقي مبني بر جنگ با ايران ايران به تنهايي، ابو غزاله، معاون اسبق رئيس جمهور و وزير دفاع مصر ادعاي عراق را به عنوان يک دروغ بزرگ تعبير کرد و گفت: “تنها کويت و عربستان بيش از 60 ميليارد دلار به عراق کمک کردند”. فهد پادشاه عربستان نيز در سخناني اظهار کرده بود: “اگر عراق مي گويد افرادش را فدا کرده است، ما نيز با پول، سلاح هاي پيشرفته و همکاري بين المللي در اين فداکاري سهيم بوده ايم” (دروديان، 1380، 31).
در مجموع بسياري از آمارها و گزارش ها درخصوص حمايت جهان عرب و برخي از کشورها ازجمله کويت، عربستان و اردن از عراق در جريان جنگ تحميلي عليه ايران، به روشني نشانگر آن است که عراق از جنبه هاي چشمگير نظامي و اقتصادي از حمايت بي دريغ بسياري از اين کشورها، بهره مند بوده است. يادآور مي شود که در کنار حمايت هاي مالي و نظامي که اين کشورها از عراق داشته اند، حمايت هاي بسيار سياسي نيز در ارگان هاي بين المللي و همچنين از نظر تبليغاتي دولتهاي عرب از عراق صورت مي دادند که خود نيازمند يک بررسي مستقل و مجزا مي باشد. همچنين تعدادي از کشورهاي منطقه اي نيز حضور مستقيم در جنگ داشتند و با اعزام نيروهاي خود به عراق رژيم بعثي را در مقابل ايران حمايت مي کردند.
با وجود آنکه دولت هاي عرب حوزه خليج فارس در آن سال، در حقيقت پاداش سياست ده ساله خود را در دفاع يکجانبه از صدام دريافت کرده اند، ناکامي صدام در دستيابي به اهدافش ايمان و اعتقاد راسخ رزمندگان ايران به حقانيت انقلاب اسلامي و موج عظيم مردمي که در قالب “بسيج” براي دفاع از کيان نظام جمهوري اسلامي ايران طي هشت سال دائماً حضور خود را در جبهه حفظ کردند، بزرگترين سرمايه انقلاب و نظام بود و مهم ترين نقش را در توقف ماشين جنگي عراق بر عهده داشت.
در بررسي عوامل شکست عراق در دستيبابي به اهداف اعلام شده اش، علاوه بر ايمان و اعتقاد رزمندگان ايراني، عوامل ديگر از قبيل نااميدي حاميان صدام از سقوط جمهوري اسلامي، مردمي شدن جنگ و سرانجام پذيرش قطعنامه 598 از جانب ايران نيز بي تأثير نبود. نتيجه آن شد که عراقي ها هشت سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اوليه آغاز قرار داشتند. “خاوير پرز دکوئه يار” – دبيرکل وقت سازمان ملل- نيز در خاتمه جنگ با انتشار بيانيه اي رسماً از عراق به عنوان “شروع کننده جنگ” نام برد. اين بيانيه نيز سندي از مجموعه اسناد حقانيت جمهوري اسلامي ايران در جنگ بود. در خلال اين جنگ هيأتهاي متعدد صلح از سوي سازمان ملل، سازمان کنفرانس اسلامي، اتحاديه عرب و جنبش عدم تعهد براي ميانجي گري به تهران و بغداد سفر کردند که غالباً داوري آنها به دليل آنکه فاقد اصل بي طرفي و گاهي عاري از عدالت و صداقت بود، به نتيجه اي نرسيد. قطعنامه هاي منتشره از سوي شوراي امنيت سازمان ملل نيز به استثناي قطعنامه هفتم – قطعنامه 598- که در تير 1366 به تصويب رسيد، غالباً جانب انصاف و عدالت را رعايت نکرده بود. قطعنامه 598 نيز عاري از اشکال نبود اما نسبت به ساير قطعنامه هاي منتشره مواضع بي طرفانه تري داشت و جمهوري اسلامي ايران عليرغم بي ميلي اوليه سرانجام در تير 1367 آن را رسماً پذيرفت. روز 29 مرداد 1367 از سوي سازمان ملل آتش بس اعلام شد و به تدريج آتش جنگ در جبهه ها خاموش گرديد.
2- دوران سازندگي
پس از پايان يافتن جنگ، يکي از اولويت هاي کشور بازسازي کشور و ترميم زيرساخت ها و خسارتهاي ناشي از جنگ تحميلي بود. بر اين اساس، دولت، بازسازي ويراني هاي جنگ و توسعه اقتصادي را در اولويت کاري خود قرار داد و برنامه هاي داخلي خود را بر پايه سياست تعديل و توسعه صادرات (در مقابل جايگزيني واردات) خصوصي سازي و جذب سرمايه هاي خارجي بنيان نهاد و سياست خارجي اش را بر تنش زدايي استوار ساخت (جمعي از نويسندگان، 1384، 197).
تقارن بي سابقه اي از تغييرات چشمگير در ساختار قدرت در داخل و خارج از ايران آرام آرام سياست ايران انقلابي را دستخوش دگرگوني ساخت. در داخل، پايان جنگ عراق عليه ايران، رحلت امام در خرداد 68 و ظهور نقش آفريني آيت اله خامنه اي به عنوان رهبر، اصلاح قانون اساسي و افزايش اختيارات و تمرکز در قوه مجريه و در خارج، جنگ 1991 خليج فارس، پايان جنگ سرد و فروپاشي اتحاد جماهير شوروي آرام آرام ولي به شکل قاطع آموزه ها و رويه هاي عملي ايران را در عرصه سياست خارجي دگرگون کرد. پذيرش قطعنامه 598 و شکل گيري آتش بس در جنگ ايران و عراق را مي توان نقطه عطفي در تحولات سياسي ايران دانست.
غلامعباس توسلي نيز در نقد عملکرد دوران سازندگي به تمرکز سياسي در دوره سازندگي به تلاش دولت براي افزايش خصوصي سازي در آن دوره اشاره کرده و آن را عامل ايجاد فاصله طبقاتي مي داند. به گفته او، خط فقر به تدريج از متوسط جامعه به سمت بالا حرکت کرد و اقشار جديدي به اقشار آسيب پذير جامعه اضافه شدند. او با اشاره به متزلزل شدن ارزشها در جامعه مي گويد: “در دوران سازندگي با افزايش فاصله ميان فقير و غني، تقابل ميان سنت و مدرنيسم و کمرنگ شدن ارزشهاي سنتي در برابر ارزشهاي مدرن مواجه هستيم” (توسلي، 1378، 87).
هاشمي رفسنجاني در 18 جولاي 1988 بيان داشت که پذيرش قطعنامه و پيامدهاي بعد از آن، فصل نويني از تاريخ سياسي ايران را شکل خواهد داد. در اين مرحله، واضح ترين نشانه هاي تحول در ايران مربوط به حوزه سياست خارجي مي باشد. در اين مورد، مقامات حکومتي، برخي از الگوهاي قبل را مورد ترديد قرار مي دهند. به طور مثال آقاي هاشمي در اين باره بيان داشت: “مهم ترين مسأله اين است که ما مي توانيم به دليل پذيرش قطعنامه و آتش بس، روند دشمن سازي که ايجاد شده است را متوقف کنيم. اين حرکت راه و روند جديدي را فرا روي قرار داده است. اخيراً افراد و کشورهاي زيادي امکانات موثري را در اختيار صدام حسين قرار داده اند. اگر آنها از ما نگران نبودند، مبادرت به چنين کاري نمي کردند”. به موجب اين تغيير و تحول شاهد دگرگوني در جهت گيري سياست خارجي ايران مي باشيم. در دوران جديد،آرمان گرايي انقلابي جاي خود را به سياست جديدي داد که به واقع گرايي معروف است.
در اين مقطع عواملي چون پايان يافتن جنگ، ضرورت ناشي از بازسازي خرابي هاي ناشي از جنگ، محاصره اقتصادي و تنگناهاي سياست داخلي، نياز به استفاده از امکانات و سرمايه گذاري خارجي و … باعث گرديد تا مسئولان جمهوري اسلامي بر لزوم اتخاذ جهت گيريهاي جديد در سياست خارجي به تلاش براي خروج ايران از انزواي بين المللي اقدام کنند. به همين دليل مقامات ايران متعاقب پذيرش قطعنامه، آشکارا اعلام داشتند که جمهوري اسلامي درصدد نزديکي با جهان خارج در دهه دوم انقلاب خواهدبود و در اين راستا آقاي هاشمي رفسنجاني تلاش نمود تا شرايط لازم را براي عادي سازي روابط با بازيگران منطقه اي و بين المللي فراهم آورد (فوزي، 1384، 285).
جمهوري اسلامي ايران تحت مديريت اجرايي رئيس جمهور، رفسنجاني، به تلاشي براي جستجوي گزينه هاي راديکال در راهبردهاي توسعه اقتصادي پايان داده و در تعقيب سياست اقتصادي مطابق با الگوي کشورهاي جهان سوم و سرمايه داري غرب بر آمد. سياست هاي اقتصادي جديد بر آن بود تا روش هاي توده گرايي دهه 1980 را کنار گذاشته و همگرايي مستحکم تري را در سيستم اقتصاد سرمايه داري جهاني پيدا نمايد. هدف اين سياست بازنگري اقتصاد در هم ريخته، گسترش حوزه مشارکت خارجي و خصوصي سازي اقتصاد داخلي کشور بوده است. لازم به توضيح است که ترکيبي از عواملي مانند رحلت امام خميني (ره)، ضعف سازماني جناح هاي تندرو در داخل دولت و ظهور رهبري متحد و هماهنگ حول محور آيت اله خامنه اي – رفسنجاني، زمينه لازم براي بررسي و تحقيق راهبردهاي جديد اقتصادي توسط دولت آقاي هاشمي رفسنجاني را فراهم آورد (همان، 18).
اقدامات دولت در بازسازي کشور و ايجاد زيرساختهاي اقتصادي و فرهنگي در کشور که در قالب برنامه هاي اول و دوم در سال هاي رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني انجام شد پيامدهاي مثبت و منفي مختلفي را در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي کشور به جاي گذارد. اجراي برنامه توسعه اول در اين دوران، علاوه بر رونق بخشيدن به فعاليت هاي اقتصادي، باعث ايجاد تحرک در سرمايه گذاري، توليد و اشتغال و تأمين رشد متوسط ساليانه 3/7 درصد توليد ناخالص داخلي شد و بازسازي خسارت خرابي هاي جنگ تا حدي ترميم گرديد.
3- دوران اصلاحات
با روي کار آمدن دولت خاتمي، روند تنش زدايي در روند سياست خارجي کشور که در دوران هاشمي رفسنجاني آغاز شده بود، سرعت بيشتري گرفت. خاتمي با تکيه بر توسعه سياسي در داخل و به کارگيري مفاهيمي چون تنش زدايي و گفتگوي تمدنها در خارج، چهره سياسي جديدي از ايران را نزد افکار عمومي جهان ارائه کرد و تلاش نمود تا در اين مسير گام بردارد. خاتمي اهداف اصلي دولت خود را موارد زير ذکر کرد:
تنش زدايي در عرصه روابط بين الملل براساس رعايت اصول حکمت، عزت و بازسازي روابط سياسي دوجانبه با کشورها، افزايش حضور و تأثير دولت در مجامع و سازمان هاي بين المللي، ارتقاء منزلت فرهنگي جمهوري اسلامي و تغيير نگرش ايرانيان مقيم خارج از کشور. وي تلاش کرد تا در اين ارتباط با بکارگيري لحن ملايم و سازگار با ادبيات بين المللي با مردم و نخبگان فکري و فرهنگي در جهان و مخصوصاً در کشورهاي غربي و همچنين با سفرها و مذاکرات خود با مسئولان سياسي کشور و بکارگيري گفتمان همکاري و در عين حال نقادانه، زمينه تغيير نگاه به ايران را در عرصه بين المللي فراهم کند (فوزي، 1384، 349).
اکثريت قاطعي از مردم خواستار ايجاد تغيير در بستر دروني و حفظ چارچوب نظام سياسي کشور بودند. تغييري که لزوماً در چارچوبهاي اسلامي و ملي صورت گيرد. شعارهاي تبليغاتي آقاي خاتمي به نکات اصلي و چارچوبي در صحنه داخلي و خارجي کشور تأکيد داشت. خط مشي هاي اعلام شده وي عبارتند بودند از : حاکميت قانون، حقوق و آزادي هاي سياسي مردم، رفع تبعيض هاي اجتماعي، تسامح و مدارا و… در زمينه سياست خارجي نيز آقاي خاتمي خط مشي و تنش زدايي، اعتماد سازي و بهبود و گسترش روابط سياسي و اقتصادي ايران با کشورهاي جهان و به ويژه منطقه خاورميانه را مدنظر قرار داد. بنابراين اعلام سياست تنش زدايي و اعتماد سازي و طرح متعال “گفتگوي تمدنها” و به دنبال آن سياست خارجي جديد و متحول ايران در منطقه از سال 76 به بعد را مي توانيم به نوعي شروع يک دوران نوين از ثبات و آرامش و تفاهم در خليج فارس ناشي از روابط دوستانه و تعامل ايران با کشورهاي منطقه بدانيم (نشريه سياست خارجي، سال 4، شماره 14، 6-2).
به طور اساسي تنش زدايي در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت به اين معني است که ايران در سياست خارجي خود درصدد رفع سوء تفاهم هاي انباشته شده از گذشته و در تلاش جهت پايان دادن به هر نوع تنازع و کشمکش بين المللي است و براي امنيت خود به واقعيت هاي موجود بين المللي توجه دارد، يعني به هنگام بودن سياست خارجي، برخورد برنامه ريزي شده و بروز با نظام بين الملل و بازيگران آن را اقتضا مي کند (نشريه سياست خارجي، سال 13، شماره 4، 1045-1044).
از ديدگاه خاتمي سياست تنش زدايي در عرصه منطقه اي و بين المللي مطلقاً يک سياست تاکتيکي نيست بلکه يک راهبرد است و ما معتقديم که صلاح ما و صلاح منطقه (خليج فارس و خاورميانه) و جهان در تثبيت و گسترش سياست تنش زدايي مي باشد. به اين ترتيب گسترش روابط با کليه کشورهاي جهان براساس احترام متقابل، منافع مشترک، نفي هرگونه سلطه گري و سلطه پذيري و تأکيد بر نهادينه شدن مقررات حقوق بين الملل، تلاش در جهت کاهش تشنج در سطح منطقه بين المللي، تقويت و انسجام و وحدت کشورهاي اسلامي و غير متعهد از جمله اولويت هاي سياست خارجي ايران بر مبناي تنش زدايي در دوران حکومت آقاي خاتمي است (سياست خارجي، سال 14، شماره 4،



قیمت: تومان

این نوشته در مقالات و پایان نامه ها ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید